سه شنبه 1 اسفند 1396

محمدی، عباس

متولد: 1338 / تحصیلات: کارشناس کشاورزی / سوابق:‌ عضو هیات موسس انجمن کوهنوردان ایران، مدیر گروه دیده‌بان کوهستان، فعال محیط زیست / تالیفات: مقالات علمی در زمینه محیط زیست در روزنامه‌ها و مجلات تخصصی و عمومی
  • وجدان متخصص را می‌توان خرید!

    - دانش و تخصص البته که چیز خوبی است، اما تقلیل دادن مسایل به امور فنی، گرایش بسیار خطرناکی است. در این شیوه‌ٔ نگرش، جنبه‌های اجتماعی و حقوق بشری چالش‌ها نادیده گرفته می‌شود و تصمیم‌گیری در هر مورد، محدود به گروه کوچک متخصصان می‌شود. داستانِ کهنه‌ای است که بگوییم بیشتر گرفتاری‌های بزرگ بشریت را کارشناسان و متخصصان درست کرده‌اند؛ از ساختن سلاح‌های کشتار جمعی و برنامه‌ریزی برای جنگ گرفته تا ساختن سدهای عظیم و آواره کردن هزاران نفر در هر یک از این پروژه‌ها. از تبدیل پزشکی و داروسازی به یک شیوه‌ٔ کسب و کار حریصانه تا ابداع شیوه‌های شنود و نفوذ به حریم خصوصیِ مردم و دزدی از اموال و اطلاعاتِ ایشان. از القای نیاز کاذب برای خریدِ هر چیز به دردنخور تا تقدیس خودروی شخصی و ترویج «ضرورت» استفاده از این وسیله... همه کار اشخاص متخصص و کارشناس است.

  • روز جهانی تالاب‌ها و فاجعه فاینانس برای اورمیه

    - کلانتری رییس ستاد احیای دریاچه اورمیه که کارنامه موفقی در آن ستاد نداشته، امروز رییس سازمان محیط زیست است. پس از پنج سال که از تشکیل «ستاد احیای دریاچه‌ ارومیه» می‌گذرد، باوجود صرف حدود دو هزار میلیارد تومان بودجه، دریاچه وضعی بدتر از سال 92 دارد. در این حال، کلانتری برای احیای دریاچه باز هم درخواست پول کرده و چندی پیش گفت که فقط با استقراض خارجی می‌توان این دریاچه را نجات داد.

  • شهری‌سازی روددره‌های تهران؛ زیرِ پا گذاشتن «حق به شهر»

    - طرحی که با عنوان «ساماندهی رود دره‌های تهران» از اواخر دهه ی شصت، در زمان شهردار بودن کرباسچی مطرح شد، در واقع بخشی از طرح بزرگ‌تری بوده است که من آن را «شهری‌سازی» محیط‌های طبیعی می‌خوانم. پس از پایان یافتن جنگ با عراق، رودرواسی مقام‌های ایرانی در زمینه‌ی عدالت اجتماعی (که شاید در رقابت با نظرات چپ‌ها وجود داشت) به کناری گذاشته شد و نسخه‌های توسعه و عمران از نوع سرمایه‌داری برای شهرها، روستاها، و کل کشور پیچیده شد. تفسیر دلبخواهِ مدیران ارشد کشور و دیگر قشرهای فرادست از اصل 44 قانون اساسی (که هر سه نوع مالکیتِ دولتی، تعاونی، و خصوصی را به رسمیت شناخته) و برداشت از آن به نفع خصوصی‌سازی، کار را به آن جا رساند که در مواردی حتی از نئولیبرال های آمریکایی هم پیشی گرفتند و خدماتی مانند آموزش اجباری، سلامت همگانی، و تأمین اجتماعی را هم خارج از وظیفه‌های دولت دانستند.

  • آقای شهردار، جلوی ریخت‌و‌پاش را بگیرید!

    - در روزنامه‌ی همشهری 25 دی آمده که نجفی شهردار کنونی تهران، گزارش عملکرد این شهرداری در دوره‌ی دوازده ساله‌ی گذشته را به شورای شهر ارایه داده است. این گزارش که با عنوان «سند تحویل و تحول شهرداری تهران» پس از گذشت 140 روز از انتصاب نجفی ارایه شده، یک همبستگی میان سوء‌استفاده‌های مالی و بدرفتاری با محیط زیست را نشان می‌دهد.

  • فرصتِ ارزشمند اعتراض

    - در دو سه سال گذشته، اعتراض‌های خیابانی به مسوولان در مورد آلودگی هوا، طرح‌های انتقال آب، معدن‌کاری در منطقه‌هایی که ارزش زیست محیطی بالا دارند، دستکاری‌های افراطی در محیط کوهستان، جنگل‌زدایی، تخریب باغ‌های درون‌شهری، و... به طور کلی اعتراض به تخریب محیط زیست، دامنه‌ی زیادی یافته است. در واقع، انتقادهای گفتاری – نوشتاریِ دو سه دهه‌ی گذشته، به گوشه ای از هدف خود که کشاندن مردم به گودِ «مطالبه‌گری» بوده، دست یافته‌اند. مدیران کشور باید این حساس شدن مردم به موضوع حفظ ثروت‌های عمومی را به فال نیک بگیرند.

  • آقایانِ مسئول، لطفاً شما انتقاد نکنید!

    - چند سالی است که کنشگران غیردولتیِ محیط زیست (و منتقدانِ مستقلِ دیگر حوزه‌ها) آن گاه که فرصت دیدار با مدیران ارشد دولتی یا مقام‌های دیگر را می‌یابند، با پدیده‌ی ویژه‌ای روبرو می‌شوند که اگر هوشیار نباشند، ممکن است آن را نشانِ خاص بودن آن مقام یا قرینه‌ای بر دلسوز بودن او بپندارند. آن پدیده این است که در برابر خویش، مسوولی را می بینند منتقد که با تأیید نقطه‌نظرهایشان، موضوعِ مورد انتقاد را خوب می‌شناسد و آن را حتی از زاویه‌های دیگر تحلیل می‌کند.

  • طرح زوج و فرد را دایمی کنید

    - امروز (27 آذر 1396) به دلیل اجرای «طرح زوج و فرد» از درِ خانه‌ها، شدامد (ترافیک) تهران بسیار روان بود و حتماً آلودگی هوا نیز کاهش یافت (یا دست‌کم، بیشتر نشد). با کم‌تر شدنِ هدررفتِ وقت مردم در خیابان‌ها، تردیدی نیست که همگان بهتر و به‌هنگام به سرِ کار خود رفته و بازگشته‌اند. چرا شهرداری و دولت، این طرح را دایمی نمی‌کنند؟ در زیر، استدلال‌هایی را که در مخالفت با دایمی کردن این طرح شنیده و خوانده‌ام، ذکر می‌کنم و به آن‌ها پاسخ می‌گویم:

  • آب را انتقال دهند؛ به ما ربطی ندارد!

    - یک لحظه مجسم کنید که شخصی، به لوله‌ی آب ورودی به ساختمان شما دست‌اندازی کند و شما به او بگویید که با اجازه‌ی چه کسی چنین می‌کند، و آن شخص به شما بگوید: «به تو ربطی ندارد»... . سال‌ها است که خیلی چیزها به ما مردمِ عادی (شهروندان درجه دو و سه!) ربطی ندارد، اما گویا دایره‌ی این بی‌ربطی‌ها به آب و نان مردم و به افراد خاص هم گسترش یافته است.

  • روز جهانی کوهستان، و یادِ بلندِ کوه‌نوردانِ عاشق

    - چندین سال است که «روز جهانی کوهستان» (۲۰ آذر) را روز دیدارهای کوه‌نوردانه و زمان تجدید پیمانِ کوه‌نوردان برای حفاظت از کوه‌ها خوانده‌ایم. نشست و برخاست‌های کوه‌نوردان، و سازمان‌هایی که تشکیل داده‌اند، سرمایه‌ اجتماعی بزرگی را پدید آورده که اینک به نیرویی بزرگ و مؤثر در حفظ میراث‌های طبیعی بدل شده است. کوه‌نوردان با عشق به کوهستان، این پدیده‌های سترگ زمین، سر به بلندی‌ها می‌سپارند و این عشق همچنان که ایشان را در حفاظت از کوهستان و به جان خریدنِ دشواری‌های پیمایشِ آن مصمم می‌سازد، گاه آنان را از خود بی‌خود می‌سازد!

  • گلستان افتخار کند که تله‌کابین ندارد

    - در کشوری که چند هزار سال تاریخ، یک فرهنگ غنی، مردمی مهمان‌نواز، طبیعتی گونه‌گون، و هزاران بنای قدیمی دارد، شگفت‌آور است که افراد و محافلی می گویند که منطقه‌ی زیر مدیریت شان «پروژه‌ی جذاب گردشگری ندارد». انسان هنگامی بیشتر شگفت‌زده میشود که این سخن را از دهان استاندارِ یکی از سرسبزترین و پرجاذبه ترین استان های کشور، یعنی استان گلستان بشنود! مردم و مسوولان استان گلستان می‌توانند به خود ببالند که تا به امروز هیچ کوه جنگل‌پوشِ خود را که به واقع از جذاب‌ترین جاذبه ها (به ویژه برای کشور خشکی مانند ایران) است، با تله کابین از ریخت نیانداخته‌اند.

x