التزام به ولایت فقیه به عنوان اصل اساسی در جمهوری اسلامی، رکن رکین قانون اساسی به شمار می رود که تمام کسانی که قانون اساسی را پذیرفته اند و در چارچوب این نظام قصد فعالیت سیاسی دارند باید آن را نصب العین خود قرار دهند و از دستورات ولی فقیه اطاعت محض داشته باشند.
التزام به ولایت فقیه آنقدر واضح و روشن است که نیازی به توضیحات جانبی ندارد چون تمام کسانی که خود را ملتزم به ولایت فقیه می دانند به این مساله آگاهی دارند که در اطاعت از ولایت فقیه نباید استثنا قائل شد و باید از تمام دستورات اطاعت کرد گرچه نظریه ولی فقیه در برابر نظریه خود فرد قرار بگیرد.
بسیاری بر این باور هستند که این استفتا ابهامات موجود در مورد التزام به ولایت فقیه را برطرف کرده است در برابر این اظهارات باید تصریح کرد که ابهامی وجود نداشته است که حالا بر طرف شده باشد هر چند صدور این استفتاء بر صراحت این مساله افزود و بر همین مبنا حجت بر تمام افراد تمام شد.
این مساله را نباید از نظر دور داشت که هر دو گروه یعنی کسانی که التزام عملی به ولایت فقیه داشتند و چه کسانی که التزام عملی به ولایت فقیه نداشتند هر دو گروه در این مورد ابهامی نداشتند اما در این میان کسانی که نمی خواستند از دستورات ولی فقیه اطاعت کنند با این بهانه می خواستند که عدم التزام خود را توجیه کنند.
صدور این استفتا منشا آثار زیادی در جامعه ما شد از یک سو حجت بر کسانی که بهانه تراشی می کردند تمام شد و دیگر نمی توانند اقدامات خود را توجیه کنند و از سوی دیگر میزان شفافیت در جامعه ما افزایش یافته و بهتر می توان در مورد عملکرد احزاب و گروه ها قضاوت کرد چون معیار واضحی وجود دارد که آن تبعیت محض از ولایت فقیه است.
این استفتا نه فقط برای احزاب و گروه های سیاسی بلکه برای مراجع تقلید نیز حجت را تمام کرد همچنانکه آیت الله مکارم شیرازی تصریح کردند که وقتی ولی فقیه حکم حکومتی صادر می کنند حتی مراجع نیر ملزم به اجرا هستند فارع از تمام نکاتی که مطرح شد باید به این مساله اشاره کرد که این استفتا موجب خواهد شد افراد بیشتری در دایره نظام قرار بگیرند زیرا افرادی معتقد به موازین شرعی هستند و پس از صدور این استفتا بنا برحجت شرعی در این دایره قرار می گیرند .
دبیر کل حزب موتلفه اسلامی






نظر شما