بخشایشی نوشته است: مصر از کشورهای مهم در خاورمیانه است که به واسطه واقع شدن در موقعیت جغرافیایی شاخ آفریقا و همچنین قرار گرفتن در نزدیکی کانال سوئز از اهمیت استراتژیک زیادی برخوردار است.همین مسئله در طول تاریخ،همواره مصر را در کانون توجه قدرتهای بزرگ قرار داده است. نمونه بارز آن وقوع جنگ سال 1956 و حمله سه کشور فرانسه،انگلیس و اسراییل به مصر با هدف آزادسازی کانال سوئز بود که نهایتا این حمله منجر به ملی شدن کانال و استفاده عمومی همه کشورها از این آبراه مهم گردید.
وی در ادامه می نویسد:در ساختار انتخاباتی این کشور نیز تنها حزبی میتواند برای انتخابات کاندید معرفی کند که حداقلی از نمایندگان را در مجلس مردمی داشته باشد،در غیر اینصورت کاندیدای منفرد علیرغم دارا بودن موقعیتهای ویژه اعم از داشتن شخصیت بینالمللی و جهانی،راه به جایی نمیبرند. نمونه بارز این وضعیت، البرادعی است که از زمان خداحافظی با پست ریاست آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ورودش به مصر رویای ریاستجمهوری مصر را در سر میپروراند.
بخشایشی می افزاید: چالش مهمی که البرادعی با آن روبروست اینست که مردم مصر به او به عنوان چهرهای ملی و بینالمللی مینگرند و نه مذهبی. حال آنکه مذهب در مصر از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار بوده و اگر شخصیتی در مصر بتواند اولا مذهبی باشد و ثانیا قانون حاکم، اجازه مشارکت در انتخابات را به وی بدهد،حتما پیروز خواهد بود. در توجیه این امر باید گفت که مردم مصر هم فرهنگیاند و هم مذهبی مثلا اگر فردی از اخوانالمسلیمن وارد انتخابات شود،حتما پیروز خواهد شد.کاندیدهای مجلس شورای این دوره نمونه بارز این ادعاست.کاندیدهای حاضر علیرغم اینکه به اخوانالمسلمین وابستگی داشتند ولی مستقل در انتخابات این دوره شرکت کردند و در نهایت هم پیروز شدند . حال با توجه به این فضا نمیتوان پیشبینی کرد که البرادعی پیروز میدان باشد. چون اولا با مانع بزرگی به نام ساختار قانون اساسی مواجه است و ثانیا علاقمند است به صورت مستقل و بدون حزب وارد انتخابات شود.ثالثا،مردم مصر وی را به عنوان چهره مذهبی و معنوی نمیشناسند اگرچه از دید اخوانالمسلمین و حزب الغد به عنوان شخصیتی مصلح معرفی شده است.
متن کامل یادداشت بهرام امیر احمدیان را با عنوان ترس آمریکا از افشاگریهای البرادعی اینجا بخوانید.






نظر شما