۰ نفر
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۰۵:۴۸

1- آندره بازن، در دو مقاله‌ بنیادین‌اش درباب قیاس، تئاتر و سینما، در پایان تفاوت را در «بازیگر» می‌یابد

 چه به زعم او می‌توان سینما را بی‌حضور بازیگر تصور کرد، ولی تئاتر را نه. به باور او تفاوت نه در میزانسن، در متن نمایشی یا صحنه‌پردازی که صرفاً در «بازیگر» است. اوست که به صحنه معنی می‌دهد.

2- در کتاب «مقدمه‌ای بر تئاتر» نویسنده در جمله‌ای بنیادین و ساده شده، تئاتر را این چنین تعریف می‌کند: «A‌ در نقش B، در حالی که C آن را تماشا می‌کند.» باز بر تنها چیزی که تأکید می‌شود، بازیگر است و تماشاگر؛ ارتباط‌شان و مواجهه‌ بلا‌واسطه و رودررویشان.

3- آنتونن آرتو، این نظریه‌پرداز شیدای تئاتر مدرن، در کتاب معظم‌اش، «تئاتر و همزادش»، شورانگیز و پر شر، تأملاتش را در باب آنچه، «تئاتر شقاوت» یا «تئاتر خشونت» می‌نامد، بیان می‌کند؛ تا در میانه‌ این کلمات مغلق و این نظریه‌پردازی‌های سودایی، بازیگر پرتوان و به سان موجودی اسطوره‌ای، که توان‌اش را از لاهوت می‌گیرد، به بطن نظریه‌های تئاتر مدرن بازگردد.

4- پس بیهوده نبود که گروتوفسکی و باربا، تمام بنیان نظری و عملی‌شان را بر بازیگران گذاشتند؛ تا در آثارشان تنها چیزی که بر صحنه ماند، «بازیگر» باشد. بازیگرانی که گویی گوچی‌های هندی هستند، که باید سلوکی را از سر گذرانند. این تنها بازیگر است که بر صحنه معنی دارد. تئاتر به تعریف اولیه‌اش ارجاع می‌دهد، تا تنها هنری باشد که بر نخستین نیاز انسانی پایدار بماند. ارتباط مستقیم، بلاواسطه، زنده و رودرروی دو انسان؛ بازیگر و تماشاگر.

5- پس این «بازیگر» است که نه فقط صحنه را، که تئاتر را می‌سازد. تقابل رو‌درروی این تنها دو عنصر بنیادین و اولیه است که همچون عناصر اولیه ارسطویی، به جهان نمایش معنی می‌دهند، تا تئاتر مفهوم یابد، تا متن نمایشی شکل عینی بگیرد،‌ تا جهان خلق کند، که در آن هم تماشاگری مسخر حضور بازیگرانی شود که این سلوک را از سر گذرانده‌اند، تا به منبع الهام لاهوتی‌شان دست یابند و آن را بر صحنه جاری کنند. بازن چه خوب دریافته بود که تئاتر، واجد آن یگانه عنصر هویت‌بخشی است که همزاد ناخلف‌اش، آن را از کف داده است.

6- امروز ششمین جشن بازیگران تئاتر برگزار می‌شود تا فرصتی باشد، برای ستایش این یگانه هویت تئاتر، ولی در تئاتری که بقایش را تنها به صرف ضرب و زور حفظ می‌کند، آیا اصولاً حیاتی مانده، تا بخواهد، هویت‌اش را زنده بر صحنه‌ها ببیند؟ شاید به جز چند نفر، که هنوز توان دارند تا بر صحنه جادویمان کنند و امید دهند که می‌توان از این یگانه لذت زنده، سر کیف آمد و سرخوش شد، دیگر امیدی نمانده باشد. ولی حضور همین چند نفر را ارج می‌نهیم. حیف که تعدادشان خیلی کم است. خیلی کم‌تر از فهرست نامزدهای پیش‌رویمان.

کد مطلب 6903

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار