تئاتر حرفه ماست، تفنن هم نیست. حرفه هم یعنی فعالیتی که صاحب حرفه را تأمین مالی میکند. اما در تئاتر امروز ایران هنرمند نه تنها تأمین نمیشود که تأخیرهای زیادی را هم باید تحمل کند. این تأخیرها هیچکدام موجه نیست. ما فقط سعی میکنیم شرایط را درک کنیم و این بینظمیها را به پای بدقولی مدیران نگذاریم.
در مورد نمایش «شکار روباه» که چندی پیش روی صحنه بردم اعضای گروه نمایش فقط بخشی از دستمزدهای خود را دریافت کردند. قرار بر این شد که الباقی دستمزدها در پایان نمایش پرداخت شود اما پیامی از جانب مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی برایمان ارسال شد و در قسمتی از آن برای من نوشته شد که با اغماض به این عدمپرداخت نگاه نشود. با این قول که بعد از تعطیلات نوروزی مابقی دستمزدها پرداخت میشود.
باید علت عدم پرداختها به گروههای نمایشی بررسی شود. متأسفانه یکی از عمدهترین دلایل تأخیر در پرداخت دستمزدها را باید در تضاد بین تقویم مالی- اداری تشکیلات دولتی و زندگی هنرمندان دانست. بودجه ادارات اصولاً در فصول خاصی پرداخت میشود ولی هنرمندان با مسائل اداری سروکار ندارند. هنرمند فعالیت خود را انجام میدهد و باید دستمزدش را هم دریافت کند.
متأسفانه این تضاد و تناقض هیچگاه حل نشده است. مدیران مرکز هنرهای نمایشی باید سعی کنند که اگر دیوانسالاری دستخوش تأخیر و نقصان است، هنرمند قربانی آن نشود.
متأسفانه در سالهای اخیر کمتر اتفاق افتاده که مرکز هنرهای نمایشی دستمزدها را به موقع پرداخت کرده باشد. در شرایط کنونی باید پذیرفت که مشکلات اداری وجود دارد، اما این توجیه برای دریافت دستمزد، برای هنرمند جایز نیست و بهتر است که دلایل این تأخیر در پرداختها گفته شود تا هنرمندان با آرامش بیشتری با قضیه مواجه شوند. بیشک دلسوزی مدیران و مسئولان میتواند این تضاد را کم و یا برطرف کند.
امید است که این اتفاق هرچه سریعتر بیفتد چرا که گروههای نمایشی با این قول و قرارها کار خود را آغاز میکنند و هر گروهی هم باید خودش مسئولیت دریافت دستمزدها را به عهده بگیرد.






نظر شما