
شاید بتوان رادیو را صمیمىترین رسانه دانست. از آن جهت که مخاطب ملزم نمىشود در مکان خاصى از آن استفاده کند: بر عکس تئاتریا سینما که مخاطب باید در سالها ومکانهاى خاصى باشد و آداب خاصى را رعایت کند. و یا حتى تلویزیون که در مکان خاصى قرار مىگیرد و مخاطب ملزم است زاویه و محل قرارگیرى خود را نسبت به تلویزیون در خانه خود نیز تنظیم نماید. اما در رادیو مخاطب مىتواند در خانه،اتومبیل،در جمع و یا تنها در فضاى بسته و یا فضاى آزاد ، ایستاده ،نشسته درحال حرکت و... به رادیو گوش دهد .
در سینما و تلویزیون مخاطب نمىتواند از نزدیک و کناره پرده سینما فیلم را ببنید یا استفاده مناسبى از اثر بکند و حتى در تئاتر فاصله تماشاگر(مخاطب) با صحنه نمایش ،اندازه معینى دارد که تماشاگر از این محدوده جلوتر نمىرود . اما رادیو ارتباط تنگانگى با مخاطب دارد. البته شاید این مواردجنبه سمبولیک داشته باشد ولى به هر حال این مسائل رادیو را از دیگر رسانهها متمایز مىسازد . در رادیو با تصاویر ذهنى روبرو هستیم و تصویرى وجودندارد جز ذهن مخاطب و نویسنده رادیویى هیچ تصویرى را به مخاطب تحمیل نمىکند. ( پرده تصاویر ذهن مخاطب است.) بهعنوان مثال : هر شنونده مىتواند کاراکتر نمایشى رادیو را با چهرهاى به دلخواه خودش تصویر کند ویا حتى مکانى که نمایش رادیویى در آن مکان اجرا مىشود . به این ترتیب حتى در ریزترین جزئیات نمایش مختار مىباشد.
مخاطب رادیو همیشه در حال فرار است . یعنى کمترین نکته کسالتآورى در رادیو باعث مىشود که مخاطب خود را از دست بدهد. پس نمایش رادیویى باید جذاب،هیجانانگیز و تحریک کننده باشد این موضوع در همه مدیومهاى دراماتیک (تلویزیون،سینما و تئاتر) صادق است و در رادیو این مسئله قابلتوجهتر مىباشد. با این تفاسیر شاید بتوان گفت که رادیو باید به جادوى زبان مجهز باشد وبا ابزار کلام بتواند مخاطب را جذب کند .






نظر شما