حمیدرضا قنبری: انجمن هنرمندان نقاش ایران آخرین نمایشگاه سالانه خود را 24تیر تا 7مرداد در خانه هنرمندان ایران برپا کرد. در این نمایشگاه که حاوی 217 اثر از 217هنرمند نقاش بود، تنها یک اثر به فروش رفت. اثری در قطع کوچک از «محمد جوادی پور» که به قیمت 290 هزار تومان فروخته شد. ناگفته نماند که گرانترین اثر این نمایشگاه 12میلیون تومان و آثار ارزان قیمت آن حدود 400هزارتومان قیمتگذاری شده بود. گرچه اعضای مطرح و به نام انجمن هم در این رویداد حضور داشتند اما قیمت بالا، یکدست نبودن آثار و همچنین رکود بازار فرهنگی باعث شد تا استقبالی از این نمایشگاه صورت نپذیرد. این موضوع بهانهای شد تا با جمشید حقیقتشناس، رییس هیات مدیره انجمن هنرمندان نقاش ایران، به گفتگو بنشینیم. وی از جمله هنرمندانی است که در فعالیتهای مدیریتی، حضور پررنگی دارد و با اینکه نزدیک به مرز پنجاه سالگی است اما خود را در حوزه نقاشی، جوان میداند و معتقد است: «سن خالق نقاشیهای خلاقه، تازه از 50 سالگی شروع میشود.»
فروش تنها یک اثر در نمایشگاه اخیر انجمن هنرمندان نقاش باعث نگرانی اعضای هیات مدیره انجمن نشده است؟
- خیر. این نمایشگاه اساسا نمایشگاه فروش انجمن نبوده بلکه به عنوان نمایشگاه سالانه برپا شده است. در این گونه نمایشگاهها همه اعضای انجمن میتوانند شرکت کنند و هیچ محدودیتی برای حضور و ارائه آثار وجود ندارد. اما نمایشگاههایی که انجمن برای فروش برپا میکند، نسبت به نمایشگاه اخیر، متفاوت است و کیفیت آثار، سابقه هنرمند و ... برای شرکت در نمایشگاه فروش، مورد ارزیابی قرار میگیرد و هر هنرمند و هر اثری اجازه حضور در نمایشگاه را نمییابد.

در اینصورت چرا آثار را با برچسب قیمت به نمایش گذاشتید؟
- همه نمایشگاهها امکان فروش را دارند اما برخی نمایشگاهها مختص فروش طراحی میشوند و برخی دیگر نه. مثلا برای معرفی هنرمند یا به نمایش گذاشتن آثاری طراحی میشوند. پس بهتر است بین نمایشگاهها فرق بگذارید.
به هر حال شما با اعتبار انجمن هنرمندان نقاش ایران، نمایشگاهی برگزار کردهاید که حامل قیمت آثار به نمایش در آمده بوده. آیا عدم استقبال از این رویداد برای انجمن نگران کننده نیست؟
- خیر. روند طی شده کاملا طبیعی بوده و ما توقعی غیر از این هم نداشتیم. در سالهای قبل نیز با همین شرایط مواجه بودیم. فقط دو نمایشگاه در سالهای قبل فروش داشته که اتفاقا به نظر ما روال طبیعی را طی نکرده بود که 2 یا 3 سال پیش بود.
دقیقا همان زمانی که بازار هنرهای تجسمی داخل به واسطه فروش آثار هنرمندان ما در حراجی های خارجی، دچار یک اوج شد.
- در آن سالها گرایش عمومی به سمت خرید آثار هنری، بدون تعریف، به وجود آمد. آثار هنری به یک مرتبه قیمت پیدا کرد و این قیمت بر اساس مولفههای قبلی نبود. در حقیقت آثار هنری در کشور ما طی 30سال قبل از آن رشد نکرد، به خاطر اینکه استانداردهای جهانی به آن اعمال نشد و فقط استاندارد خرید داخلی بر آن لحاظ میشد. یعنی هر کسی، اثری را که میتوانست خریداری کند، آن میزان قیمتگذاری آثار بعدی میشد. در واقع در طول این 30 سال آثار گرانبهایی به وجود نیامد چون خریدار آثار گرانبها وجود نداشت. بر اساس همین مسئله، رشد قیمت آثار هنری در طی این زمان، بسیار ناچیز بود. بعد از شروع فروش آثار هنرمندان ما در خارج از کشور و مقایسه قیمتهای ما با نمونههای هم سطحش در کشورهای دیگر، پایین بودن قیمت آثار هنری ما مشخص شد. لذا قیمتها به شدت رشد یافت و از یک سطحی به یک سقفی در حد استانداردهای جهانی رسید و کسی فکرش را هم نمیکرد که در برخی مواقع، قیمتها از آن سقف هم گذر کند. بنابراین قیمت همه آثار هنری در داخل کشور رشد پیدا کرد.
و همین مسئله باعث شد تا نمایشگاههای شما هم در همان سالها با فروش خوب و مناسب مواجه شود. میخواهید بگویید افرادی که خریدار آثار هنری شدند، هنردوست نبودند بلکه سرمایهگذارانی بودند که به طمع سود بیشتر خریدار آثار هنری شدند.
- بله. این یک بیزینس است که هدفش سود است. سود دو طرفه. سود برای کسی که تولید میکند و سود برای کسی که خریداری میکند. مصرف کننده آثار هنری در واقع مشخص نیست. به راستی آیا میتوان به سوال جواب داد که مصرف کننده آثار هنری در دنیا چه کسانی هستند؟ شخص خاصی نیست بلکه یک فرهنگ است.
در بازار امروز چه دست آثاری به فروش میرود؟
-آثار هنرمندان جوان که قیمت پایینی دارند یا آثار هنرمندان تثبیت شده بازار.
خب از این دو دسته آثار در نمایشگاه اخیر شما موجود بود اما باز هم فروشی نداشت، چرا؟
- در این نمایشگاه چون ترکیبی از کل هنرمندان انجمن حاضر بودند، مخاطب قادر به تشخیص درست برای خرید آثار نبود. ضمن اینکه نمایشگاه ما هم در فصل و موقعی برپا شد که زمان مناسبی برای فروش آثار نبود. معمولا در این زمان، هیچ خریداری که موضوعش بیزینس باشد، خرید انجام نمیدهد.
کیفیت آثار نمایشگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟
- برخی آثار کیفیت خوب و مناسبی داشتند اما آثار متوسط و ضعیف هم داشتیم. همانطور که گفتم در این نمایشگاه محدودیتی وجود نداشت و هر کدام از اعضا امکان شرکت و حضور را داشتند.
واقعا هدف برپایی این نمایشگاه چه بود؟
- هدف فقط برپایی نمایشگاه سالانه انجمن بود.
برای من این جواب قانع کننده نیست. آیا قرار است فقط یک آمار ارائه دهید یا یک رزومه کاری بسازید یا مخاطب جذب کنید یا...؟
- هدف فقط یک دیدار بود. ما میخواستیم ببینم در این یکسال فعالیت اعضای انجمن، چه آثاری خلق شده است.
خب چه آثاری خلق شده بود؟
- برخی پیشرفت داشتهاند و برخی خیر. برخی هم اصلا کار نکرده بودند.
آیا این نتایج نشان میداد که اعضای انجمن خوب کار کرده بودند یا...؟
- بهترین هنرمندان نقاشی در سالهایی از عمر هنری خود میتوانند آثار بدی تولید کنند اما این فقط قسمتی از فعالیتشان است. نمایشگاههای انجمن همیشه موفق نیست و همیشه هم شکست خورده نیست. برگزاری این دست نمایشگاهها و تداوم آن، قسمتی از فعالیت انجمن است.
خب، با توجه به اینکه اکنون تب خرید از بازار هنرهای تجسمی فروکش کرده است و بازار به یک ثباتی رسیده است آیا...
- نه. قبول ندارم که بازار از تب و اوجش افتاده باشد.
یعنی هنوز بازار جنب و جوش سه سال قبل را دارد؟
- نه، اما آثار برخی همچنان با فروش خوبی مواجه است. آثار ارزان قیمت هنرمندان جوان و آثار هنرمندانی که تثبیت شده بازار هستند.
اما نمایشگاه اخیر شما چیز دیگری میگوید.
- خیلی از هنرمندان ما آثارشان را فروختهاند و اکنون آثاری برای فروش ندارند. هنرمند که نمیتواند لحظه به لحظه کار خلاقه انجام دهد.
انجمن شما چند عضو دارد؟
-حدود 800عضو.
پس تعداد اعضای شما کم نیست. آیا نمیتوان توقع داشت که همواره تعدادی از این اعضا مشغول کار خلاقه باشند و اثر تولید کنند؟ پس نبود خریدار به علت نبود کارهای خلاقه نیست، وقتی اثری در بازار خرید و فروش نمیشود یعنی بازار در رکود به سر میبرد.
-من فکر میکنم که دو طرف بازار؛ هنرمند و خریدار؛ مشغول بازبینی کارهای خود هستند. یک عده از هنرمندان به دلیل شرایط بازار به سریکاری افتادند. این افراد باید یک بازبینی به کار خود داشته باشند. از سوی دیگر، افرادی که به عنوان خریدار، آثار زیادی را خریداری کردند بدون آنکه بدانند میخواهند با این آثار چه کار کنند اکنون دست از خرید کشیدهاند. حالا ترجیح میدهند تبلیغات لازم را برای کارهایی که خود خریدهاند انجام دهند تا بتوانند بعد به قیمت بالاتری به فروش برسانند.
با این حال چگونه میتوان خریداران جدیدی را به بازار هنرهای تجسمی وارد کرد تا باعث رونق دوباره این حوزه شوند؟
- ورود خریدار جدید، شرایط و اتفاقات جدیدی را میطلبد. این اتفاق نیز به سادگی اتفاق نمیافتد. مردم ما معمولا چیزی را که میبینند نمیخرند، چیزی را که میشنوند میخرند. اگر اتفاقاتی روی دهد که منجر شود به صحبت پیرامون هنرمندان و آثار ایشان و از سوی دیگری تغییرات بیرونی به وجود آید، قطعا خریداران جدیدی به بازار هنرهای تجسمی وارد میشوند. ما ایرانیها تایید از سوی دیگران را ملاک خرید خود قرار میدهیم. یعنی باید یک کسی، خرید ما را تایید کند.
که حتما باید خارجی هم باشد؟
-نه. میتواند در داخل باشد اما دارای آن مرتبه لازم برای تایید آثار باشد.
چون شما الان گفتید که باید تغییرات بیرونی به وجود آید تا شرایط بازار به سمت رونق، سوق پیدا کند.
- باید بیرون از آن جمع خاص باشد. حال میتواند خارج از کشور باشد یا در داخل اما باید بیرون از آن جمع که به عنوان خریدار قرار است مطرح شوند، اتفاق و تاییدی به وجود آید. مثلا در چند سال گذشته، موزه هنرهای معاصر خیلی تلاش کرد تا دستاوردهای ایرانی را در سطح جهانی مطرح کند.
منظورتان در زمان مدیریت آقای سمیع آذر است؟
- بله در زمان مدیریت آقای سمیعآذر، خیلی تلاش شد که اول به دستاوردهای هنرمندان ما را سر و سامان بدهند و بعد آماده کنند برای عرضه به بازارهای خارجی. ایشان بخشی از آثار هنرمندانی را که دارای رزومههای مشخص و قابل توجه بودند در بازار خارج از کشور عرضه کرد. همین مسئله باعث شد تا تعدادی هنرمند جوان هم به این بازار وارد شوند و زمینه برای دیگران نیز مهیا شد. آثار ایشان حدود 3برابر قیمتی که در داخل داشت، در خارج به فروش رسید. در نتیجه دیگران متوجه شدند که میتوان برای کسب سود، نقاشی و آثار هنری خرید. لذا بازار فروش رونق پیدا کرد. به نظرم برای اوج گرفتن دوباره بازار، باید یک اتفاق هنری بزرگ و واقعی در حوزه هنرهای تجسمی رخ دهد تا دوباره نظرها به بازارش جلب شود. یک اتفاق بزرگ که در هیچ جا رخ نداده باشد.
این اتفاق را چگونه میتوان ساخت؟ آیا باید منتظر ماند تا این اتفاقی که از آن یاد میکنید، غیر منتظره روی دهد؟
-نه، باید برای رویدادن این اتفاق، طراحی لازم را انجام داد. باید این اتفاق را طراحی کرد. باید برای این طراحی محاسبههای لازم را انجام داد و بعد ساپورتش کرد تا بتواند نظرها را جلب کند.
منظورتان تبلیغات است؟
بحث تبلیغات نیست. بحث کیفیت بخشی مجدد و مضاعف به آثار هنری است.
این کیفیت بخشی بدون تبلیغات، میتواند نظرها را جلب کند؟
-اگر یک دستاورد منحصر به فرد به وجود آورید، خود تبلیغات به دنبالش میدود و احتیاجی نیست که شما به دنبال تبلیغاتش بدودید. اگر غیر از این باشد، تبلیغات باید اینقدر دروغ بگوید تا در نظر دیگران، منحصر به فرد و خاص جلوه کند.
به نظر شما هنرمند نباید وارد عرصه تبلیغات برای آثار خود شود؟
-تبلیغات قسمتی از ماجرای معرفی و فروش آثار هنری است. نه میتوان آن را حذف کرد نه میتوان به وسیله آن یک دستاورد مهم هنری ساخت. من میگویم باید هر اثری انتشار پیدا کند و پیرامون آن صحبت کرد تا ارتقاء پیدا کند.
آیا هنرمند در قبال تبلیغ یا به قول شما انتشار هنر خودش وظیفهای دارد؟
-بله. حتما باید برای آن هزینه کند. به هر شکلی که فکر میکند میتواند نظرها را به سوی آثارش جلب کند. ابزار تبلیغاتیاش مهم نیست. مهم دیده شدن آن آثار است.
و انجمن هنرمندان نقاش چه تمهیداتی برای انتشار و تبلیغ آثار اعضای خود اندیشیده است؟
-انجمن باتوجه به بضاعتی که دارد، توانسته نقش یک روابط عمومی را برای اعضایش ایفا کند و سعی کرده تا اعضا را با افراد بیرون و مخاطبین را با اعضا آشنا کند.
در این کار موفق بودهاید؟
- در بخشی از آن، بله موفق بودهایم. به جرأت میتوانم بگویم تمام مدیران فرهنگی و نیمی از کل جامعه فرهنگی کشور با انجمن هنرمندان نقاش آشنا هستند. انجمن ما جوان است و در حال تلاش برای توسعه فعالیتهایش هستیم.






نظر شما