سه شنبه 26 دی 1396
دوشنبه 27 آذر 1396 - 08:05:00 چاپ

راز عجیب سارق چگونه لو رفت؟/ عادت داشت در خواب حرف بزند و از دزدی عتیقه‌ها خبر داد!

جامعه > حوادث - ایران نوشت: چند روز قبل مردی به نام حجت به محض بازگشت از میهمانی شبانه درخانه دخترش، متوجه سرقت عتیقه‌جاتش شد و بلافاصله با پلیس تماس گرفت و کمک خواست.

 مأموران پس از حضور درخانه ویلایی شمال شهر، دریافتند درهای ورودی خانه سالم است و این موضوع حکایت از آن داشت که سرقت توسط فردی آشنا صورت گرفته است. ازسوی دیگر در بررسی دوربین‌های مداربسته خانه ویلایی چهره مرد نقابداری هنگام سرقت به دست آمد.

با توجه به اینکه سارق نقابدار به محض ورود، بدون هیچ جست و‌جویی سراغ عتیقه‌ها رفته بود مشخص شد او با خانه، آشنایی کامل داشته وطبق برنامه‌ریزی حساب شده، نقشه سرقت را طراحی واجرا کرده است.


این درحالی بود که صاحب خانه ویلایی مدعی بود با کسی اختلاف و مشکل نداشته و هیچ یک از آشنایان و بستگانش نیز از نظر مالی نیازی نداشته‌اند که بخواهند دست به سرقت ازخانه‌اش بزنند.

تجسس‌ها دراین باره آغازشده بود که زن جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت عتیقه‌جات توسط همسرش خبر داد. او گفت: «چند شب قبل شوهرم خیلی دیر به خانه آمد. وقتی علت تأخیر را پرسیدم گفت ماشینش خراب شده است. آن شب چیز مشکوکی به نظرم نرسید اما از همان شب شوهرم در خواب شروع به حرف زدن کرد. البته این اخلاق شوهرم است که هنگام ناراحتی یا پس از انجام کار پنهانی و در خواب درباره مشکلاتش صحبت می‌کند. پدرام مدام از زیرخاکی و عتیقه‌های خانه‌ای صحبت می‌کرد. به همین خاطرچندبار از او درباره خواب‌های آشفته‌اش پرسیدم ولی جواب درستی نداد. تا اینکه دیروز وقتی خانه را تمیز می‌کردم داخل یکی از کمدها چند زیر خاکی و عتیقه پیدا کردم. بالاخره شوهرم راز سرقت شبانه‌اش را فاش کرد و از من خواست دراین باره به کسی حرفی نزنم. اما امروز که باهم دعوایمان شد تصمیم گرفتم سرقت را افشا کنم و به همین خاطر با پلیس تماس گرفتم.»

به‌دنبال تماس زن جوان، مأموران بلافاصله پدرام را دستگیر کرده و در بازرسی از خانه‌اش عتیقه‌ها را پیدا کردند. مرد جوان که دستش را رو شده می‌دید و چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت، راز سرقت از خانه ویلایی را برملا کرد و گفت: «از مدتی قبل با سهراب- داماد مالباخته- دوست شده بودم.روز قبل از سرقت، سهراب همراه همسرش به خانه ما آمد. سرگرم غذا خوردن بودیم که سهراب شروع به صحبت درباره پدرزن ثروتمندش کرد و اینکه داخل خانه‌اش عتیقه‌جات زیادی دارد. صحبت‌های سهراب وسوسه‌انگیز بود و همان لحظه به ذهنم رسید که عتیقه‌ها را سرقت کنم. بنابراین موضوع را با سهراب در میان گذاشتم. ابتدا مخالفت کرد اما وقتی با اصرارهای من روبه‌روشد به ناچار قبول کرد. او سپس کلید خانه پدرزنش را در اختیارم قرار داد. بعد هم طبق نقشه و همزمان با شب سرقت، آنها را به خانه‌اش دعوت کرد. به‌دلیل اینکه می‌دانستم خانه ویلایی مجهز به دوربین مداربسته است صورتم را پوشاندم و با اطلاعاتی که داماد خانواده دراختیارم قرارداده بود سرقت را انجام دادم.» به‌دنبال اعترافات مرد جوان، سهراب نیز بازداشت شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

45302

کلید واژه‌ها : سرقت -
2 دیدگاه
  • مجید از اتاق بغل
    دوشنبه 27 آذر 1396 - 08:26:06
    پاسخ
    0 0

    خاک بر سر اون داماد. به خاطر حرص و طمع زیاد زندگیتو خراب کردی.

  • بی نام
    دوشنبه 27 آذر 1396 - 09:19:08
    پاسخ
    0 0

    چه زن آدم فروشی طرف باید از همون زندان طلاقش بده

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x