۰ نفر
۱۱ شهریور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶

سید جمال هادیان طبائی زواره

 

درآبان‌ماه ‌سال 1388 طرح «انتقال مرکز سیاسی کشور با رعایت ملاحظات امنیتی‌-دفاعی در استقرار جمعیت و فعالیت در سرزمین» در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید. با توجه به سابقة عقیم ماندن طرح‌های قبلی و وجود نداشتن ارادة سیاسی برای اجرای این طرح مهم، خیلی امیدی به تحقق آن وجود ندارد. در ابتدای سال 1389 نیز دولت «آیین‌نامه اعطای تسهیلات به کارکنان دستگاه‌های اجرایی، متقاضی انتقال از شهر تهران» را رسانه‌ای کرد و مهم‌ترین دلیل آن را احتمال وقوع زلزله در تهران دانست که در تراکم زیاد جمعیت، امدادرسانی و رفع بحران را بسیار دشوار خواهد کرد. در پی ابلاغ این آیین‌نامه و بدون توجه به وجود یا عدم وجود زیرساخت‌های لازم در شهرهای مقصد، برخی از سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها برای انتقال بخشی از ساختارهای اداری و نیروهایشان اقدام کردند. به عنوان مثال سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در اقدامی عجولانه، پژوهشگاه خود را با بیش از 400 نفر محقق و کارمند به شیراز منتقل کرد(150 نفر از این تعداد با هزینه‌های سنگین در هتل‌های شیراز مستقر شده‌اند، عده‌ای به صورت پروازی در رفت و آمدند و عده‌ای در فکر استعفا و بازخرید شدن). عن‌قریب معاونت صنایع دستی این سازمان نیز به اصفهان منتقل خواهد شد و زمزمه‌هایی برای انتقال معاونت گردشگری این سازمان به مشهد یا یکی از شهرهای شمالی کشور شنیده می‌شود. از آنجایی که در حال حاضر بستر مناسب برای استقرار و کار نیروهای تخصصی انتقال‌یافته یا در حال انتقال به دو شهر اصفهان و شیراز وجود ندارد این اقدام مبدأ مشکلات ثانوی شده است که مواردی از آن عبارتند از:

1-         بخش‌هایی مهم از سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری عملاً تعطیل شده است و کارکنان انتقال‌یافته دور از خانواده و در شرایط نه چندان مناسب کاری، انگیزه و دل و دماغ کار کردن ندارند.

2-         بخشی از زبده‌ترین نیروهای تخصصی این سازمان از رفتن به شهرهای در نظر گرفته شده سرباز زده، ترجیح داده‌اند به عنوان عضو هیئت علمی در مراکز آموزشی و تحقیقاتی مستقر در تهران مشغول به کار شوند. برخی نیز تقاضای بازخریدی و خروج از سازمان را داشته‌اند. به نظر می‌رسد اجرای این طرح، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را از حضور بخشی از زبده‌ترین نیروهای تخصصی تهی می‌کند که این خود یک فاجعه است.

3-         بیشتر افراد انتقال‌یافته با هزینه‌های گزاف در مهمانسراها و هتل‌های شهرهای مقصد استقرار یافته‌اند و سازمان سعی دارد با وعده‌هایی مثل پاداش، اضافه کار و اختصاص بخشی از هزینة بلیت هوایی، آنها را برای ماندن در این شهرها متقاعد کند.

4-         ادارات کل سازمان در شهرهای مقصد، فضا و امکانات مورد نیاز برای استقرار نیروهای انتقال‌یافته را ندارند و محل کار انتقال‌یافتگان نامشخص یا نامناسب است. اغلب وعده‌های داده شده نیز تحقق نیافته‌اند.

به گفتة برخی منابع موثق، کارکنان انتقال‌یافته از هرگونه اعتراض و انتقاد نسبت به این موضوع منع شده‌اند و از این رو، این معظلات کمتر در رسانه‌ها انعکاس یافته است.

5- کیست که نداند توزیع ساختارهای سازمانی در یک محدودة جغرافیایی وسیع، قدرت اعمال مدیریت و نظارت یک سازمان را بسیار ضعیف می‌کند؟

اینها گرفتاری‌های عدیده‌ای است که تنها برای انتقال بدون مقدمه و اجباری کمتر از 1000 نفر از کارکنان دولت به وجود آمده است و بعید نیست که منشأ مشکلات ثانوی دیگری نیز شود و این عواقب تصمیم‌های عجولانه و البته غیرکارشناسی است.

بر اساس اعلام وزارت راه و ترابری این وزارتخانه نیز درصدد انتقال بخش‌هایی از معاونت‌ها و مراکز تابعة خود به اصفهان است. شاید در آینده‌ای نزدیک کل این وزارتخانه به اصفهان انتقال یابد. به نظر می‌رسد فرآیند عجولانة انتقال در دولت، وزارتخانه‌ها و سازمان را برای استقرار در شهرهای اصفهان و شیراز به رقابت وا داشته است. به این ترتیب، بعید نیست در آینده‌ای نزدیک دو شهر زیبا، تاریخی و توریستی اصفهان و شیراز نیز به سرنوشت تهران دچار شوند و با انبوهی جمعیت و آلودگی از رونق بیفتند.

سؤال اینجاست که راهکار اصولی برای رفع مشکلات متعدد و بزرگ تهران که احتمال وقوع زمین‌لرزه یکی از آنهاست چیست؟ کاهش جمعیت با استفاده از اجرای طرح‌هایی چون طرح اخیر دولت یا انتقال مرکز سیاسی به نقطه‌ای دیگر؟

به نظر می‌رسد دولت محترم از بین این دو گزینه، راه سخت‌تر و موقتی را که امید کمتری هم به موفقیت آن وجود دارد انتخاب کرده است؛ یعنی همان اجرای «آیین‌نامه اعطای تسهیلات به کارکنان دستگاه‌های اجرایی متقاضی انتقال از شهر تهران». این طرح در دولت نهم نیز مطرح بود اما هرگز مورد اقبال واقع نشد و دولت نتوانست آن را به اجرا درآورد. در بسیاری از موارد هم به عهد خویش نسبت به متقاضیان وفا نکرد. اما همچنان سؤالات بسیاری در حاشیة این طرح باقی است.

- اینکه مشکل انبوهی جمعیت تهران فقط با خروج تعدادی از کارکنان دولت حل خواهد شد یا نیاز است طرح جامع‌تری برای خروج همة مشاغل از تهران تهیه شود؟

- اینکه آمدیم و دولت به تمام تعهدات خود در قبال متقاضیان انتقال عمل کرد؛ به آنها زمین و تسهیلات واگذار کرد، حقوق و مزایایشان را افزایش داد و پست سازمانی مناسب برایشان در نظر گرفت؛ آیا این امتیازات موجب اعتراض سایر کارکنان شاغل در شهرستان‌ها نخواهد شد و نظام مدیریت اداری را بهم نخواهد ریخت؛ کارکنانی که از چنین امتیازهایی بی‌بهره‌اند و قرار است کنار انتقال‌یافتگان کار کنند؟

- بر فرضِ تحقق آرمانی این طرح، چند میلیون‌نفری از تهران خارج شوند و شرایط تهران برای زندگی، کار و ارائه خدمات بهتر شود، آیا تضمینی وجود دارد که آن وقت عده‌ای دیگر ـ کارمند و غیرکارمند ـ به تهران که جمعیتش کمتر شده و برای زندگی مناسب‌تر است نیایند و جای انتقال‌یافتگان را پرنکنند؟

- آیا در تمامی شهرستان‌ها ظرفیت‌های لازم برای پست سازمانی متقاضیان، زمین مرغوب برای واگذاری و سایر تسهیلات وجود دارد؟

- چه تضمینی وجود دارد که این‌بار بر خلاف دورة قبلی، دولت بتواند به تعهدات خویش در قبال متقاضیان جامة عمل بپوشاند.کما اینکه هنوز در ابتدای راه، صدای برخی از انتقال‌یافتگان از محقق نشدن وعده‌های داده شده بلند است.

- آیا تضمینی وجود دارد که جذابیت‌های فعلی تهران(به ویژه مشاغل کاذب آن) بیش از امتیازات تعهد شده نباشد و کارکنان را با همة مشکلات کوچک و بزرگ برای ادامة زندگی در پایتخت متقاعد نکند؟

- آیا انتقال اجباری بخش‌هایی از سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها به شهرستان‌ها تمرکز مدیریت سازمانی را از بین نخواهد برد؟

به نظر می‌رسد «آیین‌نامه اعطای تسهیلات به کارکنان دستگاه‌های اجرایی متقاضی انتقال از شهر تهران» هنوز خام است و اشکالات اساسی دارد که در اجرا خود را می‌نمایاند.

با نگاهی اجمالی به این طرح درمی‌یابیم که نسخه‌ای موقت است برای حل معظلات عدیدة پایتخت که امید چندانی به تأثیر، پایداری و توفیق آن نیست.

در مقابل این طرح راهِ ساده‌تر، عملی‌تر و البته پایدارتر «انتقال مرکز سیاسی به نقطه‌ای دیگر» است. تجربة موفقی که در بسیاری از کشورها آزموده شده و جواب گرفته است. برزیل، ترکیه، پاکستان، مالزی، قزاقستان، استرالیا و آلمان از جمله کشورهایی هستند که پایتخت سیاسی کشورشان را تغییر داده‌اند.

 در کشورهای مختلف دنیا تجربه انتقال پایتخت به دلایل گوناگون - از جمله احتمال زمین‌لرزه - عملیاتی شده و نتایج خوبی نیز به‌ دست آمده است. تغییر پایتخت در برزیل حدود نیم‌قرن پیش به همت‌رئیس جمهور وقت، دکتر ژوسیلینیو کوبیشک، از ریودوژانیرو به شهر جدید برزیلیا انجام شد. در ابتدای سده بیستم و در هنگام تشکیل کشور جمهوری ترکیه، پایتخت از استانبول به آنکارا منتقل شد. امروزه می‌توان گفت که آنکارای مدرن‌ نسبت به استانبول کمتر در معرض خطر وقوع زمین‌لرزة مخرب است. همسایة شرقی کشورمان، جمهوری اسلامی پاکستان، در اوایل دهه شصت میلادی پایتخت را از کراچی به منطقه‌ای سرسبز و زیبا در حدود 40 کیلومتری شهر راولپندی آن روزگار منتقل کرد و نام اسلام‌آباد را بر آن نهاد. در مالزی و با اهتمام شخصیت برجسته و محبوب این کشور - دکتر ماهاتیر محمد- که بیش از دو دهه نخست‌وزیر بود مرکز سیاسی، اداری به منطقه‌ای از پیش طراحی شده در حومة کوالالامپور به نام «پوتراجایا» منتقل شده است. این منطقة بسیار زیبا، مبتنی بر زیرساخت‌های دقیق یک منطقة اداری سیاسی و گردشگری ساخته شده است و اندکی بیش از 50 هزار نفر جمعیت دارد. قزاقستان هم حدود ده سال پیش، انتقال مرکز سیاسی را به دلیل خطر وقوع زمین‌لرزه تجربه کرد و در کشورهای دیگری مثل استرالیا نیز تجربه شده است.

در آلمان به دلیل وقوع جنگ جهانی دوم و شکست این کشور در جنگ، آلمان شرقی به مرکزیت برلین شرقی و آلمان غربی به مرکزیت بن به وجود آمد. پس از وحدت مجدد دو آلمان، پایتخت به شهر یکپارچه برلین منتقل شد. تجربیات این انتقال به صورت مدون وجود دارد. با برنامه‌ریزی، کوشش، نظم و جدیتی که در آلمان‌ها سراغ داریم انتقال پایتخت در این کشور، هرگز موجب ایجاد اختلال و بحران نشد.

به باور نگارنده، تجربیات سایر کشور‌ها و به ویژه همسایگان‌مان در زمینة برنامه‌ریزی، مسائل حاشیه‌ای و هزینه‌های انتقال مرکز سیاسی می‌تواند در ایران نیز مورد استفاده قرار گیرد تا در آینده‌ای نزدیک انتقال پایتخت سیاسی را به نقطه‌ای مناسب محقق سازد. البته همان‌گونه که پیش از این نیز اشاره شد طرح انتقال پایتخت در دولت‌های بعد از دفاع مقدس وجود داشته است.

در دولت نخست دورة سازندگی، وزیر مسکن و شهر‌سازی وقت، «مرحوم مهندس سراج‌الدین کازرونی»، مأمور ارائة طرحی کارشناسی به منظور ارزیابی جابه‌جایی مرکز سیاسی شد. پس از چندماه کار کارشناسی و در نظر گرفتن مزایا و معایب تغییر مرکز سیاسی، چهار شهر نامزد شدند که از حداقل شرایط لازم برای مرکز سیاسی برخوردار بودند. اعلام این خبر مایة خرسندی کارشناسان شد اما دیری نپایید که با شدت گرفتن فعالیت‌های عمرانی و خدماتیِ شهردار وقت تهران، غلامحسین کرباسچی و بهبود نسبی وضعیت عمرانی و خدماتی در پایتخت، طرح انتقال پایتخت سیاسی منتفی شد. بهبود نسبی وضعیت سبب شد سیل جدید مهاجران دوباره به کلان‌شهر تهران سرازیر شوند و ساخت و ساز و توسعه بی‌رویة آن از سر گرفته و جمعیت باز هم افزون‌تر از گذشته شود.

ای کاش دولت سازندگی به طرح مهندس کازرونی گردن می‌نهاد و بزرگترین خدمت تاریخ دولت‌ها را به مردم می‌کرد. بی‌تردید اکنون نه معظلی به نام تهران داشتیم و نه با مشکلاتی مثل بیکاری و توسعه‌نیافتگی روبه‌رو بودیم.

 

کد مطلب 89183

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • رویا IR ۱۶:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    0 0
    این کشورهایی رو که نام بردید ،دارای دو پایتخت هستند؟مانند ایلات متحده ی آممریکا واشنگتن و واشنگتن دی سی؟

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین