در همین مراسم از برخی از ناشران و نویسندگان به عنوان فعالترین ناشران و نویسندگان منابع کتابخانهها تجلیل شد.
دوم: نگاهی به فهرست افراد و آثار معرفیشده در این مراسم خود میتواند سطح و کیفیت این جشن را نشان دهد و حتی تابلویی باشد برای رصد کردن سیاستگذاریهای نهاد کتابخانههای عمومی. اگرچه هنوز ملاکهای این انتخاب مشخص نیست،اما از دورنمای کار برمیآید که از قرار هر ناشری که دستی گشادهتر در بذل و بخشش آثارش به کتابخانههای عمومی داشت، بر صدر قرار گرفته است. در واقع هدف معرفی بهترین ناشران و کتابها نیست، بلکه هدف جایزه دادن به ناشرانی است که بیشترین تخفیفرا به نهاد کتاب خانههای عمومی دادهاند. و این هدف با هدف نهضت مطالعه مفید در تضاد و تنافری شگفت قرار دارد. چرا که اگر قرار است مطالعهای مفید رخ دهد،ابتدا باید کتابهم مفید و ممتاز باشد و کتاب ممتاز هم از زیردست ناشر و نویسنده ممتاز بیرون میآید و نه ناشرانی که کیفیت کاری برخی از آنها اظهر منالشمس است.
نکته مهمتر غیبت اسامی برخی از ناشران شاخص حوزه کتابهای مرجع است. در حالی که ما چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی داریم ناشرانی چون دائرهالمعارف بزرگ اسلامی،یا دانشنامهجهان اسلام و یا انتشارات سخن،فرهنگمعاصر و ... که در زمینه تولید آثار مرجع شاخص و شناختهشدهاند، حتی یک ناشر اثر مرجع در این فهرست وجود ندارد. این درحالی است که از جمله کتابهای مهم و صدرنشین در کتابخانهها آثارمرجع است و اگر از هر کتابشناس وکتابداری کم سن و سالی هم پرسیده شود که اولویت قرار گیری کتابها در کتابخانهها چگونه است، او ابتدا کتابهای مرجع را موردتاکید قرار میدهد. چرا که کتابهای مرجع میتوانند بیشترین اطلاعات را در کمترین فضای کتاب در اختیار خواننده قرار دهند و علاوه بر آنها ، خواننده و کتابخوان را به کتابهای خاصتر درباره آن موضوع رهنمون شوند.
سوم: برگزاری چنین جشنهایی طبیعی است که حرکتی فرهنگی است،اما این گونه حرکتها اگر قرار است به ذکر آْمار و ارقام و دادن جایزه به چند ناشر دوست و آشنا و نه چندان کیفی منحصر شود، طبیعی است که هم اسباب آزردگی ناشران کهنهکار و ممتاز را فراهم میسازد و هم اینکه مقصود و هدف اصلی از تاسیس سازمانی چون«نهاد کتابخانههای عمومی» را زیر سوال میبرد و فلسفه وجودی آن را تحتالشعاع قرار میدهد.
هر جشنوارهای برای خود فلسفه وجودی ای دارد و طبیعی است که جایزهها و برگزیدگان هم بر اساس چنین فلسفهای چیده میشوند و آنگاه قضاوت بیرونیان(ناشران و اهل فرهنگ) هم بر اساس همین نوع جایزهها شکل میگیرد. برای نمونه نهاد کتاب سال به رغم تلاطمهای فرهنگی فراوان حوزه کتاب، همچنان نهادی قابل اعتماد است، چرا که اگر اثری از ناشری نه چندان موافق دولت انتشار یابد که معیارهای یک اثر خوب را داشته باشد، آن اثر برگزیده و معرفی میشود. به همین دلیل است که در سالهای اخیر در جایزه کتاب سال آثار ناشرانی چون نی، مرکز،توس،سخن و فرهنگ معاصر و ... در زمره برگزیدگان جای گرفتند.
اما نهاد کتابخانههای عمومی با معرفی برگزیدگان و بیاعتنایی به برخی ازناشران نامدار حوزه فرهنگ و هنر نشان داد که تابلویی بیرونق از خود را در معرض افکار عمومی قرار داد و عملا تایید کرده است که کیفیت در نظر مدیران و سیاستگذاران این حوزه ، امر تازهای است که با تعریف عموم اهل فرهنگ تفاوتهای اساسی دارد.






نظر شما