یکشنبه 6 اسفند 1396

تاجیک، نصرت اله

نصرت الله تاجیک: متولد 1332 تهران، مهندس راه و ساختمان از دانشگاه علم و صنعت ایران، ام بی ا گرایش راهبردی از دانشگاه ولز، دکترای بتن از دانشگاه وست مینستر لندن ، دیپلم مدیریت از موسسه بین المللی مدیریت و رهبری انگلیس. همکار افتخاری دانشگاه دورهام، سفیر جمهوری اسلامی ایران در اردن، مشاور وزیر کشور، استاندار هرمزگان، مشاور وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه، مدیر کل مسکن و شهرسازی کردستان و مدیر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی قم. زندانی سیاسی قبل از انقلاب، دارای تالیفاتی به زبان انگلیسی.
  • ظرفیت‌های بین‌المللی مسئله فلسطین؟!

    - نه آمریکا به تنهائی می تواند مشکلات خاورمیانه را حل کند و نه ما می توانیم به تنهائی به اهداف خود در منطقه دست یابیم. امریکا اگر خواهان ثبات و آرامش و امنیت در منطقه است که کمی شک در ان وجود دارد راهی نیست جز اذعان به نقش منطقه ائی ایران و استفاده از مشارکت و مسئولیت پذیری ایران در حل مسائل و مشکلات منطقه ائی. این راه یعنی استفاده ایران از ظرفیتهای بین المللی هم عقلائی است و هم هزینه های مادی و معنوی ما را کاهش میدهد و هم ما می توانیم از سرمایه گذاریهای خود بهره برداری معقول و هزینه ها را تبدیل به منافع نمائیم.

  • نیاز به ساماندهی اداره کشور؟!

    - بر خود لازم می‌بینم که دیده‌ها و شنیده‌های حاصل از سفرهایم به مناطق گوناگون کشور و شرکت در جلسات را با ارائه گزارش‌هایی در رسانه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و جامعه مدنی کشور و صد البته مسئولان ذی‌ربط دولتی را در جریان اوضاع و احوال مناطق گوناگون کشور قرار دهم تا کمی بیشتر به نحوه اداره کشور توجه کنند! سفرهای من یا برای تاسیس تعاونی‌های توسعه و عمران شهرستانی است که مجمع استانداران برای کمک به وزارت تعاون و... دنبال می‌کند و یا شرکت در جلسات کمیته‌های استانی این مجمع.

  • اجلاس مونیخ و صندوق توسعه منطقه‌ای

    - پنجاه و چهارمین کنفرانس امنیتی مونیخ از روز جمعه ۱۳۹۶.۱۱.۲۷ به مدت ۳ روز با حضور حدود ۳۰ تن از سران کشورها و دولت‌ها و بیش از ۱۰۰ وزیر، صحنه بحث و گفت‌وگو درباره چالش‌های امنیتی جهان است. اگر چه دوران پساداعش شرایط سخت‌تری برای منطقه رقم خواهد خورد اما هم اکنون فضای بین‌المللی و منطقه‌ای روشن‌تر شده که حضور آمریکا در افغانستان و عراق و اقداماتش در سوریه جز به‌هم‌‌ریختگی چهره ژئوپلیتیکی منطقه نتیجه دیگری نداشته است. این اقدامات آمریکا نه فقط روند توسعه‌ای منطقه را به عقب خواهد انداخت، بلکه زیرساخت‌های بومی آن را نیز که مضمحل کرده است و چسبندگی اجتماعی کشورهای خاورمیانه را به دست فنا خواهد سپرد.

  • ریشه‌های انقلاب: تضاد سنت و مدرنیته

    - در چهار شماره پیشین به ریشه‌های سیاسی اجتماعی انقلاب که در هفتاد سال قبل از وقوع آن یعنی بعد از به توپ بستن دستاوردهای جنبش مشروطه که اگر حفظ، تقویت و اصلاح شده بود الان جامعه نرمال و پیشرفته تری از منظر شاخص‌های انسانی داشتیم و هم‌چنین به تاثیرات حاکمیت مستبد و مردم استبداد زده در عقب‌ماندگی سیاسی اجتماعی اشاره داشتم و در این یاداشت بیشتر به جنبه‌های فرهنگی آن می‌پردازم. اگر چه برای وقوع هر انقلابی از جمله انقلاب اسلامی در ایران فقط مولفه‌های فرهنگی کفایت نمی‌کند اما مولفه‌های چهار شماره پیشین را تکرار نمی‌کنم. انقلاب در سال 57 با دلایل و زمینه‌های متفاوتی حادث شد اما آن قسمت از دلایل انقلاب که به جنبه‌های فرهنگی بازمی‌گردد بیشتر به تضاد بین سنت و مدرنیته معطوف است.

  • ریشه‌های انقلاب: توسعه نامتوازن

    - در سه شماره پیشین هم در مورد استبداد زدگی ملت در دوران قاجار و پهلوی اول نوشتم و به استبداد حاکمان نه تنها در جامعه و برای حاکمیت بر مردم بلکه استبداد در سیاست و حکومت و عدم علاقه و آمادگی آنان برای گردش واقعی و صحیح قدرت از سوی نهادهای مدنی و مشارکت سیاسی اجتماعی واقعی مردم در تصمیم سازیها و تصمیم گیریها اشاره کردم.

  • ریشه‌های انقلاب: دیکتاتوری صالحان!

    - قاجار مهم‌ترین دستاورد جنبش مشروطه که داعیه اصلاح جامعه را داشت، یعنی مجلس قانون‌گذاری را به توپ بست و پهلوی هم یک مجلس شاه‌پسند درست کرد و با تأکید بر تز دیکتاتوری صالحان! نه تنها به شکل‌گیری و تقویت نهادهای مدنی که هم‌زمان در کشورهای پیشرفته در حال گسترش و تقویت بودند، همت نگماشتند بلکه به‌دنیال توسعه وارداتی بودند. اگر چه این پدر و پسر هم و تلاش خود را به نوسازی اجتماعی و تقویت زیرساخت‌های عمرانی کشور مصروف نمودند، اما این اقدام نیز در سایه حذف مردم از مشارکت سیاسی ابتر ماند.

  • ریشه‌های انقلاب: بیم و امید دموکراسی

    - اگر قاجار جنبش مشروطه (1285) و نتایج و میوه‌های آن را فرصت می‌دانست و از آن‌ها به منظور سامان دادن امور جامعه و تاسیس نهادهای نوین مدنی برای شکل دادن ملت-دولت استفاده می‌کرد شاید شاهد میهمان ناخوانده‌ای مانند پهلوی نبود که از سوی قجرها هرگز پذیرفته نشد! شاید هم طرفداران رژیم پهلوی خواهند گفت اگر این کار را می‌کرد دیگر قاجار نبود! اگراز دعوای قاجار و پهلوی عبور کنیم که سابقه طولانی دارد، در یاداشت قبل در زمینه استبدادزدگی مردم در دوران قاجار و پهلوی اول و حاکمیت بلامنازع حکام مستبد نوشتم و به عدم استفاده رضاشاه از دستاوردهای جنبش مشروطه برای پایه‌گذاری نهادهای مدنی و رواج دموکراسی و هم‌چنین درک نادرستش از معادلات قدرت جهانی و تحولات منطقه‌ای و نزدیک شدن به آلمان و تاسی به آتاتورک تا به تبعید رفتنش نوشتم.

  • ریشه‌های انقلاب: استبداد و استبداد زدگی

    - تاریخ، شرکت بیمه نیست که فرد و یا حکومتی را تضمین کند. تاریخ نیک و بد افراد، حکومت‌ها و دولت‌ها را ثبت و ضبط می‌کند و به دست نسل‌های بعدی می‌سپارد تا با انصاف در مورد آن‌ها قضاوت شود و چراغ راه آیندگان باشد. بررسی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و از جمله مذهبی مردم ایران در دوران قاجار، نشان از یک جامعه ضعیف، روستایی و استبدادزده با پیشینه‌ای از ویژگی‌های ناشی از حاکمیت مطلق حکام مستبد دارد. جامعه‌ای که به حقوق و وظایف خود آشنا و واقف نبوده و هم‌چون رعیتِ حاکمان خویش و زیر سلطه آنان زندگی می‌کرد و در فقر بود و آگاهی طبقه متوسط ضعیف بود. بعد از تقسیم ایران بین روس و انگلیس (1907 میلادی و 1286 شمسی) اوضاع عمومی ایران روبه وخامت رفت و اثرات جنگ جهانی اول (1914-1918) ملت را مستأصل و بدبخت‌تر و حیات سیاسی مردم و کشور را بیشتر تضعیف کرد.

  • سیاست برهم‌ریختگی‌آمریکایی؟!

    - تجدیدنظر استراتژی امنیت ملی آمریکا و چرخش آن از مبارزه با تروریسم به مبارزه با روسیه و چین و انتشار گزارش ارزیابی تسلیحات هسته‌ای آمریکا و روی آوردن به ساخت بمب‌های کوچک هسته‌ای دنیا را به سمت تشنج بیشتری می‌برد. آمریکا در صدد رواج مسابقه تسلیحاتی از متعارف به هسته‌ای است تا روش شیردوشی را برای نجات اقتصاد آمریکا و راه‌یابی دوباره به کاخ‌سفید بکار بگیرد. آمریکا با ارسال پیام‌های متناقض به عربستان و قطر آنها را به جان یکدیگر می‌اندازد و هم اکنون به هر دو سلاح می‌فروشد. و یا به کردهای شمال سوریه کمک تسلیحاتی می‌کند و ترکیه هم‌پیمان آمریکا هم از مخالفین رژیم سوریه ارتش آزاد تشکیل می‌دهد به آنها حمله می‌کند! آیا ترامپ اگر در کاخ سفید بماند جهان را به لبه پرتگاه می‌کشد؟!

  • سوریه آزمایشگاه سیاست‌های آمریکا؟!

    - رعایت سطح تحلیل در بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل سوریه الزامی است. حمله ترکیه به عفرین در سطح منطقه‌ای باعث جابجایی نقش نیروها شده و در کوتاه‌مدت ایران برنده بازنده شده و ترکیه بازنده برنده! و در سطح بین‌المللی از نظر حداقل ۲ بازیگر بزرگ بحران سوریه یعنی آمریکا و روسیه، بازی درباره سوریه نیست، بلکه سوریه محل جنگ‌های نیابتی این دو قدرت بزرگ شده است. با این فرق که روسیه دارای ابزار لازم در این بازیگری در سوریه است و آمریکا دستش خالی و نیروی تاثیرگذاری در صحنه سوریه در اختیار ندارد و دارای دید راهبردی نیست و سردرگم است و اهداف شفافی در سوریه ندارد.یعنی با کمک‌های تسلیحاتی فراوان به کردهای شمال سوریه توزان نیروهای منطقه‌ای را به‌هم می‌زند و در مقابل ترکیه پشتش را خالی می‌کند! نتیجه به‌هم‌ریختگی صحنه سیاسی و ژئوپلتیک شده و کردهای این منطقه همان اشتباه اعتماد بارزانی به آمریکا را تکرار خواهندکرد.

آرشیو ماهانه
x