۰ نفر
۷ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۴

این نوشته گلچینی است از کتاب «امام على صداى عدالت انسانى» (الامام على بن ابى طالب (ع)، عبدالفتاح عبدالمقصود، صفحه سیزده تا هیجده).

جبران خلیل جبران: به عقیده من، فرزند ابیطالب اولین عربى بود که ملازمت و مجاورت روح کلى را گزید و با آن دمساز و همراز شب گردید، او نخستین عربى بود که دو لبش آهنگ ترانه روح کلى را به گوش مردمى منعکس ساخت که پیش از آن این نغمه را نشنیده بودند، بدین جهت در میان راههاى پر فروغ بلاغت او و تاریکیهاى گذشته خود، حیران ماندند. پس هر کس شیفته و دلداده او گشت، شیفتگى و دلدادگیش به رشته‏هاى فطرت بسته است، هر کس با او دشمنى نموده از فرزندان جاهلیت است .

على از دنیا در گذشت در حالى که شهید عظمت خود شد!

از دنیا چشم پوشید در حالیکه نماز میان دو لبش بود!

درگذشت در حالیکه دلش از شوق پروردگار پر بود! عرب حقیقت مقام و قدرش را نشناخت تا آنکه از همسایگان عرب مردمى از پارس به پا خاستند و فرق میان گوهر و سنگریزه را شناختند.

از دنیا چشم پوشید پیش از آنکه رسالت خود را به صورت تام و کامل به جهان رساند، ولى پیش از آنکه چشم از این زمین بپوشد در چهره‏اش لبخندى مینگرم!

در گذشت، مانند درگذشتن همه پیغمبران بصیر که در کشورى وارد مى‏شوند که کشور آنان نیست، به سوى مردمى مى‏آیند که مردم آنان نیستند، و در زمانى نمودار مى‏شوند که زمانشان نیست، ولى پروردگار ترا در این کار حکمتیست که خود داناتر است!

 شبلى شمیل‏/از پیشوایان منطق مادى‏: امام على بن ابیطالب، بزرگ بزرگان جهان و یکتا نسخه زمان بود که جهان شرق و غرب در عالم قدیم و جدید صورتى بسان این نسخه که مطابق اصل باشد به خود ندیده است !

 کارلایل / فیلسوف بزرگ انگلیسى‏: اما على؛ ما را نمى‏رسد جز آنکه او را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، چه او جوانمردى بس عالیقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خیر ونیکى مى‏جوشید، از دلش شعله‏هاى شور و حماسه زبانه مى‏زد، شجاعتر از شیر ژیان بود ولى شجاعتى ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رأفت...

در کوفه غافلگیر و کشته شد، شدت عدلش موجب این جنایت گردید! چنانکه هر کس را مانند خود عادل مى‏دید!. پیش از مرگش درباره قاتل خود گفت: «اگر زنده ماندم خود مى‏دانم و اگر درگذشتم کار به دست شمااست، اگر خواستید قصاص نمائید در برابر یک ضربت تنها یک ضربت زنید، اگر در گذرید به تقوا نزدیکتر است!»

 بارون کارادوو
(B. Carradevaux)
مورخ ومحقق فرانسوى‏:
على: آن شجاع بى همتا و قهرمان یکه تازى بود که پهلوبه‏پهلوى پیمبر مى‏جنگید. و به اعمال برگزیده و معجزه آسائى قیام نمود: در معرکه بدر، بیست ساله بود که با یک ضرب دست، یکه سوار قریش را دو نیم ساخت، در احد، شمشیر پیمبر، ذوالفقار را به دست گرفت و برسرها، خود مى‏شکافت و بر تنها جوشن مى‏درید! و در یورش بر قلعه‏هاى یهود خیبر با یک دکارلایل
فیلسوف بزرگ انگلیسى‏ست دروازه سنگین آهنین را از جاى کند و آنرا بالاى سر خود سپر ساخت! اما پیمبر او را بسیار دوست مى‏داشت و به او بسى وثوق داشت، روزى به سوى على اشاره کرد و گفت: من کنت مولاه فعلى مولاه.

 

میخائیل نعیمه‏ / نویسنده نامى لبنان‏:  قدرت نمائى و قهرمانى امام تنها در حدود میدانهاى جنگ نبود، قهرمانى بود در صفاى بصیرت و طهارت وجدان وسحربیان و حرارت ایمان، و عمق روح انسانیت و بلندى همت و نرمى طبیعت، و یارى محروم و رهایى مظلوم از چنگال متجاوز و ظالم، و فروتنى براى حق، به هر صورت و مظهرى که حق برایش تجلى نماید، این نیروى قهرمانى همیشه محرک و انگیزنده است، گرچه روزگارها از آن بگذرد، امروز و هر روز که شوق ما براى پیریزى بناى صالح و فاضلانه شدید شود به سوى آن باز مى‏گردیم...

راستى بر هر مورخى هر چه هوشمند و نابغه باشد محال است که بتواند تصویرى کامل از عظیمى مانند على به دست تو دهد گرچه در هزار صفحه باشد... زیرا آنچه این قهرمان شگفت عرب، تفکر و تأمل نموده، گفته و عمل کرده و در میان خود و پروردگارش بوده است نه گوشى شنیده و نه چشمى دیده و آن بسیار بسیار بیش از آنست که به دستش نمودار یا به زبان و قلمش آشکار ساخته است .

پس هر تصورى که از او ترسیم کنیم ناچار صورت ناقصى از آن اصل کامل است...

على آن قهرمان بى‏مانند فکر و روح و بیان ؛ در هر زمان و در هر مکان است .

--------------------------------------------------------------------------------

گلچینی  از کتاب «امام على صداى عدالت انسانى»
(الامام على بن ابى طالب (ع)، عبدالفتاح عبدالمقصود، صفحه سیزده تا هیجده).

کد مطلب 88449

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =