به گزارش خبرآنلاین، «در ستایش گفتوگو» (دیدار با دیگری در عرصه فرهنگ، ادبیات و جامعه) نوشته خسرو ناقد از سوی انتشارات جهان کتاب منتشر شد. مبحث اصلی این کتاب که با مقالهای با عنوان «در ستایش فرهنگ گفتوگو» آغاز میشود و در سه بخش فرهنگ، ادبیات، جامعه و 19 گفتار تنظیم شده است که گفتوگوی میان شرق و غرب یا اسلام و مسیحیت است. این اثر در پی بسط مبحث «گفتوگوی تمدنها» است.
در پیشگفتار کتاب در معرفی مضمون گفتارهای آن آمده است: «گفتوگو با «دیگری»، حلقه اتصال گفتارهای این دفتر است. دیدار، گفتوگو و رابطه یکایک ما با غریبهها، با آنانی که کمتر به ما شباهت دارند، با «دیگری»، مضمون اصلی گفتارهای این دفتر است. گفتوگو بهمنظور ایجاد تفاهم، طبیعیترین و پُربارترین بهرهای است که آدمی میتواند از ذهن خود ببرد. اما بهکارگیری این طبیعیترین کارکردِ ذهن و استفاده از آن، خود هنری است که باید توانایی کسب آن را آموخت: نرمکردن خوی و مداومت و مدارا شرط اول کار است. اگر گفتوگویی، از همان آغاز، بهمنظور متقاعد کردن «دیگری» صورت گیرد - حتی اگر با تندخویی همراه نباشد - گفتوگو نیست، جدل است، مناظره است که چیره شدن بر کسی در دلیل و خاموش گرداندن او، هدف است و غایت کار. با آن که جدل، خود نیز قواعدی دارد و آدابی و به هنگام بحث و ستیز، لگامگسیخته سخن نتوان گفت، اما با این حال، گفتوگو نیست. هیچ اصلی بالاتر از آمادگی انسانها برای گفتوگو نیست؛ گفتوگو با «دیگری» بهعنوان موجودی تاریخی. با پذیرش گفتوگو، خواه ناخواه، پذیرفتهایم که تمام حقیقت در نزد ما نیست، بلکه دیگری نیز بخشی از حقیقت را میتواند در اختیار داشته باشد. حقیقت مِلکِ طِلق ما نیست و ما یگانه خزانهدار حقیقت نیستیم. بنابراین با آغاز گفتوگو، اصل مطلقگرایی درهم میشکند و آن همانا شک به اعتقاد مسلم به حقانیت خود است».
در نخستین گفتار با عنوان «سفر رؤیایی گوته به مشرقزمین»، از سفر معنوی گوته به شرق سخن رفته است و حاصل آن، «دیوان شرقی - غربی»، که خسرو ناقد آن را محل تلاقی فرهنگ و ادبیات شرق و غرب، و دیدار و گفتوگوی آنها میداند.
ناقد در یکی از گفتارهای کتاب از «صندلیهای سنگی شهر وایمار» یاد میکند که تمثیلی است از گفتوگوی فرهنگهای شرق و غرب؛ دو صندلی تراشیده از سنگ خارا و بر فرشی سنگی که در میان آن غزلی از حافظ نقش بسته است و در دو سوی آن، دو قطعه شعر از گوته؛ یادمانی که در سال 2000 میلادی در پشتیبانی از «گفتوگوی تمدنها» و در مخالفت با نظریهی ستیزهجویانه «برخورد تمدنها» در آلمان پردهبرداری شد. دو صندلی گویی محل جلوس دو نادره فرهنگی غرب و شرق است که «دور از اغیار، در این گوشه از جهان، به گفتوگو نشستهاند؛ میزبان گوته است که در وایمار ساکن است و میهمان حافظ».
نویسنده در یکی دیگر از گفتارها با عنوان «اقبالِ شیمل» از دلبستگی آنهماری شیمل - اسلامشناس فقید آلمانی - به آرا و افکار اقبال لاهوری سخن میگوید. مبحثی نیز به مطالعات ایرانشناسی در سرزمینهای آلمانیزبان اختصاص یافته است. نویسنده در گفتاری به نقد و بررسی ترجمههایی که از شعر معاصر ایران به زبان آلمانی انجام شده است، میپردازد. دو گفتار «شاهنامه در آلمان» و «ترجمهای شاعرانه از قرآن» از دیگر گفتارهای پژوهشی کتاب است.
ناقد در گفتارهای دیگر کتاب، با طرح آرا و افکار و شرح گوشههایی از زندگی شخصیتهایی اجتماعی و فرهنگی چون: مهاتما گاندی، پاپ بندیکت شانزدهم، سیدحسین نصر، محمدعلی جمالزاده، نجیب محفوظ، آمارتیا سن و... بحث گفتوگو میان فرهنگها را گسترش داده و از دریافتهای گوناگون از دیانت اسلام در میان اندیشمندان معاصر سخن گفته است.
آخرین گفتار کتاب، نقدی است بر خشونتگرایی در دنیای امروز و شرحی بر «فرهنگ گفتوگو» به مثابه «پادزهر» خشونتگرایی. در این گفتار کتاب، نویسنده با طرح این پرسش که آیا برخورد خشونتآمیز تمدنها تنها راهی است که پیش روی جهان متکثر امروز قرار دارد و آیا این راه سرانجام به جنگ و ستیز منتهی میشود؟ به نقد گرایشهای خشونتگرایانه در دنیای امروز پرداخته است. ناقد بر این باور است که اگر گسترش «فرهنگ گفتوگو» و ایجاد زمینه مناسب برای رفع تمام اختلافهای ملی و بینالمللی از راه گفتوگو ممکن نگردد، قرن بیست و یکم نیز همانند قرن پیشین که با دو جنگ جهانی و دهها جنگ خونبار و صدها درگیری خشونتآمیز پایان گرفت، با خطر جنگ و ستیز و برخوردهای خشونتبار در عرصههای داخلی و خارجی روبهرو خواهد شد.
در متن پشت جلد کتاب میخوانیم: «اگر روزی روزگاری گذارتان به آلمان افتاد، حتماً سری هم بهشهر وایمار در شرق این کشور بزنید. از شهرهای بسیار زیبا و تاریخی اروپاست. البته نه به بزرگی و عظمت اَبرشهرهایی چون برلین، پاریس یا لندن؛ اما فرهنگشهر آلمان است. حتی چند سال پیش از این، یونسکو این شهر را بهعنوان «نخستین فرهنگشهر اروپا» برگزید. وایمار شهر کلاسیکهای آلمان است، شهر ولفگانگ گوته و فریدریش شیلر؛ شهر فرانتس لیست است؛ آنجا که نیچه جان سپرد و جمهوری وایمار پا گرفت. در وایمار سراغ پارک شهر را بگیرید. از پارک شهر تا «میدان بتهوون» راه چندانی نیست؛ یکی از میدانهای زیبای شهر است. در گوشة میدان بتهوون دو صندلی سنگی بزرگ به چشم میخورد که روبهروی هم قرار گرفتهاند. یکی رو به شرق دارد و یکی رو به غرب. هر دو صندلی را از یک قطعه سنگ خارا تراشیدهاند؛ از یک جنس با رگههایی از بلور نیلگون. جلوتر بروید! صندلیها خالی است و شما را به نشستن و نظاره کردن دعوت میکند. نگاه کنید! درست در میان فرش خارا، میان دو صندلی، غزلی از حافظ نقش بسته است، با خط زیبای نستعلیق؛ و در دو سوی فرش دو قطعه شعر از گوته بهچشم میخورد بهزبان آلمانی. گویی که این دو بزرگ، دور از اغیار در این گوشه از جهان به گفتوگو نشستهاند. میزبان گوته است که در وایمار ساکن است و میهمان حافظ».
از میان تألیفات و ترجمههای خسرو ناقد میتوان به «عاشقانههای عصر خشونت»، «زندگی به رغم تاریخ، گفتارها و گفتوگوهایی از لِشِک کولاکوفسکی»، «ناکجاآباد و خشونت، گفتارها و گفتوگوهایی از کارل پوپر» و «اندیشه غربی و گفتوگوی تمدنها» اشاره کرد. کتابهای «زندگی به رغم تاریخ» (گفتارها و گفتوگوهای لِشِک کولاکوفسکی) و «ناکجاآباد و خشونت» (گفتارها و گفتوگوهای کارل پوپر) توسط انتشارات جهان کتاب منتشر شده است که هر دو به چاپ دوم رسیدهاند.






نظر شما