گفتگوی اختصاصی خبرآنلاین با دکتر اشتیاق احمد، استاد روابط بین الملل دانشگاه قاعد اعظم پاکستان

محمد امین خرمی - تروریسم بار دیگر از خاک هند سر بر آورد تا این بار خونین ترین حادثه تروریستی این کشور را رقم زند. حدود 200 نفر در جریان حمله 10 مرد مسلح که گفته می شود از پاکستان با قایق خود را به شهری بمبئی، یکی از مهمترین مراکز تجاری هند، رسانده بودند کشته شدند. پلیس هند پس از 59 ساعت درگیری با آن ها 9 نفر را کشته و یک نفر را دستگیر کرد، تا این جوان 21 ساله کلید معمای این حملات باشد. با گذشت چند روز از حملات مشخص شده که تروریست ها با لشکر طیبه، گروهی تندرو مستقر در پاکستان، مرتبط بوده اند. برخی حتی سازمان اطلاعاتی پاکستان، ISI، را متهم به دست داشتن در حوادث بمبئی می کنند. همانند گذشته بار دیگر روابط بین دو کشور همسایه به شدت متشنج شده و حتی برخی یگان های نظامی دو طرف به حالت آماده باش در آمده اند.

 به منظور بررسی حوادث اخیر، با دکتر اشتیاق احمد، استاد روابط بین الملل دانشگاه قاعد اعظم اسلام آباد، روزنامه نگار و نویسنده، گفتگویی انجام داده ایم تا نظر ایشان را در رابطه با حوادث اخیر جویا شوم.

  فارغ از اتفاقات اخیری که رخ داده است، به نظر شما ریشه تروریسم فعال در منطقه را باید در کجا دید؟
ریشه تروریسم در این منطقه را بایستی در حمله شوروی به افغانستان در سال 1979، جنگی که پس از آن علیه نیروهای شوروی در گرفت و بعد از آن هم کشمکش بر سر قدرت در میان گروه های مجاهد مختلف و قدرت های منطقه جستجو کرد که در نهایت نیز به قدرت گیری طالبان منتهی شد. به علاوه مسئله تروریسم با جنگ ایالات متحده علیه آن نیز مرتبط می شود. جنگ علیه تروریسم در ابتدا باعث سرنگونی رژیم طالبان شد اما به هر حال طی سال های اخیر بار دیگر شاهد خیزش دوباره نیروهای طالبان در منطقه بوده ایم. رژیم طالبان با پناه دادن به نیروهای القاعده، افغانستان را به محیط امنی برای تروریسم بین الملل تبدیل کرده بود. با وجود جنگ هفت ساله ایالات متحده علیه تروریسم، نیروهای القاعده هنوز هم برای افغانستان، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه تهدیدی جدی تلقی می شوند.    

 هر زمان حمله ای تروریستی در خاک هند رخ می دهد، سیاستمداران و رسانه های هندی بلافاصله دولت پاکستان را متهم می کنند که در حملات دست داشته است؛ به نظر شما دلیل این رویکرد چیست؟  
این مسئله ممکن است نتیجه دنبال کردن یک سیاست آگاهانه از سوی دولت هند و یا به دلیل احساسات منفی نسبت به پاکستان و پاکستانی ها باشد. البته من عامل دوم را محتمل تر می دانم؛ چرا که بیشتر رسانه های هند، سیاستمداران و افرادی که رهبری افکار عمومی را در این کشور بر عهده دارند، نمی خواهند تغییرات بسیاری که طی سال های اخیر رخ داده است را بپذیرند؛ اکنون تروریسم القاعده برای تمام کشورهای منطقه تهدیدی مشترک تلقی می شود. در واقع، طی سال های اخیر تعداد افراد غیرنظامی که در پاکستان در اثر حملات انتحاری کشته شده اند بسیار بیشتر از تعداد افراد غیرنظامی بوده است که در هند و افغانستان بر اثر این حملات جان خود را از دست داده اند. هدف بسیاری از این حملات، حتی سازمان ISI بوده است. به نظر می رسد هند در زمان حال به سر نمی برد و واقعیت های موجود را نمی پذیرد. هند خود را در شرایطی تصور می کند که بیشتر به فضای حاکم بر دهه 1990 باز می گردد؛ یعنی زمانی که دولت پاکستان بر اساس استراتژی «ضربه به هند» از گروه های جهادی فعال در منطقه کشمیر حمایت می کرد، مانند زمانی که طبق سیاست «عمق استراتژیک» خود در افغانستان، حامی رژیم طالبان بود. اما همه این ها داستان های قدیمی است. در حال حاضر همان گروه طالبان به تهدیدی امنیتی برای پاکستان تبدیل شده است.

 تنها تروریست باقی مانده از حوادث اخیر بمبئی اعتراف کرده است که گروه آن ها به لشکر طیبه وابسته بوده است. فعالیت های لشکر طیبه در سال 2002  توسط دولت پاکستان ممنوع شد و دولت این گروه را گروهی غیر قانونی اعلام نمود. با این وجود بسیاری هنوز هم معتقدند این گروه توسط سازمان ISI پشتیبانی می شود. این ادعا را چگونه می بینید؟   
این گفته تنها متعلق به هند است و هیچ کس در پاکستان اینچنین اعتقادی ندارد. البته به خاطر دشمنی تاریخی موجود بین دو کشور اینچنین دیدگاه هایی قابل درک است.

پاکستان به هند پیشنهاد داده است تحقیقات به صورت مشترک انجام شود. من نمی فهمم چرا هند مانع تبادل اطلاعات می شود و چرا به پاکستان اجازه حضور در تحقیقات مربوط به حملات بمبئی را نمی دهد. دولت پاکستان اعلام کرده است که نتیجه این تحقیقات را می پذیرد، هر چه که باشد. در صورتی که مشخص شود لشکر طیبه یا هر گروه دیگری از پاکستان در حملات دست داشته است، دستگاه قضایی پاکستان بایستی اقدامات لازم را بر حسب وظیفه خود انجام دهد.

از آنجا که روند صلح بین پاکستان و هند، هنوز هیچ گونه معاهده استردادی در زمینه تروریسم را در بر نمی گیرد، بنابراین نمی توان از دولت پاکستان انتظار داشت 19 یا 20 نفری که از سوی هند متهم به دخالت در حملات شده اند را به این کشور تحویل دهد. مانند قضیه داوود ابراهیم، فردی هندی که متهم به دست داشتن در حوادث تروریستی سال 1993 بمبئی بوده است، دولت هند در ابتدا باید اثبات کند که وی در منطقه کشمیر ساکن است.

 دولت غیرنظامی زرداری از همان ابتدا سعی داشته است روابطش را با هند گسترش دهد. هر چند که بایستی منتظر زمان بود تا حقایق حملات بمبئی بر ما روشن شود، اما در صورتی که مشخص شود بین تروریست ها و سازمان ISI پاکستان ارتباطاتی وجود داشته است، آیا بایستی حساب دولت پاکستان را از این سازمان جدا دانست یا باید مسئولیت را متوجه دولت نیز کرد؟
این یک سؤال فرضی است. «اما و اگر» شما در اینجا بسیار بزرگ است، حداقل در شرایط فعلی؛ چرا که بسیار احتمال دارد دقیقا همانند آنچه در قضیه بمب گذاری در قطار سومجوتا دو سال قبل اتفاق افتاد، و در آن زمان هم پاکستان متهم به دست داشتن در بمب گذاری شد، ناگهان انگشت اتهام به سمت مقامات بلند پایه ارتش هند بچرخد.

 آیا در حملات بمبئی نقشی برای القاعده هم قائل می شوید، به طور مثال با هدف تغییر نقطه تمرکز دولت پاکستان از مناطق قبایلی و کشاندن آن به تنش و درگیری با هند؟
دقیقا، القاعده دوست هند نیست. همانطور که القاعده در بی ثباتی پاکستان منافع دارد، در بی ثباتی هند هم منافعی دارد. در صورت وقوع هرگونه درگیری بین دو کشور، در واقع این القاعده است که به اهداف خودش رسیده است. حتی اگر درگیری ها به صورت جزئی هم باشد، باز هم رهبران و نیروهای القاعده از این مسئله بسیار خشنود خواهند بود، چه برسد زمانی که آن ها بتوانند دو کشور و منطقه را به یک فاجعه اتمی بکشانند.

 وضعیت را در آینده نزدیک چگونه پیش بینی می کنید؟ آیا احتمال وقوع جنگی دیگر بین دو کشور وجود دارد؟ چه سرنوشتی در انتظار روند صلح بین دو کشور خواهد بود؟
خوب، من فکر نمی کنم هند و پاکستان بتوانند یک جنگ تمام عیار دیگر با هم داشته باشند. با توجه به فاکتور سلاح های هسته ای، این مسئله می تواند به عنوان یک خودکشی برای هر دوی آن ها و منطقه تلقی شود. با این همه، درگیری های جزئی مانند آنچه در سال 1999 رخ داد و درگیری در طول خط مرزی دور از ذهن نیست.در رابطه با روند صلح، شاید بدترین نتیجه حاصل از حوادث بمبئی این باشد که روندی که کم و بیش پیشرفت کرده بود، برای مدت ها به حالت تعلیق درآید. حداقل باید اینگونه پیش بینی کرد که این روند تا چند ماه پس از انتخابات ماه می 2009 در هند، متوقف خواهد ماند.  

کد خبر 800

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =