در روزهای اول اعتراضات مردم مصر در میدان التحریر بیشتر شعارها و مطالبات مردم مصر بر گسترش آزادیهای مدنی و نیز برگزاری انتخابات آزاد چند حزبی و نیز پایان دیکتاتوری در سرزمین فراعنه تمرکز یافته بود.
شاید نکته اساسی در اعتراضات مردمی در فوریه 2011 از این امر ناشی میشد که جوانان مصری با رشد فزاینده اطلاعات و ارتباطات رسانهای و فضای مجازی رهبری قیام را بر عهده داشتند. این فرصتی بود که معترضین جوان فارغ از هرگونه جناح بندیهای سیاسی و شعائر مذهبی بر مطالبات خویش و قشر متوسط جامعه مصر پافشاری کنند، ولی با گذشت زمان و فروپاشی رژیم مبارک و انحلال پارلمان و تغییرهای متعدد چهرههای کلیدی شورای انتقالی حاکم بر مصر روند تحولات سمت و سوی دیگری پیدا نمود.
اخوان المسلمین به عنوان جنبش فراگیر با صبغههای دینی به رغم حضور کم رنگ در روزهای اول اعتراضات توانست به مرور زمان ضمن سازماندهی نیروهای خویش حضور خویش را در روند تحولات به ویژه عرصه سیاسی و اجتماعی مصر پررنگتر سازد. به طوری که اخوان المسلمین با اخذ مجوز فعالیت حزبی تحت عنوان حزب عدالت - آزادی نشان داد که عزم خویش را برای به دست گیری اکثریت پارلمان و رسیدن به هرم قدرت انتخابات ریاستجمهوری 2012 جدیتر ساخته است.
در این میان افشای فساد مالی و اداری بیشتر اطرافیان رژیم مبارک و حضور طنطاوی وزیر دفاع سابق در دادگاه برای پاسخ به اتهامات متعدد از جمله نقش وی در کشتار مردم و رسانهای شدن محاکمات خاندان مبارک بر دامنه مخالفتهای مردمی افزوده است. به نظر میرسد که مردم مصر دلیل پایداری حکومت سی ساله مبارک و گسترش فقر و بیعدالتی در دوره وی را به ارتباط ایشان با رژیم صهیونیستی و آمریکا میبینند. لذا در روزهای اخیر علنا خواستار قطع ارتباط سیاسی با تل آویو و مرگ کمپ دیوید شدند.
به طوریکه روابط دو متحد سابق قاهره - تل آویو پس از سقوط مبارک به سردی گراییده بود و پس از کشته شدن چند سرباز توسط نیروهای اسرائیلی در صحرای سینا در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. با نگاه به گزارههای بالا آیا میتوان گفت با به خطر افتادن قرارداد کمپ دیوید شاهد آغاز دور جدیدی از روابط پر تنش میان مصر و اسرائیل در منطقه خواهیم بود؟
در بررسی روند شروع صلح و عقد قرارداد کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل باید گفت که تلاش برای ایجاد صلح بین اعراب و اسرائیل همپای منازعه بین این دو شکل گرفته و تداوم یافته است. آنچه به عنوان صلح خاورمیانه از آن نامبرده میشد تاریخی چهار دهه دارد. این روند طی مذاکرات جدی، پیگیری رسمی برای برقراری صلح بین اسرائیل و یکی از دولتهای مهم بزرگ خاورمیانه یعنی مصر به وقوع پیوست و این قرارداد تحت نظارت و هدایت مستقیم آمریکا آغاز شد.
اولین نتیجه این روند امضای قرارداد کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل، دیدار تاریخی سادات و بگین 1979 در سرزمینهای اشغالی بود. از دیدگاه رهبران کاخ سفید سادات بهترین رهبر جهان عرب بود که صلاحیت نشستن با طرف اسرائیلی و امضای قرارداد صلح را دارد! پیمان صلح کمپ دیوید مهمترین نقطه عطف در منازعه اعراب و اسرائیل محسوب میشد. این پیمان نه تنها با نزدیک کردن یک کشور عربی به اسرائیل برای نخستین بار طلسم را شکست بلکه با خراج کردن مصر از ردههای دولت متنازع، اساساً تعادل نظامی و سیاسی را در عرصه نظامی سیاسی به نفع رژیم صهیونیستی و حامیان آن به ضرر کشورهای جبهه پایداری عرب نظیر سوریه و... بر هم زد. در واقع توافق کمپ دیوید زمینه ساز زیادهطلبی اسرائیل در منطقه شد. به طوریکه اسرائیل پس از آسوده گشتن از جبهه مصر تجاوز به لبنان و سوریه را در دستور کار خویش قرار داد. از جمله پیامدهای سیاسی کمپ دیوید انزوای مصر و بر هم ریختن انسجام کشورهای عربی بود. مصر به عنوان کشور مهم استراتژیک در دوره جانشین سادات یعنی مبارک هم روند نزدیکی و حفظ اتحاد راهبردی با اسرائیل را پیگیری نمود و با این اقدام تقویت هرچه بیشتر موضع نظامی اسرائیل در منطقه را فراهم ساخت بدینترتیب راه دستیابی به منابع دست نخورده کشورهای منطقه حتی آفریقا برای سران تل آویو باز شد.
در تلاش همه جانبه آمریکا و اسرائیل برای خارج نمودن مصر از جبهه دشمنان این رژیم و برقراری روابط نزدیک با آن باید به دیدگاه بن گورین از بنیانگذاران اسرائیل در 1956 اشاره نمود که وی بر این باور بود: «مصر دشمن اصلی اسرائیل است که صلح با آن هدف هر انسانی در اسرائیل است و اگر با مصر به صلح برسیم، کشورهای دیگر عربی مجبور به پیش گرفتن مسیر این کشور خواهند شد.»
مناخیم بگین یکی دیگر از رهبران اسرائیل در تایید نظر بن گورین اعلام کرد: کشورهای عربی حتی افراطیترینشان نیز بدون رهبری مصر نمیتوانند به اسرائیل حمله کنند، صلح با مصر برای ما مهم است با حمایت از این صلح بر تسلط خویش بر کرانه باختری و نوار غزه ادامه خواهیم داد. بنابراین باید اشاره نمود طمع اسرائیل و آمریکا نسبت به مصر یک خواسته بلند و با هدف مشخص بوده است، خارج نمودن مصر قدرتمند از لحاظ نظامی و انسانی از گردونه نزاع خاورمیانه به معنی انزوای مصر و در نتیجه تضعیف اعراب در برخورد دیپلماتیک و نظامی است. پس باید دوره مبارک را تلخترین دوره برای مبارزات مردمی و جبهه مقاومت فلسطین دانست چراکه انزوای مصر و همراهی مبارک در طرحهای این رژیم علیه منطقه، زمینه ساز تشتت آرای بین کشورهای اسلامی و نیز تداوم سلطه بر کرانه باختری گشت.
لذا طبیعی است که فروپاشی رژیم مبارک به عنوان حامی اصلی اسرائیل در منطقه بیشترین نگرانی امنیتی را برای رژیم صهیونیستی در پی داشته باشد. به طوریکه با سقوط مبارک و شتاب تحولات در سرزمین فراعنه، اسرائیل و آمریکا تلاش نمودند که با مدیریت بحران و نیز حفظ برخی از مهرههای کلیدی در شورای انتقالی مصر این کشور را همچنان در مدار منافع غرب حفظ نموده و دولت آینده مصر را پایبند به قرارداد صلح کمپ دیوید نمایند ولی با این وجود به نظر میرسد که تحولات اخیر به ویژه پس از کشته شدن سربازان مصر در صحرای سینا و عدم مسئولیت پذیری سران تل آویو خشم مردم مصر را دوچندان نموده است.
در همین رابطه جوانان خشمگین مصری با تصرف سفارت اسرائیل و آتش زدن پرچم این رژیم نشان دادند که پایان کمپ دیوید و مرگ آن فرا رسیده است. گرچه شورای نظامی حاکم بر مصر به دلیل خطرات مختلف از جمله رویارویی با اسرائیل و ترس از دست دادن کمکهای سالانه آمریکا تلاش میکند با مدیریت بحران و کاستن از التهابات و هیجانات سیاسی موجود، همچنان مصر را پایبند به حفظ قرارداد صلح با اسرائیل نشان دهد با این وجود هرگونه واکنش احتمالی و بروز تنش میان مصر و اسرائیل ممکن است به آغاز جنگ جدید و اقدامات خصمانه طرفین منجر گردد.







نظر شما