چهارشنبه 2 آبان 1397

زمانیان، علی

متولد : 1341 از قم تحصیلات : کارشناس ارشد جامعه شناسی آثار : سوابق : پژوهش ، تدریس و نویسندگی
  • دین‌گریزی یعنی چه؟

    - وقتی از «دین‌گریزی» سخن می‌گوییم، به چه واقعیتی اشاره می‌کنیم؟ از آن جایی که «دین‌گریزی» معنای چندگانه‌ای دارد، کسانی که از این مفهوم استفاده می‌کنند، لازم است به ما بگویند کدام واقعیت اجتماعی را ذیل مفهوم دین‌گریزی صورت‌بندی می‌کنند. چه چیز یا چیزهایی را می‌بینند و نام آن‌ها را دین‌گریزی می‌گذارند؟

  • سایه «هابز» بر مناظرات کاندایداهای ریاست‌جمهوری

    - چگونه می توان به کسانی اعتماد کرد که برای آباد کردن عمارت قدرت خود، خانه ی حرمت دیگران را فرو می ریزند؟

  • نهاد ازدواج، اخلاقی یا غیر اخلاقی؟/ نقدی بر اظهارات اخیر مصطفی ملکیان

    - علی زمانیان

  • ویژگی های انسانی که خواب است

    - فیلم sAwakening در باره ی بیمارانی است که فعالیت‌ عادی زندگیشان متوقف شده است. به گونه ای که گویی در خواب بسر می برند. پزشکان، آنها را مجسمه می خوانند، زیرا حرکاتشان متوقف شده است، گرچه هنوز نفس می کشند و چشم های شان باز است. اما معلوم نیست آیا می بینند و می شنوند و آیا درکی از اوضاع دارند؟

  • وضعیت آموزش و پرورش ما

    - در نقد نظام آموزش و پروش در ایران، دست کم با دو سنخ بررسی و یا دو گونه نقد مواجه می شویم. به تعبیر دیگر، نقد و بررسی می تواند معطوف به دو موضوع متفاوت گردد، موضوعاتی که در عین ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر، دو مسئله ی متمایز به نظر رسیده و در باره ی هر یک، می توان و باید به نحو جداگانه سخن گفت.

  • "من" هیچ، "من"، نگاه / انسان در اسارت "نگاه"

    - علی زمانیان

  • سوگوار علی

    - سوگوار آن بزرگ مردی هستم که تمام عمر، جانی اندوه ناک بر دوش کشید و تنهایی اش را با هیچ کس تقسیم نکرد.

  • اصلاح طلبی یا اصلاح گری؟

    - واژه ی اصلاح طلبی در این نوشته، هیچ اشاره ای به گروه موسوم به اصلاح طلبان ندارد. در این جا از مفهوم اصلاح طلبی، صرفا برای توضیح یک صفت استفاده شده است. گویی پای اشتراک لفظی در میان است. بنابر این باید مواظب لغزش مفهومی بود<BR>

  • بهار را دریاب

    - برای یک بار هم که شده رنج هایت را فراموش کن، دردهایت را بگذار و اندوه هایت را حتی از خودت هم پنهان کن و بهار را دریاب.

  • سنخ شناسی بی قراری

    - قرار یعنی آرامش، یعنی آن جایی که باید باشم، هستم، آن چیزی که باید داشته باشم، دارم. قرار، یعنی فاصله ی میان بایدها و هست هایم چندان نیست که درونم را آشوب زده و ناراضی کند.