دکتر محمود احمدینژاد در همایش مدیران استانی آموزش و پرورش، با تشکر از گزارش ارائه شده از سوی وزیر آموزش و پرورش یاد شهیدان رجایی و باهنر را به عنوان دو شهید بزرگ خانواده فرهنگیان گرامی داشت و با تاکید بر اهمیت بالای تعلیم و تربیت در جامعه تاکید کرد.
اهم اظهارات وی را در ادامه به نقل از ایسنا بخوانید.
- موضوع کار شما انسان است و انسان مهمترین موضوع آفرینش است. نگاه ما با نگاه دنیای مادی به انسان متفاوت است. در نگاه ما هر قدر انسانها عالمتر، آگاهتر، شجاعتر، خالقتر، عاشقتر، برجستهتر و ارزشمندتر باشد بهتر است. ما انسانی را میخواهیم که صاحب زندگی حیات طیبه باشد و انسان متعلق به جامعه مهدوی باشد. جامعهای که در آن همه انسانها نسبت به حوادث جامعه حساس هستند و خود را مسوول میدانند و در آن احساس عزت میکنند. در حالی که در نظام سلطه هر انسانی وقتی تحقیرشدهتر باشد بهتر است.
- تعریف آنها از انسان خیلی نزدیک به حیوان است. حتی از حیوان هم پایینتر. انسانی که اسیر غرائض و تمایلات نفسانی است و نسبت به مسائل زمان خود ناگاه و بیتفاوت است. زمانی یک مدیر دبیرستان در آمریکا نامهای به من نوشته بود و از دانشآموزان خود نیز خواسته بود که به فلانی نامه بنویسید. بسیاری از این دانشآموزان و حتی آن مدیر مدرسه نمیدانستند که ایران چه سرزمینی است و با عراق و یا حتی با فلسطین متفاوت است. برخی از آنها فکر میکردند ما فلسطینی هستیم و در نامههای خود نوشته بودند که ما میدانیم سرزمین شما اشغال شده است. حتی این سربازان آمریکایی در افغانستان نمیدانند در کجا هستند.
- نظام سلطه انسانهایی لازم دارد که در پایینترین سطح از آگاهی باشند و کمترین حساسیت را داشته باشند والا انسانی که آگاه باشد هیچگاه وسط یک مراسم عروسی موشک پرتاب نمیکند. در مقابل در نگاه ما انسان باید شجاع باشد. فرد متحفظ جوان به درد زندگی در حیات طیبه نمیخورد. ما نیازمند انسانهای خلاق و شجاع هستیم و تربیت چنین انسانهایی کار شماست. در نگاه الهی سقف پرواز انسانها محدود به آدمهای موجود نیست، بلکه سطح پروازشان به اندازه خدا و انسان کامل است.
- کار شما کار بسیار مهمی است؛ کار تربیت انسان عاشق، عالم، آگاه و آرمانخواه است. باید نظام آموزشی را طوری طراحی کنیم که هر کس وقتی وارد آن و از آن خارج شد، علاوه بر ویژگیهایی که گفتم چند ویژگی دیگر هم داشته باشد که یکی از آنها این است که مطالبهکننده ارزشها و آرمانهای الهی باشد. دوست داشتن این آرمانها تنها گام اول است. گام بالاتر این است که مطالبهکننده این آرمانها باشد. گام سوم هم این است که خود را شریک و مسوول تحقق آرمانها بداند.
- انسانی که شما تربیت میکنید باید عاشق ایران باشد. این ملیگرایی و ناسیونالیسم نیست. ایران امروز یک محدوده جغرافیایی و یک ملیت نیست، بلکه یک مکتب، فرهنگ و یک راه است. ایران امروز خداپرست، دارای اصالت، محبت، آزادگی و راه نجات بشریت و پرچمدار خوبیها در جهان است. اگر ایران را از تاریخ بشر بگیریم دیگر چه میماند؟ تنها تمدن مبتنی بر ارزشهای الهی در ایران به وجود آمده است. تمدن اسلامی کجا اتفاق افتاد؟ برخی اندلس را مثال میزنند. اما اگر تمدن اسلامی وارد یک منطقه شود دیگر از آنجا خارج نمیشود. چه کسی گفته که عباسیان و امویان و دستاوردهایشان تمدن اسلامی است. البته ما تلاشهای علما و دانشمندان را نادیده نمیگیریم. اما تمدن اسلامی هنوز برپا نشده است.
- کسانی که بهترین و پاکترین انسانهای روی زمین را کشتند را نمیتوانید بگویید حاکمان اسلامی بودهاند یا تمدنشان اسلامی است. کسانی که امام حسین(ع) را کشتند نه حاکم اسلامی بودند و نه دستاوردهایشان اسلامی بود. اگر ایران و تمدن ایرانی را از جهان برداریم دیگر چه میماند؟ محل جنگ گلادیاتورها که نشانه تمدن نیست. شما به ایران نگاه کنید. در هر کجای دنیا که بروید محال است ایران را سلطهطلب و تجاوزگر بدانند. ایران همیشه نشانه اخلاق، شجاعت، هنر متعالی و خداپرستی است. ایران را با حافظ، مولانا، رودکی میشناسند. ایران را با حضرت امام(ره) میشناسند نه یک محدوده خاص جغرافیایی. ایران پرچمدار ارزشهای الهی در جهان است و حتی اگر امروز هم ایران را از جهان برداریم دیگر چه میماند؟ چه کسی منادی عدالت و ارزشهای الهی است؟ ما تودههای ملت را نمیگوییم که در بند هستند و مستضعفان تاریخند اما در میان دولتها چه کسی پرچم عدالت را بلند کرده و بر سر ظالمان میکوبد؟
- به همین دلیل بود که حضرت امام میفرمود اگر ایران زمین بخورد تا صد سال آینده نیز ارزشهای الهی نمیتوانند سربلند کنند. عشق به ایران الهی است و ناسیونالیستی و ملیگرایی نیست. شما دیدید که ملیگراها چگونه با دشمن همراهی کردند. عشق به ایران یعنی عشق به خوبیها و زیباییها.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ویژگیهای نظام آموزشی اشاره کرد.
- هر کسی که از آموزش و پرورش خارج شد، باید حداقل یک کار بلد باشد. این درست نیست که هر چه آموزش داده میشود تنها تئوری باشد. آموزش و پرورش تنها محل تربیت استاد نیست یا اینکه ما تنها متفکر تربیت کنیم. یک جامعه به همه مشاغل و حرفهها نیاز دارد. از نگاه ما کرامت انسانها به عناوین، کاغذ و مدرک نیست، بلکه به تجلیات انسانی در وجود هر شخص است. بر همین مبنا معتقدم ما برخی دروس مانند انشاء و یا ورزش را فرعی کردهایم در حالی که باید برای آنها اهمیت قائل باشیم.
- شما باید رابطه خود را با خانوادهها بیشتر کنید. تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش بدون ارتباط با خانواده نمیتواند آنطور که باید و شاید موفق باشد. در تربیت هر انسانی خانه و مدرسه دو رکن اصلی هستند. این تلقی نباید در ذهن خانوادهها پیش بیاید که وقتی ارتباط مدرسه و خانه به میان میآید، یعنی اینکه باید به مدرسه پول بدهیم. البته باید پول بدهید؛ این را به مزاح گفتم. منظور از ارتباط خانه با مدرسه ایجاد یک کار مشترک است و باید برای این کار برنامهریزی کرد. حتی تا جایی که پدر و مادر روزانه این ارتباط را داشته باشند و در تربیت فرزندانشان با مدرسه مشارکت کنند.
- ملت ما در بالاترین درجه از اعتماد به جمهوری به نظام جمهوری اسلامی قرار دارد و این خیلی خوب است. پدر و مادرها فرزندانشان را با اعتماد کامل به نظام آموزشی میسپارند اما این کافی نیست و بخشی از کار است. باید ارتباط بین خانواده و مدرسه به صورت مستمر وجود داشته باشد. حتی از این بالاتر. معتقدم باید مدرسه کانون اصلی مدیریت محله باشد. کار در مدرسه تنها شش ساعت کار کردن و یک فعالیت اداری نیست، خانوادهها نیز مقداری از هزینههایی مانند خرید کامپیوتر و لباس برای فرزندانشان کم کنند و صرف تربیت فرزندانشان بکنند. مدرسه مرکز کودکان بیسرپرست نیست که خانوادهها فرزندان خود را آنجا بسپارند و بگویند خداحافظ.
- باید رابطه بین معلم و دانشآموز تقویت شود. اخلاق، شجاعت، ارزشهای الهی و آرمانی چیزی نیست که تنها با دادن جزوه و کتاب به دانشآموزان ایجاد شود. پایه و مایه رابطه بین معلم و دانشآموز باید عشق و محبت باشد والا ارزشی منتقل نخواهد شد. آموزش و پرورش باید محل تجلی مهرورزی و عشق به انسانها و فرزندان این ملت باشد. اصلا تعلیم و تربیت یعنی عشق و محبت و کار تعلیم و تربیت اصلا یک کار اداری نیست.
- امروز خانواده فرهنگی ما مومن، عاشق انسان، آرمانی و انقلابی است و بین مجموعههای نظام، خانواده آموزش و پرورش از همه مومنتر، عاشقتر، بزرگوارتر و با محبتترند. من قبول ندارم که میگویند شان معلم چه شده است. شان معلم در ذهن همه خانوادههای ما افزایش یافته است. معلم همیشه در ذهن انسان از بالاترین مرتبه و جایگاه برخوردار است و شما خود را آماده کنید که جهش انسانی و فرهنگی در نظام آموزش و پرورش برنامهریزی و عملیاتی شود.






نظر شما