زمان انتشار: ۲:۹ - ۱۳۹۱/۱/۱ | نسخه چاپی

بهاریه/ ما را به سلامی بنواز

اقتصاد کلان - بهار در پیش است و دلم هوای خلوت دارد.

خلوتی عین جلوت و حضور، در میان یارانی ناآشنا و دیرآشنا با دلهایی مهربان، لبانی شیرین و زبانهایی پر ز مهر! دلم در هوای فضایی است که در آن از غیرت و درشت­خویی نشان نباشد و نداها سرشار از سلام و سلام باشد[1]. دلم در پی آن هوایی است که در آن نه تنها یاران نیکوسیرت غلغله­ی سلام سردهند، بلکه گنهکارانی چو من نیز سایه­ای ازسلام بیابند تا در زیر آن لختی از سرزنش شنیدن و دشنام خوردن بیاسایند. سراسیمه مشتاق تجربه­ی سلامم. سلامی که با خود فضایی خلق کند که جوانه­های عاطفه در آن بر تنه­ی ستبر عشق سبز شوند و تبدیل به شاخه­های انبوه و پر از شکوفه­های مهربانی شوند. سلامی که از مرزهای تلخی زمانه عبور کند و چهره­های عبوس و ترشرو را به فرمان خویش درآورد. دلم در پی مهربانی است. خدای مهر و خوبی­ها به پیامبررحمت گفت که به مهرِ خدایی بود که نرم­خوی شدی ور درشت­خو و سنگدل بودی مردمان از پیرامونت پراکنده ­می­شدند[2]. کنون در پی آن یار شمع انجمنم که بر ما مهرآورد و دل­های پراکنده­ی ما را به سلامی به هم نزدیک کند. در آستانه­ی بهار چقدر سلام را می­فهمم و تا چه حد در برابر آن بی­تاب و نیازمندم.

ابراهیم خلیل که دوست خدای رحمان بود ما را به سلام می­خواند و به خلوتی دعوت می­کند که در آن یاران با سلام بر هم درود فرستند. او از سلام، از کلمه طیبه­ای سخن می­راند که چون درخت پاکیزه ریشه­ای استوار در جانهای مردان خدا دارد و شاخه­های آن در آسمان­ها پراکنده است. او سلام، آن درخت کهنسال و پرناز و دلکش را به ما نشان می­دهد که پیری ندارد و هر زمان به نحوی و در هر مکان به رسمی جلوه می­کند، میوه می­دهد و هماره زاینده و ثمر بخش است. سایه­ی آن گسترده و فراگیر است[3]! و هر که نام او را بر زبان جاری سازد در پناه خود جای دهد. سلام اسم اعظم است که چون بر زبان آدمی جاری شد، کسی را یارای کنکاش درون او نیست[4]. این امان خدای رحمان است که گفت که هر که بر شما سلام آورد نگویید که ایمان نداری. مگر شما سوداگرید که درپی سنجش عیار ایمان آدمیان هستید و مگر پیش از این شما چگونه بودید؟ و اینک چگونه­اید[5]؟! ما را چه به ایمان آدمیان! ما که در عین نقصانیم که باشیم که بر دیگری خرده بگیریم؟! کلمه­ی پاکیزه سلام بر هر گناه و کاستی پوشش است. چون سلام گفتی ندا درآید که به درون درآیید که شما در امن و امانید!

که درآ درآ عراقی که تو هم ازآن مایی!

راه سلام، گشاده­راهی است که خدای مهربان با نورخود ما را بدانجا کشیده است تا در کنار رنج­های این­ دنیایی، مزه­های عشق و مستی را مزمزه کنیم[6]! سخت خسته و دلتنگم. دلم هوای آن یار مهربان کرده است تا لختی از دنیا و شرو شور آن بیاسایم و با خدایی ملاقات کنم که به پیامبر خود گفت که به آدمیان سلام بگو و بگو که خدای شما مهربانی را بر خود فرض کرده است و شما را دوست دارد. بر این حدیث ایمان دارم که او پرده­پوش است و مهربان و از گناه بندگان در می­گذرد و زبان به سرزنش بنده­ی چو منی بازنخواهد کرد[7]. پیشگاه او دارالسلام است! بهشت سلام و ایمنی است. در آنجا نیازی نیست بخود اندیشه­ای ره­دهی و حیله­ای برگزینی[8]! هرسلامی که ندا دهی سلامی رساتر و تحیتی جان­فزا­تر دریافت کنی. در محضر سلام همه­ی امتیازها فرو می­ریزند و همه­ی تعلق­ها رنگ می­بازند. تنها رنگ، رنک بی­رنگی است. در این پیشگاه تفاوتی بین بزرگ و کوچک، فقیر و غنی، بالا و پایین، فرمانروا و فرمانبر، سیاه و سفید، زشت و زیبا، زن و مرد، عرب و عجم و هر آنچه فاصلی بین آدمیان ایجاد کند نیست. همه بندگان یک خدا هستند و همه آرزومند سلام اویند. در این پیشگاه فضل و برتری از آنِ کسی است که نسبت به سلام دادن پیشی گیرد.

هر چند پرگناهم، میانه­ی بهشت و دوزخ صلا دهم، ای یاران با ایمان، سلام بر شما، و به شنیدن پاسخ ایمان دارم که آنان نشانه­ای از خدای سلام دارند[9]. خدایا چقدر مشتاق سلام توام! خدایا تو چنانی که من دوست می­دارم پس، مرا چنان بیارا که تو دوست می­داری[10]! دوستان و یاران عزیزم را می­شناسم. نیازی نیست که رخ به رخ با آنان آشنایی داشته باشم. آنان نشانه­ای با خود دارند که برای من آشنا است. مدت­ها است که در تلاشم که با زبان نشانه با آنها طرح دوستی بریزم. هر روز هزاران تیر دعا و سلام برایشان رها می­کنم و از دل ثنایشان می­گویم. می­دانم که آنان هماره در حال و هوای تسبیح حقند، بر دیگران سلام گویند و در نهایت سپاس خدای را بر لب جاری سازند[11]. نیازی نیست که من تسبیح آنان را بشنوم، شاید گوشم سنگین است، لیکن روی گشاده، دل مهربان و زبان شیرین حکایتی از شیرینی آن شهد ذکر سلام است که بر لب آنان جاری است و من آن را دوست دارم. خنده­های بی­حساب و امیدهای جان­بخش بازتاب سلام ایشان بر جان ماست. به این حدیث ایمان دارم که ایشان مرا به سرای سلام دعوت می­کنند[12].

کشتی نوح که خواست هبوط کند، خدای سبحان به نوح گفت که با سلام فرود آیید که درهای فراوانی را بر روی شما و آیندگان گشودم[13]. و هنوز از پسِ سالیان دراز و گذشتِ روزگاران، نسل­های بی­شمار آدمی از فزونی بی­حساب آن سلام بهره­ورند. فرستادگان خدای عزیز نیز که بر ابراهیم فرود آمدند، بر او سلام گفتند و ابراهیم نیز سلام گفت. نتیجه­ی آن سلام اسحاق و یعقوب و یوسف پیامبر زیبایی بود[14]. یعقوب به ما آموخت که سلام نهایتا بر آتشِ حسد چیره خواهد شد هر چند حسد خانه­ی دل را به آتش کشیده باشد. آری آتش حسد را نیز باید با پاسخ سلام سرد و آرام کرد. یوسف نیز نشان داد که سلام حتی در خانه­ی فرعونیان کارساز است. عزیز مصر نیز در برابر سلام او سر تعظیم فرود آورد هر چند که شکوه و جلال خود را مدیون بت­ها و کاهنان بود. یوسف با سلام عزیز مصر گشت و راز و رمز عشق ورزیدن را به سلامی به ما آموخت و مظهر این وعده­ی خدایی شد که فرمود سلام بر شما، اینک این اجر صبری است که کردید[15].

خدای سبحان در ادیان ابراهیمی از بهشت برین بارها و بارها یاد کرده است. برترین ویژگی رضوانی که خدای تعالی از آن یاد می­کند، آن است که آدمیان در آنجا با سلام با یکدیگر روبرو می­شوند. آنجا کسی سخن بیهوده­ای به کسی نمی­گوید. آنجا همهمه­ی سلام است و بهشتیان جز سلام چیزی نمی­شنوند و صبح و شام روزی خود را همراه با سلام دریافت می­کنند[16]. آیین ورود به بهشت خدایی نیز با سلام همراه است. این گفته­ی خدای مهربان است که گوید با سلام فرود آیید و هیچ اندیشه­ای به دل راه مدهید که شما از هرگزندی در امانید. بر این باورم که این­گونه پروردگار مثال می­آورد باشد که ما زندگی خود را یکبار دیگر و با چشمی دیگر ببینینم و از این بازاندیشی لحظه­ای باز نایستیم. این مهرافزایی همان نیازی است که ما آدمیان در این دنیای خاکی سخت به آن نیازمندیم. مثال­های بهشتی خداوند، در حقیقت چشم­اندازها و انگاره­هایی هستند که ما در این دنیا سخت بدانها محتاجیم[17]. ابروان درهم کشیده، تازیانه­های برافراخته و شمشیرهای آخته چه نسبتی با سلام خداوندی دارند؟ شمشیر، زبان دیو پلید است و بر همین سیاق زبان پاسخ به او است. آنان که آدمیان گنهکار چو خویش را با دیو رژیم یکی می­گیرند سخت در اشتباهند. و چه بیراهه می­روند که فکر می­کنند برای به دست آوردن سلام اخروی باید در اینجا بر ابروان گره انداخت و روی ترش کرد، غافل از آنکه در آنجا جز آنچه در اینجا کشته­ایم هیچ ندرویم[18]. گندم از گندم برآید، جو ز جو!

من خدای خویش را چنین شناخته­ام که در پی بهانه­ای است که به بندگان خود رحمت آورد. هم از این رو به فضل او سخت امیدوارم! لطافت و ذوقی که در بیان الهی در تجسم حال و هوای روانه ساختن آدمیان نکوکار به رضوان خویش وجود دارد بقدری بهجت­آور است که آدمی سرخوش می­شود. پرهیزگاران گروه گروه به سوی بهشت سوق داده می­شوند و آن­گاه که دربهای بهشت به روی آنان گشوده­ می­گردد نگهبانان بر آنان سلام آورند و گویند خوش آمدید! در اینجا جاودانه بمانید[19]. آنان که به خدای مهربان دل­سپرده­اند این ندا را می­شنوند که به آنان گفته می­شود که با سلام وارد شوید که امروز روز جاودانگی است[20]. پیش از آن نیز خدای عزیز بندگان دوست داشتنی خویش را با سلام به سوی خود فرا می­خواند. فرشتگان چون روح انسان­های پاک را می­ستانند به آنان می­گویند سلام بر شما، به بهشت خدایی وارد شوید به پاس آن کردارهای نیکی که کردید[21]. و روزی نیز که خدای را ملاقات کنند باز تحیتشان سلام است[22]. امتداد سلام خداوندی چه زیبا، امید بخش و روح­افزا است. از هبوط انسان بر کره­ی خاکی تا همراهی فرشتگان به دنیای باقی و تا جاودانگی در رضوان الهی همه همراه با سلام است. و ما چه ارزان این سلام را به خشمی و غضبی و می فروشیم.

گویی خدای رحمان چون بر بندگان مهربان خود نظر می­کند به وجد می­آید که می­فرماید سلام بر یحیی که از ما مهربانی را بر گرفته بود. سلام بر او هنگامی که زاده شد و آن هنگام که می­میرد و آن هنگام که باز زنده می­شود. خدای عزیز در واگویی داستان پیامبر مهربانی، عیسی مسیح باز از سلام برای ما می­گوید. سلام بر من آن روز که زاده شدم و آن روز که می­میرم و آنروز که برانگیخته می­شوم. داستان سلام خدای بر پیامبران مهربان ادامه دارد. خدای در ذکر داستان ابراهیم و پدر خویش، باز از سلام ابراهیم بر پدر یاد می­کند که گفت ای پدر سلام بر تو، من از پیشگاه خدای خود برای تو درخواست مغفرت می­کنم که او به من مهربان است، این همه در حالی بود که پدر بت­تراش بود. خدای هم­چنان یاد پیامبران خویش را ادامه می­دهد و بر همه­ی آنان که برگزیده است سلام می­فرستد[23]. سلام بر نوح. سلام بر ابراهیم. سلام بر موسی و هارون. سلام بر آل یس. و سلام بر فرستادگان خدا[24].

نا همزبانی درد زمانه­ی ماست. بسیار پیش می­آید که حتی عزیزان سخن یکدیگر را نمی­فهمند، حتی در یک خانه و حتی کسانی که با یکدیگر ارتباط خونی دارند! مگر رگهای برآمده­ی گردن در این شرایط کاری از پیش می­برند؟ به زمان نیاز است تا شاید اتفاقی جرقه­ای در ذهن­ها بزند و آتشی بر جان­ها بیندازد و سببی فراهم آورد تا همه­گان در یک بازاندیشی جمعی به درک مشترکی از شرایط برسند و زخم­ها التیام یابند. در این میانه، مهم، نحوه­ی سپری ساختن روزهای ناهمزبانی است. آیا می­خواهیم با زخمِ زبان­های جانکاه بر این هیمه­ی آتش برافروخته شعله­ای بیفزاییم و یا آنکه با سلام، رنج سپری کردن این دوران را کاهش دهیم! شاید بهترین رویکرد آن باشد که بگوییم ما در گرو عمل خویشیم و شما در گرو کردار خویش. پس سلام بر شما تا روشن شدن حقیقت! بندگان خدای رحمان در پاسخ جاهلان سلام گویند چرا که دلیل آوردن بر نادانان گرهی از گره­های فروبسته­ی حقیقت را نمی­گشاید[25]. این سنت خدایی است که آدمیان را با سلام خطاب کند و از روی مهربانی کژراهه را به آنان بنمایاند حتی اگر مخاطبِ پیام، فرعون باشد. خدای به موسی و هارون فرمان می­دهد که به سوی فرعون روید و به او بگویید که ما پیامبران پروردگار تو هستیم. پس بنی اسراییل را با ما روانه ساز و از شکنجه­ی آنان دست بردار. ما به نشانه­ای از سوی خدا به سوی تو آمده­ایم و سلام بر هر انکه از راه هدایت پیروی کند[26]. باز زبان گفتگو حتی با فرعون با نشانه و سلام همراه است نه با خشم و غضب! و در نهایت سلام است که دل­های مهربان بازگشته به خدا را از دوزخیان دیوسیرت جدا سازد[27].

قران کلام خدای سبحان نیز با سلام بر ما فرود آمده است. از همین رواست که در شب قدر فرشتگان از آغاز شب تا سپیده­ی صبح ذکرسلام برلب دارند و ما را به سلام می­خوانند[28]. به­هرروی، در این هنگامه­ی کینه­توزی زمانه، قران ما را به سلام می­خواند. امید که بتوانیم در این بهار پیش رو با سلامی از هم خبر بگیریم، جان­هامان را به مهر به­هم پیوند زنیم و فضا را برای خود و یاران تازه کنیم و روزنه­ای به سوی دنیای سلام و صلح و دوستی بگشاییم. بارالها تو سلامی و سلام از تو و برای تواست، و بازگشت سلام به سوی تواست. در این بهار پیش رو، در هر صبح و شام ما را به سلامی بنواز تا شاید دل­هامان به هم نزدیکتر شوند و مهربانی سکه روزگار گردد[29].

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] بر گرفته از آیه­های 25 و 26 سوره­ی واقعه "لا یسمعون فیها لغوا و لا تاثیما (25) الا قیلا سلاما سلاما (26)".

[2] بر گرفته از آیه­ی 159 سوره­ی آل عمران "فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین".

[3] بر گرفته از آیه­های کریمه­ی 23 الی 25 سوره­ی ابراهیم "و ادخل الذین آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها باذن ربهم تحیتهم فیها سلام (23). الم تر کیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء (24) تؤتی اکلها کل حین باذن ربها و یضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون (25)".

[4] بر گرفته از آیه­ی 23 سوره­ی حشر "هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون".

[5] بر گرفته از آیه­ی 94 سوره­ی نساء "یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحیوه الدنیا فعند الله مغانم کثیره کذلک کنتم من قبل فمن الله علیکم فتبینوا ان الله کان بما تعملون خبیرا"

[6] بر گرفته ازآیه­ی 16 سوره­ی مائده "یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیم الی صراط مستقیم".

[7] بر گرفته از آیه­ی 54 سوره­ی انعام "و اذا جاءک الذین یؤمنون بایاتنا فقل سلام علیکم کتب ربکم علی نفسه الرحمه انه من عمل منکم سوءا بجهاله ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحیم".

[8] بر گرفته از آیه­ی 127 سوره­ی انعام ”لهم دارالسلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون".

[9] بر گرفته از آیه­ی 46 سوره­ی اعراف "و علی الاعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم و نادوا اصحاب الجنه أن سلام علیکم لم یدخلوها و هم یطمعون".

[10] مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع): "الهی انت کما احب، فجعلنی کما تحب".

[11] بر گرفته از آیه­ی سوره­ی "دعویهم فیها سبحنک اللهم و تحیتهم فیها سلام و آخر دعویهم ان الحمدلله رب العالمین".

[12] بر گرفته از آیه­ی 25 سوره­ی یونس "و الله یدعوا الی دار السلام و یهدی من یشاء الی صراط مستقیم".

[13] بر گرفته از آیه­ی 48 سوره­ی هود "قیل یا نوح اهبط بسلام منا و برکات علیک و علی امم ممن معک و امم سنمتعهم ثم یمسهم منا عذاب الیم".

[14] بر گرفته از آیه­های 69 الی 71 سوره­ی هود "ولقد جاءت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلاما قال سلام فما لبث أن جاء بعجل حنیذ (69) فلما رءا ایدیهم لا تصل الیه نکرهم و اوجس منهم خیفه قالوا لا تخف انا ارسلنا الی قوم لوط (70) و امرأته قائمه فضحکت فبشرناها باسحق و من وراء اسحق یعقوب (71)". و هم چنین بر گرفته از آیه­های25 الی 28 سوره­ی ذاریات "اذ دخلوا علیه فقالوا سلاما قال سلام قوم منکرون (25) فراغ الی اهله فجاء بعجل سمین (26) فقربه الیهم قال الا تاکلون (27) فاوجس منهم خیفه قالوا لا تخف و بشروه بغلام علیم (28)".

[15] بر گرفته از آیه­ی 24 سوره­ی رعد "سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار".

[16] بر گرفته از آیه­ی 62 سوره­ی مریم "لا یسمعون فیها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا".

[17] بر گرفته از آیه­ی 46 از سوره­ی حجر "ادخلوها بسلام امنین". و هم چنین آیه­ی 59 از سوره­ی نمل " قل الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی ءالله خیر اما یشرکون". و نیز آیه­ی 75 از سوره­ی فرقان "اولئک یجزون الغرفه بما صبروا و یلقون فیها تحیه و سلاما".

[18] بر گرفته از آیه­های 39 و40 سوره­ی نجم "و أن لیس للانسان الا ما سعی (39) و أن سعیه سوف یری(40)". وهم چنین بر گرفته از حدیث "الدنیا مزرعه الاخره".

[19] بر گرفته از آیه­ی 73 سوره زمر "وسیق الذین اتقوا ربهم الی الجنه زمرا حتی ادا جاءوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین".

[20] بر گرفته از آیه_های 33 و34 سوره­ی ق "من خشی الرحمن بالغیب و جاء بقلب منیب (33) ادخلوها بسلام ذلک یوم الخلود (34)".

[21] بر گرفته از آیه­ی کریمه­ی 33 سوره­ی نحل "الذین تتوفیهم الملائکه طیبین یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنه بما کنتم تعملون".

[22] بر گرفته از آیه­ی 44 سوره­ی احزاب "تحیتهم یوم یلقونه سلام و اعد لهم اجرا کریما".

[23] بر گرفته از آیه­های 13 الی 15 و هم چنین آیه­ی 33 و نیز آیه­ی 47 سوره­ی مریم "و حنانا من لدنا و زکوه و کان تقیا (13) و برا بوالدیه و لم یکن جبارا عصیا (14) و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا (15) ... "و السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا" (33)..."قال سلام علیک ساستغفر لک ربی انه کان بی حفیا" (47) و هم چنین آیه­های 61 و 62 همین سوره " جنات عدن التی وعد الرحمن عباده بالغیب انه کان وعدا ماتیا (61) لا یسمعون فیها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فیها بکره و عشیا(62)".

[24] بر گرفته از آیه­های 79، 109، 120، 130، 181. "سلام علی نوح فی العالمین"، "سلام علی ابراهیم"، "سلام علی موسی و هارون"، "سلام علی آل یاسین" و "سلام علی المرسلین".

[25] بر گرفته از آیه­ی 55 سوره­ی قصص "و اذا سمعوا اللغو أعرضوا عنه و قالوا لنا أعمالنا و لکم آعمالکم سلام علیکم لانبتغی الجاهلین". و هم چنین بر گرفته از آیه­ی 63 سوره­ی فرقان "و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما". و نیز بر گرفته از آیه­ی 89 سوره­ی زخرف "فاصفح عنهم و قل سلام فسوف یعلمون".

[26] بر گرفته از آیه­ی 47 سوره­ی طه "فاتیاه فقولا انا رسولا ربک فارسل معنا بنی اسرائیل و لا تعذبهم قدجئناک بایه من ربک و السلام علی من اتبع الهدی"

[27] بر گرفته از آیه­های 58 و 59 سوره­ی یس "سلام قولا من رب رحیم (58) و امتازوا الیوم ایها المجرمون" (59).

[28] بر گرفته از سوره­ی القدر "انا انزلناه فی لیله القدر(1) و ما ادراک ما لیله القدر (2) لیله القدر خیر من الف شهر (3) تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر (4) سلام هی حتی مطلع الفجر(5)".

[29] اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام والیک یعود السلام سبحان ربک رب العزه عما یصفون و سلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین

3939
 

ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
چناچه تمایل دارید بلافاصله پس از انتشار نظرتان، موضوع به وسیله ایمیل به اطلاع شما رسانده شود مربع مقابل را علامت بزنید.
چنانچه تمایل دارید واکنش متنی کاربران دیگر به نظر شما بلافاصله پس از انتشار از طریق ایمیل به اطلاع شما رسانده شود مربع مقابل را علامت بزنید.
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 14 + 9

توجه!

خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی کند
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمییابند
اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می شوند
ارسال نظر
204634
  • آخرین خبرها
  • دیگر خبرها
بیشتر...