سه شنبه 26 تیر 1397

تاجیک، نصرت اله

نصرت الله تاجیک: متولد 1332 تهران، مهندس راه و ساختمان از دانشگاه علم و صنعت ایران، ام بی ا گرایش راهبردی از دانشگاه ولز، دکترای بتن از دانشگاه وست مینستر لندن ، دیپلم مدیریت از موسسه بین المللی مدیریت و رهبری انگلیس. همکار افتخاری دانشگاه دورهام، سفیر جمهوری اسلامی ایران در اردن، مشاور وزیر کشور، استاندار هرمزگان، مشاور وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه، مدیر کل مسکن و شهرسازی کردستان و مدیر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی قم. زندانی سیاسی قبل از انقلاب، دارای تالیفاتی به زبان انگلیسی.
  • مدل همکاری‌های ایران و روسیه؟!

    - در تبیین روابط ایران و روسیه نباید به دنبال مدل تزار- فتحعلی‌شاهی و یا حتی جنگ سرد بود بلکه مدل همکارهای تبدیل مزیت‌های نسبی به رقابتی کارسازتر است. وقتی وزیرخارجه آلمان در پاسخ به ترامپ می‌گوید ما نه اسیر روسیه‌ایم و نه آمریکا، این نشان از اعتمادبه‌نفس از اهرم‌ها و داشته‌های خود است. در طراحی و تنظیم استراتژیک و درازمدت روابط ایران و روسیه با توجه به اینکه ۲ کشور منافع‌ملی خود را می‌توانند نه در تقابل منافع و یا فداکاری، بلکه شرایط حاکم بر روابط‌بین‌المللی، عنصرشیفته و نامتعادلی همچون ترامپ، مشکلاتی که ایران و روسیه هریک به‌طور جداگانه در زمینه تنظیم روابط‌بین‌المللی و منطقه‌ای خود دارند بر مشترکات بنا کنند. مشکلات شخصی ترامپ با خودش و با ما به کنار اما سیاست‌هایش نیز بر ای ما فرش‌قرمز پهن نکرده که همکاری با روسیه به عنوان یک همسایه موثر که دارای توانمندی‌هایی نیز هست، آن‌را از دست بدهیم.

  • ترامپ و یارکشی بین‌المللی؟!

    - احتمالاً مشکلی اصلی اگر مشکل باشد، موقعیت تعیین کننده و تاثیر گذار ژئوپلیتیکی ایران است که در منطقه ائی توسعه نیفتاده قرار گرفته است که استراتزیها و سیاستهائی که انتخاب میکنیم هم تاثیرات مضاعف دارند.این عقب ماندگیها که خودمان نیز جزئی از آن هستیم به گونه ائی است که هم نمی توانیم خوشبختیهای دیگران را ببینیم و هم رفع مشکلات یک طرف با نیروهای فرامنطقه ائی را علیه خومان میبینم و چرا این نیروها از این طرز تفکر غلط برای بهم زدن روابط منطقه ائی استفاده نکنند. درست است که کشورهای منطقه نمیتوانند کمکی به روند توسعه کشور بکنند، اما رابطه حداقلی و متوازن میتواند آنها را بی ضرر و بی خطر کند تا دست از سم پاشی برای فراهم کردن زمینه حل مشکلات ایران و غرب بردارند. ما مشکلات عدیده داخلی و خارجی داریم و حل اینها نیاز به یک سیاست خارجی منسجم، برنامه ریزی شده، استراتزیک و فعال دارد تا مکمل اقدامات داخلی باشد.

  • سیاست‌های تأخیری ایران و اروپا؟!

    - اگر ایران و اروپا می‌خواهند برجام در همین حد حداقلی‌اش زنده بماند تا بستری باشد برای همکاری‌های سازنده بیششر باید انتظاراتشان را از همدیگر منطقی و معقول کنند. هیچ‌یک از دو طرف در این راه پرسنگلاخ دستشان باز نیست و دغدغه، اهداف، امیال و نیازهایی دارند که خوبه هر یک از دو طرف به آنها توجه و برای پاسخ‌گویی به آن‌ها راه حل پیدا کند. برجام فضای جدیدی برای تنفس سیاست خارجی ایران و رویکرد نوین کشور برای تعامل با جامعه جهانی برای ایفای نقش مسئولانه منطقه‌ای خود است و اروپا باید این موضع را استراتژیک و با اهمیت تلقی نموده و آن را یک سکوی همکاری‌های آینده تلقی کند. ایران برجام را برای این پذیرفت که نمی‌خواست راه کره شمالی را طی کند.

  • اروپا حلقه اول آسیب‌پذیر خاورمیانه؟!

    - اروپا حلقه اول آسیب‌پذیر تحولات‌ سیاسی،اجتماعی‌وامنیتی خاورمیانه است. لذا علاوه بر ظرفیتهای سیاسی،اقتصادی و حقوقی که کشورهای اروپایی منفرداً و در قالب اتحادیه دارند باید با پیشنهاد طرح‌های اقتصادی اشتهاآور و نیز فراهم‌کردن زمینه همکاری‌های منطقه‌ای برای برقراری ثبات‌وامنیت در خاورمیانه سرنوشت اروپا را به خودمان گره‌بزنیم. تهدیدات ترامپ برای شرکت‌های اروپایی اثرات صد درصدی ندارد زیرا تمام شرکت‌های اروپایی در آمریکا فعالیت ندارند و باتوجه‌به حجم اقتصاد و آمادگی پایین بخش‌خصوصی ما برای همکاری‌های چندجانبه و بین‌المللی همین شرکت‌های کوچک و متوسط اروپایی نیز می‌توانند تا حدی مشکلات کنونی اقتصادی ما را رفع نمایند. توجه داشته باشیم که اروپا هم دنبال منافع، دغدغه‌ها و سیاست‌های خودش است و درآینده نزدیک اگر سیاست‌ها و روش‌های پیگیری منافعمان را تغییرندهیم با اروپا هم مشکل پیدا می‌کنیم! آماده باشید!

  • ما و محدودیت‌های اروپا برای مخالفت با ترامپ؟!

    - در حالی‌که ترامپ کشورهای اروپا را به پشیزی نمی‌پندارد و نهایتِ استفاده‌ابزاری از آنها برای تامین منافع آمریکا دارد، یکی از اهداف سیاست‌خارجی ما باید همکاری و تعامل نزدیک‌تر بااروپا باشد تااجازه ندهیم طرح‌های ترامپ علیه اقتصاد ایران موفق شود.اروپا حلقه اول امنیتی هرگونه تنش و ناامنی در خاورمیانه است و بسیار ضربه‌پذیرتر از آمریکا که هزاران کیلومتر دور است.همکاری‌های منطقه‌ای ایران و اروپا در زمینه یکجانبه‌گرایی ترامپ و مسائل خاورمیانه می‌تواند این اراده را در کشورهای‌اروپایی به‌وجود آورد که خود را در همکاری با ایران ایمن ساخته و به انزوای ترامپ در پیشبرد اهدافش علیه ایران کمک کند. به‌نظر می‌رسد خروج ترامپ از برجام او را تنها، اروپا را عصبانی و فاصله‌اش این دو را افزایش و سیاست خارجی ما را به مدار اصلی خودش برگردانده تا در پرتو تعاملات‌خارجی متنوع، از همه ظرفیت‌ها در جای خودش استفاده کند.

  • برجام در ترازو یا ای‌سی‌یو؟!

    - ما تا زمانی که برجام برای ما منافع دارد نه تنها باید در آن بمانیم بلکه حرمتش را هم حفظ کنیم! و هنوز هم دارد چون تا کنون بدیلی برای آن نداریم. نه به آن دلیل که بی‌عیب و نقص است بلکه به آن جهت که ما خود را بی‌دلیل نسبت به تحولات داخلی و خارجی آسیب‌پذیر کرده‌ایم و عقل سلیم حکم میکند تنش اضافی برای کشور ایجاد نکنیم! برجام رویکرد جدید و جدی حکومت و دولت برای تعاملات بین‌المللی کشور بود و این راهی نیست که ما متضرر شویم. مشکل ترامپ هم فقط با ما نیست بلکه او با شعار آمریکا اول با کلیه توافقات و سازمانهای بین‌المللی مشکل دارد و این نیز یک فرصت برای ماست که از این زاویه همچنان تا لحظه آخر به برجام وفادار مانده و اگر هم قصد تشویق و یا امتیازگیری از سایرین داریم، حداقل سیاست رسانه‌ای مناسبی انتخاب کنبم. برجام زمانی به آی‌سی‌یو میرود که بقیه امضاکنندگان نیز به‌تدریج به هر دلیلی از ان خارج شوند!

  • هنر و احیا در احیا؟!

    - استفاده از تئوری مزیت نسبی هم به‌طور اعم در اقتصاد ایران که گردشگری است و هم در گردشگری که مزیت نسبی‌اش استفاده از بناهای تاریخی است شرط عقل و درایت سیاسی اقتصادی است. با نگاه به امکاناتی که به‌طور پتانسیل وجود دارد و باید با برنامه‌ریزی صحیح و انتخاب راهبرد و سیاست‌های مناسب آن‌ها را به ثروت تبدیل کنیم، نشان از کار روی زمین مانده در کشور است.

  • ایران‌هراسی۲ و ظرفیت چانه‌زنی سیاست خارجی؟!

    - یکی از ضعف‌های سیاست‌خارجی کشور عدم ظرفیت‌سازی برای افزایش قدرت چانه‌زنی (Bargaining Power) است. این ظرفیت از تفکر سیاسی که مصالحه (Compromise) جزء اصلی آن است نشات می‌گیرد و لازم است در این شرایط خطیر داخلی و خارجی کمی بیشتر با افزایش تحرکات دیپلماتیک خود و طراحی استفاده از تمامی ابزار سیاسی-اقتصادی خویش در این زمینه کار کنیم. بازیگران داخل و خارج منطقه حاضر نیستند ایران از کیک منافع دوران پساداعش استفاده کند ولی ما باید مسئولانه و نه منفعلانه به دنبال تحقق حداکثری منافع ملی خویش باشیم. منافع ناشی از ژئوپلیتیک ایران و نقش سازنده ما باید از طریق مذاکره در این جهت به‌کار گرفته شود که سیاست‌خارجی ایران به‌دنبال تامین منافع ملی حداکثری خود بوده و نه درصدد هنجارشکنی بین‌المللی، آن‌گونه که نتانیاهو و سایر رقبای منطقه‌ای ایران به دنبال تثبیت چنین امری دوره می‌افتند تا ایران‌هراسی۲ را کلید بزنند!

  • بازی اون با ترامپ؟!

    - بالاخره اون خواست چندین دهه کره‌شمالی برای مذاکره مستقیم با آمریکا را بر ترامپ تحمیل کرد و بین ۲ طرف یک سند همکاری امضا شده که کلی‌گویی و فاقد ویزگیهای لازم برای اطمینان به وصول به مقدمات اجرایی از سوی ۲ طرف است. مذاکرات هسته‌ای ایران که در حد غنی‌سازی بود ۱۲ سال طول کشید چه برسد به این مذاکرات که قرار است کره‌شمالی خلع‌سلاح شود بدون آن‌که تعریفی از میزان و چگونگی آن، نحوه زمان‌بندی، سازوکار راستی‌آزمایی مشخص شده باشد. این آغاز راهی طولانی است که معلوم نیست به عمر سیاسی ترامپ کفاف دهد اما هر دو به‌دنبال استفاده تبلیغاتی از آن هستند. اینکه ترامپ در مصاحبه مطبوعاتی خود بعد از امضا تفاهم‌نامه از ایران می‌گوید نشانگر این است که مشکل ترامپ با ایران نه صرفاً مسائل هسته‌ای بلکه اختلافات سیاسی دو کشور و از جمله در خاورمیانه و استفاده ابزاری وی از این مذاکرات برای تحقق اهداف داخلی و خارجی خود است!

  • یک‌سالگی ترامپ‌سالاری!

    - اینکه رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید در پی تصمیم وی برای خروج از برجام، رفتار ایران در خاورمیانه تغییر کرده است و ابراز امیدواری کرده در آینده نزدیک، ایران هم مثل کره شمالی برای توافقی تازه پای میز مذاکره بیاید، یا نشان از نشناختن اوضاع، شرایط و پیچیدگی‌های خاورمیانه دارد و یا می‌خواهد سهل بگیرد و دربی باز کرده تا ایران هم یک قدم جلو بگذارد. حالت اول برای جهان فاجعه و برای منطقه زیان‌بار است و حالت دوم یک فرصت خوب تا ایران رویکرد استراتژیک خود را مشخص کند که آیا می‌خواهد با همپیمانان منطقه‌ای آمریکا رودررو باشد و در دو جبهه بجنگد و یا تصمیم دارد سنگ‌هایش را با آمریکا وا بکند و به سمت موضعی انتقادی-استراتژیک، اما برد-برد حرکت کند.

آرشیو ماهانه