بخش ارتباطات یک برنامه رادیویی یعنی آن ها که در ارتباط مستقیم و زنده با شنوندگان دائمی رادیو هستند و به یقین باید از هوش، سواد و دانش رسانه ای بالایی برخوردار باشند. اما جالب است که افراد انتخاب شده برای این مسئولیت مهم، از کمترین سواد، هوش و حتی نحوه گفتگو برخوردارند! البته به استثنائاتی هم برمی خوریم که کار خود را حرفه ای نجام می دهند اما با این تعداد انگشت شمار که نمی شود جبران مافات کرد!

رادیوجان سلام!

در نامه های قبلی برایت نوشتم که آسیب شناسی برنامه های مختلف رادیویی نیاز به کارشناسی ممتد و مستمر دارد حالا چه از لحاظ فنی و کیفی و چه محتوا و فرم و شکل. و این آسیب شناسی باید توسط اساتید و افرادی که در این حوزه، صاحب ایده و تفکر رسانه ای هستند صورت گیرد. امیدوارم بالاخره روزی در دانشکده های هنری ما، رسانه رادیو، کرسی دانشگاهی خود را بیابد و علاقمندان بتوانند در این زمینه به تحصیل بپردازند.

رادیوجان!

در نامه قبلی بحث تعدد و شلوغی بیش از حد نیروها در برنامه های رادیویی، ناتمام ماند که اکنون به آن می پردازم. در چارت ساختار سازمانی و کلاسیک یک برنامه رادیویی؛ تهیه کننده، گوینده و صدابردار نقش اساسی دارند. یعنی در حقیقت تولید و پخش توسط این افراد صورت می گیرد. عوامل فرعی و جانبی دیگری نیز وجود دارند که کمک کننده و در واقع دستیاران تولید و پخش هستند. مشکل عمده کار این جاست که این نیروهای فرعی و بدون تخصص رسانه ای با تجمع و حضور در یک برنامه ممکن است به جای تسهیل کار باعث کند شدن و ارائه نامطلوب آن شوند. معمولا در کنار هر سردبیر، افرادی به عنوان نویسنده، هماهنگی، ارتباطات، گزارشگر و... وجود دارند که این تعدد نیرو در بسیاری مواقع سبب سردرگمی تهیه کننده می گردد.

رادیوجان!

تعریف سازمانی بیان شده برای یک تهیه کننده رادیو و آن چه به عنوان یک مدیر برنامه از او خواسته می شود با حضوراین افراد در تناقض کامل است ولی اگر این عزیزان در جای مناسب خود به کار گرفته شوند و تعریف جامع و کاملی از نقش رادیویی شان در تولید و ارائه یک برنامه صورت گیرد مطمئنا بهتر می توانند وظایف خویش را انجام دهند که متاسفانه در بسیاری مواقع، تبیین نقش صورت نمی گیرد و ما شاهد تداخل کار افراد در یکدیگر هستیم.

رادیوجان!

در دنیای ارتباطات شنیداری، نحوه اطلاع رسانی باید دقیق و سنجده صورت گیرد تا مخاطب با موضوع، درگیر و 6 دانگ حواسش را به آن معطوف نماید. یک متن رادیویی بایستی کوتاه، گویا و رسا باشد اما در بسیاری از مواقع؛ جملات، کشدار و طولانی به گوش می رسند، جملاتی که کپی برداری صرف از نوشته های یک کتاب، روزنامه یا مجله هستند! متن یک برنامه رادیویی پیش از هر چیز بایستی با تهیه کننده ارتباط برقرار کند تا خوراک های لازم نظیر موسیقی یا افکت را برایش تدارک نماید. در این جا نقش سردبیر، تکنیکی نیست بلکه نظارت محتوایی و هدایتی را بر عهده دارد. اما متاسفانه در بسیاری مواقع، متن نوشته شده؛ دقیقه 90! به دست تهیه کننده می رسد و او فرصت لازم برای ایفای نقش واقعی خویش را نمی یابد.

البته این را هم بگویم که همه برنامه ها به این شکل نیستند و در برخی، متن های نمایشی کاملا بر اساس اصول واقعی رادیو نوشته می شوند و توسط تهیه کننده و کارگردان مورد نقد و بررسی قرار می گیرند. اما متاسفانه در برنامه های روتین توجه به این مهم کمتر دیده می شود.

رادیوجان!

به نظر تو چنین نویسندگان و سردبیرانی تسهیل کننده کار یک برنامه اند یا مُخل؟

بخش ارتباطات یک برنامه رادیویی یعنی آن ها که در ارتباط مستقیم و زنده با شنوندگان دائمی رادیو هستند و به یقین باید از هوش، سواد و دانش رسانه ای بالایی برخوردار باشند. اما جالب است که افراد انتخاب شده برای این مسئولیت مهم، از کمترین سواد، هوش و حتی نحوه گفتگو برخوردارند! البته به استثنائاتی هم برمی خوریم که کار خود را حرفه ای نجام می دهند اما با این تعداد انگشت شمار که نمی شود جبران مافات کرد!

رادیوجان!

معمولا تلفن های پخش شده درهر برنامه شکل ثابت و تکراری دارند. ابتدا نام و فامیل تماس گیرنده پرسیده و سپس سوالاتی مشابه را طرح می نمایند که جواب ها نیز شبیه به هم شنیده می شوند! خلاقیت در طرح سوالات جذاب، کمتر مجال بروز می یابند و شنوندگان که تربیت یافته این نوع از ارتباطند به خود اجازه ارائه دیدگاه های نو و تازه نمی دهند و دقیقا آن چه بیان می کنند همانی است که مسئول ارتباطات دوست دارد بشنود!

رادیوجان!

تلفن ها در یک فرصت مُرده و خاموش از برنامه پخش می شوند آن هم بدون هیچ تاثیر و مشارکت و تعامل مخاطب! در شکل و ساختار یک برنامه رادیویی، مشارکت مخاطب و شنونده تنها از طریق ارتباطات تلفنی است و همین پیام هاست که فضا را مشارکتی و جذاب می نماید، در حالی که ما در اکثر برنامه ها چیزی غیر از این را می شنویم!

سوال این جاست که چنین ارتباطی چه کمک موثر ومفیدی به تهیه کننده می نماید تا او نیز بتواند بخشی را تحت عنوان ارتباط با مخاطب، ایجاد و بر روی آن برنامه ریزی کند؟ اصولا چنین نیروهایی در این بخش جز هدر دان زمان و انرژی چه عمل مثبتی انجام می دهند؟ فردی که نمی تواند یک ارتباط ساده انسانی برقرار کند چگونه می خواهد با صدها مخاطب این عمل را به ثمر رساند؟

رادیوجان!

تو بگو این افراد کجا باید آموزش ببینند؟ انتخابشان چگونه است؟ معیار و سنجش توانایی افراد بر چه اساسی شکل می گیرد؟ آیا سردبیر، تهیه کننده یا مدیرگروه این وظیفه را عهده دارند؟ این ها سوالاتی است که مدام باید طرح گردند تا به جواب قانع کننده رسید!

ضروریست که در ساخت یک برنامه جذاب رادیویی، جایگاه همه عوامل و نیروها دقیق تبیین و تعریف شوند تا همه بدانند که وظیفه شان چیست؟ اصول علمی و رسانه ای باید رعایت گردد تا کار، حرفه ای و درست از آب درآید.

رادیوجان!

تعدد نیرو آن هم بدون مشخص شدن جایگاه افراد نتیجه ای جز تداخل و به هم ریختگی به دنبال ندارد و همین، برنامه ها را فشل، پریشان و از هم گسیخته می کند. این روزها برنامه هایی با نیروهای اندک اما حرفه ای و کاربلد، بیشتر و بهتر مخاطب را جذاب می نمایند و شنیدنی ترند.

در این نوع برنامه ها کسی در کار تهیه کننده، گوینده و صدابردار دخالتی نمی کند. به نظر تو نیروی کم و حرفه ای بهتر از سیاهی لشکرهای کم توان و غیرحرفه ای نیست؟

کد مطلب 109581

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =