جمعه 29 تیر 1397

مسلم، متین

کارشناس و تحلیل‌گر ارشد سیاست خارجی و امنیت منطقه ای. پژوهشگر ارشد سیاست خارجی ایران؛ خاورمیانه عربی و خلیج فارس.
  • گسست‌های دمکراسی آناتولی

    - گرچه آقای اردوغان بدون در نظر گرفتن ماهیت جامعه ترکیه، خود مدعی ست داشتن قدرت برتر رئیس‌جمهور عملا به حل بسیاری از معضلات کنونی کمک خواهد کرد و در این زمینه ظاهرا خوش‌باورانه اما غیرمنطقی و ناموجه جمهوری فرانسه را الگو قرار داده!، اما دلایل متعددی وجود دارد که چنین تمرکز قدرت یک سویه و غیرقابل کنترلی که اینک صورت قانونی و رسمی به خود گرفته به احتمال قوی به شکل‌گیری یک جامعه دو یا چندقطبی در ترکیه منتهی خواهد شد. مخالفان که از هم اکنون خود را آماده کرده‌اند.

  • تأثیر مثبت واقع‌گرایی بر دیپلماسی

    - باید توجه داشت که شرایط آینده حاکم بر روابط و مناسبات درونی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، با همه تغییراتی که ممکن است در ابعاد آن رخ دهد، اما درذات خود نمی‌تواند چیزی جدا از وضعیتی باشد که طی تقریبا ۳۸ سال گذشته بر آن شورا حاکم بوده. کشورهای شمال و جنوب خلیج فارس به هر دلیل و بنا به دلایل متعدد تاریخی، هویتی و سیاسی، نه می‌توانند و نه ظرفیت آن را دارند که به متحدانی استراتژیک و راهبردی برای یکدیگر تبدیل شوند. این یک رویا شبیه آلیس در سرزمین عجایب است.

  • نه، به این سادگی نیست آقای رئیس‌جمهور!

    - اعلام کوتاه آمدن و نرمش ایالات‌متحده در برابر کره‌شمالی به خودی خود نکته تعجب‌آور، بدیع و بعیدی در عرصه دیپلماسی نیست (البته اگر همه چیز عادی باشد) و بسیاری آن را "امرمطلق اجتناب‌ناپذیر در دیپلماسی" می‌دانند. کما این‌که در موارد مشابهی مانند توافق اتمی ایران، همین ضرورت‌ها، نهایتا کار با تهران را ساده و توافق وین 2015 را موجب شد. اما تفاوت ضرورت آن روز با شرایط امروز در واشنگتن بسیار زیاد است. اکنون در مقابل کره‌شمالی آیا ایالات متحده با وضعیت مشابه و یکسانی روبه‌روست؟ حتما پاسخ مثبت ساده‌انگارانه خواهد بود.

  • ریسک دیپلماسی، گام اول پاسخ دوم

    - تهران لازم است با پذیرش واقعیات ناشی از «اصل دفاع از منافع ملی و دیگر هیچ»، مدلی جدید از دیپلماسی ایرانی را ترسیم و آن را در ویترین دیپلماسی خود عرضه کند. تهران قبول داشته باشد یا نه، اما بنا به دلایل متعدد تاربخی و هویتی و اینک سیاسی و امنیتی نمی‌تواند با همسایگان عرب خود به یک همکاری راهبردی و استراتژیک معنادار آن طور که آرزو دارد، دست یابد. این خواست به یک رویا در آسمان شباهت داردتا یک واقعیت.

  • واقعاً باید خوش‌بین بود!؟

    - وجود ۳ مولفه حساس و کلیدی «امنیت حوزه عمومی پاسیفیک و دریای ژاپن»، «استانداردهای بسیار سطح بالای امنیتی در دفاع تضمین شده از متحدان ایالات‌متحده در منطقه» و «نهایتاً تخریب منطقه اتمی یونگیه‌ری» ،نکات قابل اغماضی نیستند که به صرف انجام یک ملاقات چندساعته بتوان آن‌ها را نادیده و یا حل شده تصور کرد، آن‌طور که رئیس‌جمهور ترامپ روز شانزدهم ماه ژوئن مدعی آن شد! اعلام معضل تحریم‌ها، فاجعه انسانی و فقر ناباورانه توده‌های مردم و نهایتاً نابودی اقتصاد کره‌شمالی برای اقناع افکارعمومی در توصیف تحولات، شاید قانع‌کننده به نظر برسند، اما برای بیان دلایل واقعی تحولات اخیر به هیچ‌وجه قابل پذیرش نیستند.

  • بازی عجیب کرملین در ۳ محور دیپلماسی

    - بسته به این‌که در کدام طرف ماجرا و دعوا قرار دارید، قضاوت در باره تحولات جدید خاورمیانه می‌توانند متفاوت باشد. متقابلاً هیچ‌کس از تبعات این وضعیت هژمونیک سیاسی به نفع مسکو در امان نیست. در چنین وضعیتی است که دیپلماسی جدید روسیه سوالات متعددی را مطرح کرده است. صرف‌نظر از مخالفت، موافقت و یا بی‌تفاوتی نسبت به این وضعیت (که البته بی‌تفاوتی عملا معنایی ندارد)، اما محتوای همه سوالات یکی است: «مسکو به دنبال چیست؟»

  • ترمینولوژی غیرانقلابی یک شهروند کره‌شمالی!

    - برخی تحلیل‌گران امور امنیت استراتژیک در آسیا می‌گویند تحولات جاری بیش از آ‌نکه ماهیت مستقلی داشته باشند به نظر می‌رسد بخشی از یک تحول عمده‌تر در منطقه‌ای است که چین به‌گونه‌ای مناقشه‌برانگیز آن را فلات امنیتی خود می‌داند و ایالات‌متحده و متحدانش خصوصا ژاپن، کره‌جنوبی و اندونزی با آن مخالفند. با توجه به راهبرد نظامی و امنیتی چین تا سال ۲۰۵۰، این تقابل به احتمال قوی، بخشی از استراتژی همسان‌سازی پکن برای تسلط بر منطقه بدون توسل به زورنامتعارف با به تعبیر ژاپنی‌ها آهن نرم به‌شمار می‌رود.

  • بله! با یک واقعیت روبه‌رو شده‌ایم

    - در موقعیت اجرایی و مدیریتی آتی (یا با تشکیل مستقیم دولت یا مشارکت در آن)، مقتدا و ائتلاف وی چه کارنامه‌ای از خود ارائه خواهند داد که می‌تواند متفاوت از آن چیزی باشد که امروز منتقد آن هستند!؟ این سوال بسیار مهمی است. این برداشت دو گانه از صدر از موضع سیاسی الزاما نگرشی منفی به وی تلقی نمی‌شود. اگر البته این قاعده را قبول کنیم (شاید اخلاقی نباشد اما حتما کاربردی است) که سیاستمداران در زمان انتخابات شعارها و وعده‌های زیاد و قشنگی به مردم و هوادارانشان می‌دهند.

  • دیپلماسی کلاسیک و مدیریت بحران

    - بی‌شک بسیاری از اعضا ورهبران حزب دمکرات و گروه مشابه در حزب جمهوری‌خواه و نیز کانون‌های تصمیم‌ساز در ایالات متحده در موقعیت تاثیرگذاری مستقیم بر تصمیمات کاخ سفید نیستند. اما در شناخت از ساختار سیاست ایالات متحده و سازمان اجرایی و مکانیزم‌های تصمیم‌گیری دولت فدرال (دولت به مثابه حاکمیت)، باید دانست این همه ماجرا نیست و حاشیه می‌تواند بر متن تاثیر بگذارد.

  • ابهامات حساس یک فرآیند دیپلماسی

    - اینکه عربستان سعودی حضوری دیرپا، تأثیرگذار و مهم بر تحولات منطقه خلیج فارس و از جنبه بورکراتیک بر شورای همکاری خلیج فارس دارد نکته جدیدی نیست. شاید چنین نفوذی چندان مورد رضایت و دلخوشی تهران نباشد که حتما نیست. (البته عکس این قاعده هم کاملا صادق است) اما این تاثیر و حضور علی‌القاعده آن زمان (توافق وین) نمی‌توانست مانع از تحرک دیپلماسی منطقه‌ای ایران شود که فعال شدن آن عملا به بعداز حل بحران هسته‌ای موکول شد.