در آغاز سال جدید بازهم خبر افتتاح 10 سالن نمایش به گوش رسید. اما در شهری مانند تهران که 14 میلیون نفر در آن زندگی میکنند با افتتاح ده سالن اتفاقی در راستای رونق بیشتر تئاتر رخ نخواهد داد. شاید با راه افتادن چند سالن نمایش، تنها بخشی از مشکل تئاتر حل میشود، ولی همه معضل تئاتر نداشتن سالن نیست. در دوره حاضر دانش تئاتری ما به شدت پایین است، آموزش بسیار ضعیفی داریم و نکته مهمتر اینکه انتقادپذیر نیستیم. برخی منتقدان ما هم بر مبنای کینهها و عقدهها و ناآگاهی خود دست به قلم میبرند.
البته فرصتهای اجرا نباید تنها به اداره کل هنرهای نمایشی محدود شود. اگر کسی از نیاوران و یا نازیآباد میخواهد تئاتر ببیند نباید مسافت طولانی را طی کند تا به تئاتر شهر بیاید. ولی این فقط یکی از دلایل است، مشکل اصلی این است که ما مخاطب را به خوبی نمیشناسیم. هر منطقهای فرهنگ خود را دارد و باید بر مبنای فرهنگ آن منطقه کار را انجام داد تا مخاطب با تئاتر آشتی کند. البته راضی کردن مخاطب بسیار ساده است و کار سخت و پیچیدهای نیست یک سری فرمول دارد که اگر فرمولهای به اصطلاح تئاتری گیشه را لحاظ کنیم خیلی راحت میتوانیم مخاطب را به سالن بکشانیم. اگر به فیلمهایی که به روی پرده نمایش داده میشوند نگاه کنیم متوجه میشویم که فیلم پرفروش، فاقد فاکتورهای یک فیلم خوش ساخت است اما مخاطب زیادی را به خود جلب کرده است و متأسفانه فیلم خوبی که در این فصل اکران شده با استقبال مواجه نشده است. به همین دلیل ملاک اینکه چه تئاتری خوب است میزان مخاطب نیست و اگر تئاتری مخاطب نداشته باشد لزوماً تئاتر خوبی نیست. متأسفانه در مملکت ما فرهنگ تئاتری وجود ندارد. چراکه مخاطب ما برای اینکار تربیت نشده است. عوامل مختلفی باید دست به دست هم بدهند تا مخاطب به سالن تئاتر بیاید. این عوامل از رسانه گرفته تا مسائل اقتصادی، روانشناسی و سیاسی جامعه را شامل میشود. در تمام جهان افتخار سینما به این است که از هنرمندان تئاتر استفاده کنند، اما در کشور ما عکس این اتفاق میافتد و این یک فاجعه برای تئاتر ماست. اما همانطور که مشاهد میشود گروههای تئاتری برای جذب مخاطب به هنرمندان سینمایی روی میآورند. متأسفانه ما منار را دزدیدهایم ولی چاهی برای آن نداریم. ما دانشگاه زیاد داریم اما جای تردید است که استاد هم داشته باشیم؟ کیفیت تئاتر با بخشنامه و دستورالعمل ارتقا پیدا نمیکند واین نیازمند سالها عمر، زحمت و مطالعه است. متأسفانه در حال حاضر ما همه اینها را کنار گذاشتیم و میخواهیم یک شبه ره صد ساله برویم. ما با نام تئاتر تجربی و پسامدرنیسم و بازیهایی از این قبیل که حقیقتاً بازی است و نه هنر، میخواهیم این اتفاق را ایجاد کنیم. طبیعی است که این پروسه باید پشت سر گذاشته شود تا به یک آرامش برسیم.
نظر شما