بعد از ظهر روز 11 فوریه گذشته زمانی که فریاد شادی مردم میدان تحریر قاهره را به لرزه درآورد تردیدی بر جا نماند که اتفاق ماه قبل از آن هم در تونس تصادفی نبوده است. سقوط نظام مبارک در مصر در آن روز نوید از سونامی عظیمی در جهان عرب داد که ناشی از زلزله بی سابقه کمتر از یک ماه قبل از آن در تونس بود. سونامی که امواج آن در کمتر از چند هفته به سواحل جنوبی مدیترانه و نیز خلیج فارس و دریای عدن رسید و هنوز هم آژیر خطر آن در مناطق دیگر دنیا حتی در سواحل شمالی مدیترانه به گوش می رسد. مدتهای مدید، از نگاه شمال نشینان جهان واژه ای به نام "انقلاب" در قاموس سیاسی جهان عرب وجود نداشت.
سرکشی ها و گردن فرازی ها و جولان های مغرورانه اسرائیل غاصب هم به ویژه در دهه های پنجاه و هفتاد میلادی که در میان اعراب به نکبه و نکسه شهرت یافته بر این تصورات دامن زده بود. گویی معادله ای نانوشته وجود داشت که بر اساس آن: "نظام های عربی خوش گذران وابسته" به علاوه "اسرائیل زورگوی قدرتمند" مساوی است با "سکوت ابدی جهان عرب". پس از سال ها یکه تازی غرب در خاورمیانه که نتیجه شوم نیم قرن اول قرن بیستم در آن شکل گیری یک بافت سرطانی بدخیم در قلب این منطقه به نام اسرائیل بود، انفجار عظیم سال 57 در ایران چرت دنیا را پاره کرد. غرب اما آن را نخست صرفا کابوسی ترسناک دانست که در ادامه خواب قطع شده اش، اندکی بیشتر ادامه نخواهد داشت و با بیدار شدن غرب از خواب بصورت خودبخود این کابوس هم پایان می یابد.
لذا به خود روحیه داد و به زوال قریب الوقوع این کابوس -به تعبیر خودش- امید بست. اما فاجعه آن هنگام بود که پس از برخاستن و مالیدن چشمان خود، متوجه شد آن چه با آن روبروست نه در خواب که در بیداری است و راهی جز پذیرفتن این "واقعیت" ندارد. موج این انفجار تا مدتها هوش و حواس پاسبان های خودخوانده دنیا را به هم ریخت و حتی پس از بازگشت به حالت عادی، زنگ صدای آن به آزاری مزمن برای گوش هایشان مبدل شد و گرد و غبار آن باعث ایجاد مشکل شبه دائمی در بینایی شان گردید. عقب نشینی ذلیلانه اشغالگران صهیونیست از لبنان در سال 79 و سپس شکست ذلیلانه ترشان در سال 85 در همان کشور و سال 87 در غزه به تدریج غرب را به بازخوانی انفجار ایران در سال ها قبل واداشت. نتیجه این بازخوانی این بود که آن چه در انقلاب سال 57 در ایران اتفاق افتاد صرفا یک انفجار نبود بلکه سلسله ای از انفجارهای عظیم در عصر جدید بود که انقلاب ایران، نخستین آن بود. به عبارت دیگر آن چه به وقوع پیوست مین گذاری انقلاب ایران در جای جای مناطق تحت سلطه یا نفوذ پاسبان های قلدر دنیا بود.
مین هایی که بعد از دو دهه از کاشته شدن آن ها یکی یکی و به تدریج فعال می شوند و زمین را زیر پای این پاسبان های زورگو و جیره خواران آن ها به لرزه در می آورند. مصیبت آن ها اینجا است که حال که فهمیده اند این مین ها یکی و دو تا نیست و می تواند تا مدتهای مدید هم مخفی بماند دیگر نسبت به مناطق دیگر و آینده هم بدبین شده اند و از این پس براستی باید در کابوس دائمی خیزش ملت ها به سر ببرند و هر روز را با خبری جدید آغاز کنند. انقلاب اسلامی ایران را در آغاز به عنوان حرکتی توسعه طلب به جهان معرفی کردند و از اصطلاح "صدور انقلاب" معنی نادرستی را ترویج کرده از آن عمدا چماقی ساختند تا بر سر آن بکوبند. صدور انقلاب ایران کاری نبود و نیست که اراده شخص یا حتی نظام و حکومتی پشت سر آن باشد بلکه واقعیتی است که خودبخود اتفاق افتاده و خواهد افتاد.
در صدور انقلاب "ماده صادره" را هم به غلط فعل فیزیکی انقلاب دانستند در صورتیکه نه فعل صدور را درک کردند و نه ماده قابل صدور را. انقلاب ایران یعنی اگر ملتی هر قدر هم به ظاهر ضعیف اما قوی در اراده و همت و مؤمن به هدفی حق و مقدس در برابر قدرت هایی هر قدر هم به ظاهر شکست ناپذیر قرار بگیرد در نهایت می تواند موفق و پیروز شود و تاریخ قادر به مقاومت در برابر آن نخواهد بود. این فرمولی است که انقلاب ایران، پیروزی ملت لبنان در سال 79 و 85، پیروزی فلسطینی های مظلوم غزه در سال 87 و بالاخره پیروزی مردم تونس و مصر را در انقلاب شان در سال 89 معنی دار می کند. به این معنا انقلاب ایران به لبنان و فلسطین و سایر مناطق، مقاومت لبنان به غزه، انقلاب تونس به مصر و ... صادر شد.
آن چه بر اثر انقلاب عظیم ملت ایران اتفاق افتاد رواج خودبخودی این باور و اعتقاد و اثبات دوباره درستی این فرمول آن هم در سال های تاریک اواخر جنگ سرد و در اوج ناامیدی ملت های تحت ستم بود. فرمولی که تاریخ طولانی بشریت قبلا هم آن را تجربه کرده بود. فرمولی که اصحاب فداکار سید الشهدا را در کربلا و عاشورای تاریخ در برابر لشکر بیکران دشمنان پیروز کرد و خلاصه آن عبارت رسای "پیروزی خون بر شمشیر" است. این خطرناک ترین مین در زمین قلدران و زیر پای زورگویان دنیا و مواجب بگیران آنان است که حالا حالاها باید منتظر شنیدن صدای انفجار آن در این سو و آن سوی منطقه و جهان باشیم.
*سفیر ایران در تونس







نظر شما