۰ نفر
۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۵
دمیدن به آتش؟!

اگرچه سعودی‌ها در قضیه خاشقچی ترامپ و یارانش را در وضع بدی قرار داده‌اند که نه راه پس دارند و نه راه پیش! اما بعضی به گونه‌ای از سکوت ایران صحب می‌کنند که گویی ایران می‌بایست با توپ و تانک به سراغ عربستان می‌رفت! این دسته فراموش و یا تجاهل می‌کنند که توپخانه‌های متعدد رسمی و غیررسمی رسانه‌ای ایران نیز بیکار ننشسته‌اند! اما دلایل عدم باد زدن ایران به آتشی که به پا شده است: ۱-حتی اگر نه هدف، حداقل نتیجه این ماجرا برای ماهی‌گیری از آب گل‌آلود توسط آمریکا و ترکیه است ۲- قرار دادن عربستان در موضع ضعف جهت سلطه بیشتر آمریکا بر منطقه و عربستان و تقویت نقش و قدرت ترکیه، ۳- شناخت از ماهیت فرد و ماجرای خاشقجی و عدم تائید وی، ۴-آگاهی از اهداف بازی‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای ۵-توجه به رابطه استراتژیک دو کشور و عدم جدیت آمریکا برای به زیرکشاندن رهبران عربستان که فعلاً بهترین سواری را می‌دهند!

نصرت الله تاجیک در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اگر چه جنگ یمن چهره بزک کرده سه دهه اخیر سعودی ها را عریان و زیست سیاسی اجتماعی عربستان را متاثر ساخته است، اما اگر اقدام موثری از سوی رسانه ها و مجامع بین المللی در جلوگیری از اقدامات قرون وسطائی عربستان برای حل چالشهای داخلی اش و از جمله رویاروئی با خواست شهروندانش مانند شیخ نمر که خواهان برگزاری انتخابات در این کشور شده بود و از تظاهرات ضددولتی در شرق عربستان حمایت کرده بود، صورت می پذیرفت، الآن جامعه جهانی و بشریت با چنین جنایات خشن و چندش آوری روبه‌رو نبود!

از اقدامات نمایشی ترامپ بعد از سکوت یک هفته ای و حرفهای ضد و نقیضش که بعضی از آنها مانند اقدام عناصر خود سر که مسیر آینده پرونده جمال خاشقجی را معلوم می کند بگذریم، عربستان ستون اصلی سیاست های آمریکا در منطقه و عنصر بسیار مهمی در سیاست های اقتصادی ترامپ و منشاء پول و رای آوری برای وی در انتخابات آتی است. اما این کشور روی چند گسل عمده از جمله بحران جانشینی و درگیری های درون خاندانی است که از فعال شدن آنها توسط هر قدرت داخلی و خارجی نه تنها می ترسد، بلکه حتی از خود عکس العمل بیش از اندازه نشان می دهد و لذا کلیه اقدامات داخلی و خارجی رهبرانش برای این شرایط جدید طراحی شده که دوران جدیدی است.

سعودی ها با تاخیری یک صد ساله نسبت به ایران و در پس یک دوران زیاد محافظه کاری سیاسی، اجتماعی مخصوصا در زمینه فرهنگی و مذهبی درگیر نوعی از مبارزه سنت و تجدد هستند واین امر در عربستان سعودی به تازگی رخ نموده و پا به عرصه گذاشته است و دلایل این تاخیررا نیز باید در مسایل فرهنگی، سیاست و حکومت، تحولات منطقه و جهان دانست. اگر چه مجموع شرایط نشان می‌‏دهد که فعلا زور بن‌‏سلمان بر سنت‏‌گراها و محافظه کاران این کشور برای تداوم حکومت خاندان سعودی بر مردم عربستان چربیده و تلاش بن‌‏سلمان و کشورهای غربی نیز آن است تا این مبارزه به نفع ولیعهد سعودی‌‏ پایان یابد. اما محافظه کاران نیز دراین کشور دارای قدرت زیادی هستند فعلا یا به ضرورت و یا مصلحت تمکین می کنند و یا منتظر شرایط جدید هستند و همچون سایر اقشار این کشور و از جمله اقلیت های مذهبی آتش زیر خاکستر هستند!

با این مقدمه و بسترهای سیاسی اجتماعی کنونی عربستان اگر به پرونده خاشقجی نگاه کنیم دلایل، زمینه ها و انگیزه های حضور و غیبت وی به تنهائی در کنسولگری عربستان در استانبول دارای ابهام های فراوان است. نه تنها سیاست و حکومت در عربستان پوست انداخته و از لاک محافظه کاری سیاسی اجتماعی و مذهبی خارج شده است بلکه با شروع ماجرای هتل ریتز کارلتون ریاض و سرکیسه کردن شاهزادگان عربستانی، حریری گیت و این ماجرا که نوعا روش های تروریستی رژیم صهیونیستی را به یاد می آورند و به نظر می رسد سعودی ها با سابقه خشونت داخلی، جنگ ها و گردن زدن های ابتدای تاسیس و تثبیت حکومتشان هم اکنون گسل بحران جانشینی و نزاع های درون خاندانی را در چشم پوشی غرب وارد دوران یک دست کردن خانواده سلطتنتی کرده اند.

اگر چه جنگ یمن چهره بزک کرده سه دهه اخیر سعودی ها را عریان و زیست سیاسی اجتماعی عربستان را متاثر ساخته است، اما اگر اقدام موثری از سوی رسانه ها و مجامع بین المللی در جلوگیری از اقدامات قرون وسطائی عربستان برای حل چالشهای داخلی اش و از جمله رویاروئی با خواست شهروندانش مانند شیخ نمر که خواهان برگزاری انتخابات در این کشور شده بود و از تظاهرات ضددولتی در شرق عربستان حمایت کرده بود، صورت می پذیرفت، الآن جامعه جهانی و بشریت با چنین جنایات خشن و چندش آوری روبه رو نبود! متاسفانه آن قدر ابهامات زیاد است و آنچه روی پرده می بینیم با اهداف گوناگون مطرح می شود و آشکار شدن پشت پرده بازی های اطلاعاتی نیاز به زمان دارد و همچنان زمینه تحلیل های فراوان و سناریونویسی متفاوت و متناقض را فراهم می کند که شاید پروژه اعلام انجام خود سرانه این اقدام از سوی سعودی ها ضعیف ترین آن باشد. اما راهی است کم خطر برای سعودی و پر منفعت برای ترکیه و آمریکا! اما همچنان ماموریتی سخت برای دولتمردان عربستان که پاسخگوی سئوالات فراوان و مواضع متناقضشان و از جمله سرنوشت و جسد وی باشند. اما سعودی ها تنها نیستند و اطراف قضیه بی تمایل و بی منفعت نیستند تا آنها را کمک کنند تا از این بحران راحت بیرون بیایند!

زیرا استراتژی گرم کردن هر چه بیشتر فضای سیاسی این مساله از سوی ترکیه و آمریکا برای گران فروختن متاع و بیشتر سرکیسه کردن عربستان است! این دو کشور که نیاز فراوانی به تزریق نقدینگی به اقتصادشان دارند امتیاز خوبی از قبل این خبط و اشتباه محاسبات سعودی ها از بن سلمان دریافت خواهند کرد اما این لکه سیاه از چهره عربستان که خود را خادم الحرمین و رهبر جهان اسلام و عرب می داند زدوده نخواهد شد ولی مساله یمن را نیز به سوی سرازیری مصالحه سیاسی خواهد انداخت.

خوشبختانه ایران تا الآن در قضیه خاشقچی معقول عمل کرده است. زیرا: ۱- وی به دلیل ارتباطات قبلی‌اش با محافل مذهبی تندرو و از جمله القاعده و همچنین دستگاه‌های اطلاعاتی عربستان و ضدیتش با سیاست‌های ایران فرد چندان مناسبی برای توجه و سرمایه‌گذاری نیست و ۲- شرایطی که منجر به تضعیف موضع عربستان در منطقه و صحنه بین‌المللی شده تحصیل حاصل است و نیازی به ورود مستقیم ایران نیست که باعث می‌شود این شرایط به نفع عربستان عوض شود! ۳- این قضیه را یک درگیری درون خاندانی و مبارزه قدرت بین شاهزادگان می‌داند.

اما اگر ایران بتواند از این شرایط استفاده و عربستان را که در موضع ضعیفی قرار گرفته برای اتمام سیاسی ماجرای یمن که روز به روز شرایط بدی پیدا کرده، پای میز مذاکره بکشاند برنده اصلی این ماجراست! حتی بیش از ترکیه و آمریکا که به این ماجرا دامن می زنند تا امتیاز بیشتری از عربستان بگیرند!

منبع: سایت دیپلماسی ایرانی مورخ ۹۷.۷.۲۴ با عنوان "عوامل خودسر در واقعه جمال خاشقجی چقدر نقش دارند؟! دلایل رفتار عقلانی ایران در قضیه خاشقجی" و اضافه نمودن خلاصه.

کد خبر 813907

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 9 =