به عنوان مثال کار محمد حاتمی در نمایش «کارناوال با لباس خانه» که تعاریفی را از سینماگران، کارگردانان و منتقدان به همراه داشت اما تصور میکنم که کار او در این نمایش دیده نشده، همانطور که کار مهسا کریمزاده و صبا کمالی نیز دیده نشده است.
در نمایش «خدای کشتار» نیز شاهد بازی فوقالعادهای از الهام پاوهنژاد بودیم که نام او نیز در میان نامزدها دیده نمیشود. کاظم هژیرآزاد هم در این نمایش بازی خوبی ارائه کرده بود که بسیار متفاوت از کارهای قبلی او در تئاتر به نظر میرسید.
افشین هاشمی در «مانیفست چو» بازی زیرپوستی خوبی انجام داده بود. ظرایفی که او در بازی خود به خرج داده بود بسیار جالب توجه بود.
گریه او در صحنه پایانی نمایش زمانی که مادربزرگ برای او داستان میخواند بازی ویژهای را میطلبید، او به بهترین شکل از پس ایفای این نقش برآمده بود. اگر این ظرایف در بازیگری توسط هاشمی رعایت نمیشد، مطمئناً ما با «چویی» مواجه میشدیم که اصلاً امکان برقراری ارتباط با او فراهم نبود.
بازی سهیلا رضوی و ستاره اسکندری در «شکار روباه» نیز میتوانست از سوی هیأتداوران مورد توجه قرار بگیرد. ستاره اسکندری یکی از بهترین بازیهای خود را در «شکار روباه» به نمایش گذاشته بود اما نمیدانم به چه دلیل عنوان او در میان نامزدها دیده نمیشود.
بعضی کارها سه چهار نامزد دارند و نمیفهمم چرا بعضی از کارها اصلاً مورد توجه قرار نگرفتهاند. اگر قرار باشد جشن بازیگر کاملاً منصفانه برگزار شود، همه آثار باید در یک حد و اندازه دیده شده و مورد توجه باشد.
حب و بغضها باید در جشنی همانند جشن بازیگر کنار گذاشته شود و تمامی آثار از سوی هیأت داوران دیده شود. وقتی به فهرست نامزدها نگاه میکنم این مسأله به وضوح دیده میشود که گویا اصلاً هیأتداوران به تماشای برخی از آثار ننشستهاند یا توجه لازم را زمان دیدن آنها نداشتهاند که امروز در میان نامزدها اسامی برخی از بازیگران دیده نمیشود. بازی نرگس امینی و هومن برقنورد در گاردن پارتی در حدی بود که از سوی داوران مورد توجه واقع شود اما داوران گویا دقتنظر لازم را در زمان دیدن برخی آثار صرف نکردهاند.






نظر شما