حکیمی در این مطلب که گلچینی از کتاب «امام على صداى عدالت انسانى» (الامام على بن ابى طالب (ع)، عبدالفتاح عبدالمقصود، صفحه سیزده تا هیجده) است، نظر جبران خلیل جبران را ذکر کرده که می گوید : " به عقیده من، فرزند ابیطالب اولین عربى بود که ملازمت و مجاورت روح کلى را گزید و با آن دمساز و همراز شب گردید، او نخستین عربى بود که دو لبش آهنگ ترانه روح کلى را به گوش مردمى منعکس ساخت که پیش از آن این نغمه را نشنیده بودند، بدین جهت در میان راههاى پر فروغ بلاغت او و تاریکی هاى گذشته خود، حیران ماندند. پس هر کس شیفته و دلداده او گشت، شیفتگى و دلدادگیش به رشتههاى فطرت بسته است، هر کس با او دشمنى نموده از فرزندان جاهلیت است . "
جبران درباره شهادت حضرت علی (ع) نوشته است : " على از دنیا در گذشت در حالى که شهید عظمت خود شد! از دنیا چشم پوشید در حالیکه نماز میان دو لبش بود! درگذشت در حالیکه دلش از شوق پروردگار پر بود! عرب حقیقت مقام و قدرش را نشناخت تا آنکه از همسایگان عرب مردمى از پارس به پا خاستند و فرق میان گوهر و سنگریزه را شناختند. "
در این مطلب همچنین از زبان کارلایل / فیلسوف بزرگ انگلیسى می خوانید: " اما على؛ ما را نمىرسد جز آنکه او را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، چه او جوانمردى بس عالیقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خیر ونیکى مىجوشید، از دلش شعلههاى شور و حماسه زبانه مىزد، شجاعتر از شیر ژیان بود ولى شجاعتى ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رأفت... در کوفه غافلگیر و کشته شد، شدت عدلش موجب این جنایت گردید! چنانکه هر کس را مانند خود عادل مىدید! پیش از مرگش درباره قاتل خود گفت: «اگر زنده ماندم خود مىدانم و اگر درگذشتم کار به دست شمااست، اگر خواستید قصاص نمائید در برابر یک ضربت تنها یک ضربت زنید، اگر در گذرید به تقوا نزدیکتر است! "
متن کامل این مطلب را اینجا بخوانید.






نظر شما