بازی فوتبال در داخل خودش نکاتی دارد که ما باید آنها را بیاموزیم و در بحث مدیریت این ورزش از آن استفاده کنیم.
شما وقتی میبینید تیمی که 11 بازیکنش یکپارچه هستند نتیجه میگیرد و تیمی که بازیکنانش یکپارچه نیستند نتیجه نمیگیرد، باید بدانید که همین رابطه در بحث مدیریت فوتبال نیز صدق میکند.
مثلا اسپانیا که قهرمان جام جهانی شد، از خودش رکورد پاسکاری را به جا گذاشت. آنها یکپارچه بودند و منسجم. اما وقتی به جزئیات تیم ملی اسپانیا نگاه کنید میبینید آنها فقط 11 بازیکن نبودند.
آنها اگر تماشاگر نداشتند، انگیزهای برای ارائه بازیهای زیبا نداشتند. بنابراین تماشگر بود که به آنها روحیه میداد تا زیبا بازی کنند. همین تماشاگر که به بازیکن انگیزه میدهد تا بازی خوبی ارائه دهد، باید رابطهای با تیم برقرار کند که این رابطه، از طریق یک رابط به نام رسانه برقرار میشود.
تماشاگر از طریق رسانه است که متوجه میشود چه اتفاقی در تیم مورد علاقهاش افتاده. رسانه یک رابطه بین تیم و تماشاگر است که اخبار تیم را میدهد، شفافسازی میکند و راهکار ارائه میدهد.
علت اینکه فوتبال این همه تماشاگر دارد، رسانهها هستند. قدرت رسانهها هم به این دلیل است که رابط بین تماشاگر و فوتبال است. رسانهها هستند که صندلیهای ورزشگاه را پر میکنند. آنها هستند که مطالبی منتشر میکنند تا سکوها پر شود.
رسانه است که ستارههای فوتبال را داخل دل مردم جا میدهد. بنابراین رسانهها عمدهترین نقش را در فوتبال دارند.
حالا مسئولان به چه دلیل رسانهها را تهدیدی علیه خود میبینند؟ به این دلیل که گاهی وقتها مسئولان شفاف نیستند و از شفافسازیهایی که رسانهها انجام میدهند بدشان میآید. طبیعی است که مسئولان از شفافسازی رسانهها رضایت نداشته باشند اما باید این را هم بدانند که همین شفافسازیهاست که باعث رشد میشود. رسانه باید شفافسازی کند و مسئولان باید از این شفافسازیها استفاده درست کنند. واقعا ما چرا از شفافسازیها نگران هستیم؟ زمانی که میتوانیم ایرادهای خودمان را با شفافسازی رسانهها برطرف کنیم، چه دلیلی وجود دارد که از این اتفاق استقبال نکنیم؟
البته من هم به عنوان کسی که مدتی در ورزش مدیریت کردهام، قبول دارم که گاهی رسانهها حرفهایی میزنند و مسائلی را مطرح میکنند که آدم در همان لحظه ناراحت و حتی عصبانی میشود، اما وقتی که زمان میگذرد، میبینیم که مطرح شدن این مسائل خیلی به نفع ما بوده و اثر مثبت داشتهاند.
اگر یادتان باشد، زمان ما، تیم ملی فوتبال را به بروجرد بردیم و آن را قرنطینه کردیم. اجازه ندادیم هیچ کسی هم بالای سر تیم باشد. تمام ارتباطها را قطع کردیم. اما همان حصاری که دور تیم کشیدیم، به ما ضربه زد. با اینکه مربی توانمندی داشتیم، در ایتالیا بلایی سرمان آمد که مجبور شدیم مربی تیم ملی را در یک قدمی جام جهانی برکنار کنیم.
حالا اگر در همان دوره اجازه داده بودیم رسانهها اطراف تیم باشند تا ضعفها را ببینند و آنها را گوشزد کنند، اتفاقهایی نمیافتاد که مجبور شویم در بدترین شرایط مربی تیممان را عوض کنیم.
به نظرم راه برخورد با مطبوعات این نیست که آنها را از تیم ملی دور نگه داریم. نباید به این بهانه که مطبوعات حاشیهسازی میکنند به آنها اجازه ندهیم اطراف تیم ملی باشند. راه برخورد با مطبوعات این است که اعمال ما شفاف باشد. مطبوعات هم اطرافمان باشند. آنها حرفشان را میزنند. حالا اگر حرف آنها بار مثبت داشت، آن را اجرا میکنیم و اگر بار منفی داشت، مجبور نیستیم به حرف آنها گوش کنیم. اگر فدراسیون فوتبال با مطبوعات ارتباط صمیمیتر و بهتری داشته باشد مطمئنا هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.
فدراسیون فوتبال باید این را بداند که رسانه نمیتواند نقد نکند. فدراسیون باید این را هم درک کند که برای برخورد با رسانهها احتیاج به شمشیر ندارد. مسئولان باید صعه صدر خود را بالا ببرند و انتقادها را تحمل کنند.
یک خواهش هم از رسانهها دارم و آن این است که راست بگویند، اما نه همه چیز را. بعضی وقتها ممکن است گفتن یک سری از حقایق، شرایط را بدتر کند. رسانهها باید برخی مواقع این مسائل را در نظر بگیرند. ممکن است با یک بار سکوت، مشکلات حل شوند. فکر کنم الان هم تیم ملی در شرایط سختی قرار گرفته که بد نیست رسانهها کمی کوتاه بیایند و اگر تیم ملی در جام ملتهای آسیا نتیجه نگرفت، آن وقت انتقاد کنند. با این حال به مسئولان فدراسیون فوتبال هم دوباره میگویم که برخورد قهری با رسانهها به سود فوتبال ایران نیست چراکه قدرت مسلم فوتبال، رسانهها هستند.






نظر شما