به گزارش خبرآنلاین دیگر اظهارات امین تارخ در گفتوگو با روزنامه جام جم بدین قرار است:
• زندگی «بزرگ» شبیه زندگی خیلی از همنسلان من است. کسانی که مثل «بزرگ» به جایی رسیدند، اما قبلتر فقر را هم تجربه کردهاند. آنها آدمهای مسوولیتپذیری هستند که حالا میخواهند سنگشان را با نسل جدید وا بکنند و شانههای شکستهشان را به آنها نشان دهند.
• یک روز بعد از عقد قراردادم با کسی در میدان شهدا آشنا شدم که پسرخواهر طیب بود. با هم یک ساعتی حرف زدیم و بعد یکسری از واژهها را از او یاد گرفتم که در سریال استفاده کردیم. «بزرگ» آدم کمسوادی است، اما با شعور است و وقار و شکوه خاصی دارد.
• میتوانم بگویم یکی از شیرینترین دوران زندگی حرفهایام را طی ضبط این کار گذراندم. پشت صحنه بسیار آرامی داشتیم که آقای عسگرپور در برقراری این آرامش سهم بزرگی داشتند.
• تنها 15 قسمت از این قصه نوشته شده بود و بقیه قسمتها در حین کار به دستمان میرسید.
• این گونه نیست که از یک جایی به بعد نقش زنها پررنگتر می شود .اصلا سیاست تلویزیون این اجازه را نمیدهد که کسی قهرمان شود. بنابراین سازندگان آثار تلویزیونی سعی میکنند قصه حول چند شخصیت بگذرد تا کسی قهرمان نباشد که به نظرم این مساله اصلا خوب نیست، چون مخاطب، قصه را دوست دارد و قصه هم قهرمان دارد.






نظر شما