سه شنبه 26 تیر 1397

بذرافکن، مهدی

کارشناس مدیریت تبلیغات فرهنگی/دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات و روزنامه نگاری/سوابق: دبیر تحریریه هفته نامه سیاحت و تجارت / عضویت در هیات رییسه خانه مطبوعات فارس/دبیر سرویس جوان روزنامه خبرجنوب /سردبیر فعلی پایگاه خبری-تحلیلی توریسم آنلاین
  • خنجر مائده بر پشت حامیانش

    - مائده هژبری یا همان دختر رقاصه ۱۷ ساله اینستاگرام در حال تبدیل شدن به یک قهرمان ملی! بود که البته ظاهرا خودش کار خودش را خراب کرد.

  • لطف تلویزیون به الهام و مائده و رفقا...

    - ماجرا خیلی پیچیده نیست. یک اشتباه محض رسانه‌ای است. خیلی‌ها از جمله من تا پریروز خانم مائده هژبری را نمی‌شناختیم. تازه پس از گفت‌وگوی بخش خبری تلویزیون با او بود که فهمیدیم «مائده» نامی هم وجود دارد که به دلیل لرزش بخشی از بدنش و انتشار آن در فضای مجازی، کسب درآمد می‌کند و به همین خاطر دستگیر شده است.

  • رمز گشایی از جدیدترین عکس خاوری در کانادا

    - چند روز پیش تصویری از محمودرضا خاوری مدیرعامل پیشین و فراری بانک ملی در رسانه‌ها منتشر شد که لااقل برای من حکایت غریبی داشت.

  • آقای دکتر این چه فرمایشی است؟!

    - «گردشگری نه به معنای این که ما به خارج از کشور سفر کنیم و ارز خارج کنیم، گردشگری می‌تواند بدین معنی باشد که مثلا شما در منزلتان همیشه یک جای خاصی غذا می‌خوردید حالا بیایید و موقعیتتان را عوض کنید و جای دیگری غذا بخورید این می‌شود گردشگری، حتی می‌توانید سطل مشکی زباله را عوض کنید و مثلا سطل زباله قرمز رنگ بخرید این می‌شود یک نوع گردشگری»!

  • ما گل را از پیمان یوسفی خوردیم!

    - پیمان یوسفی گزارشگر بازی ایران-پرتغال نتوانست انتظارات علاقمندان به فوتبال را برآورده کند. او که در همان دقایق آغازین بازی به شکل و شمایل تماشاگران ایرانی گیر داد و آن را برای دیده شدن و خودنمایی خواند.

  • فردوسی‌پور اگر جای خیابانی بود چه می‌گفت؟!

    - کیست که عادل فردوسی‌پور را نشناسد و نداند که او یکی از محبوب‌ترین چهره‌های این سال‌های ایران است؛ محبوبیت و شهرت او تنها به ورزش و فوتبال خلاصه نمی‌شود، او یکی از تأثیرگذارترین اشخاص ایران است، شک نکنید.

  • کاش «زنده» شود،«مرده» رود ...

    - مراقب، ابتدا با «خونسردی » و بعدش با «عصبانیت» از ما می‌خواست که جلوتر نرویم و به منطقه خطر نزدیک‌تر نشویم. «قایق شماره 7 لطفا هرچه سریع‌تر مسیر خود را عوض کرده و به منطقه امن بازگردید».

  • «جیک نزن» برادر من!

    - نه مثل «بعضی ها» که «بعضی» برنامه های تلویزیون خودمان را یواشکی می بینند اما می گویند سالهاست برنامه های تلویزیون ایران را نمی بینیم، نه من اتفاقا هر وقت زمانم اجازه بدهد برنامه های تلویزیون خودمان را نگاه می کنم.

  • «خانم گل» میلیونی!

    - ماجرا خیلی غریب نیست.جدید هم نیست.سوژه بکری هم نیست؛زندگی است. مانند تمام ماجراهای قدیمی که اول جدید بود و بعد از آن قدیمی شد.دچار تکرار شد،تکراری که آن را عادی نشان می دهد.

  • «چقدر خوبیم ما» آقای کی‌روش!

    - 6 سال پیش بودحدودا؛ سال 1391،تازه به ایران آمده بود. جوان تر بود.این گونه لاغر و شکسته نبود.قامتش هنوز دچار«کمی» خمودگی نشده بود.هنوز درگیر بیماری «کولون» نبود.