اول پیام:
«... بدون تردید علم لازمه کمال است و از اهالی تعلیم و تربیت استدعا دارم نگاه خود را از قله بر ندارند و به دنبال تربیت انسانهای فرهیخته، حکیم و مهربان باشند. همچنین از فرزندان ایران میخواهم به قله بیندیشند.»
تحلیل پیام:
1- چرا اهالی تعلیم و تربیت باید به قله نگاه کنند اما فرزندان ایران باید به قله بیندیشند؟
2- مگر اهالی تعلیم و تربیت فرزندان ایران نیستند؟
3- چرا رئیس جمهور فکر میکند فرزندان ایران همه بچه مدرسهای هستند؟
4- ضمناً اگر آدم نگاهش را از قله برندارد که جلوی پایش را نمیبیند! آن وقت ممکن است بیفتد در چاله و چاه و غیره. تا جایی که من تا به حال فهمیدهام آدم باید نیم نگاهی به قله بیندازد ولی هوای جلوی پای خودش را داشته باشد. سر به هوایی کار دست آدم میدهد.
دوم - پرسش:
رئیس جمهور گفته است: «امسال از کل جامعه فرهنگی و تعلیم و تربیت کشور بخصوص جوانان و نوجوانان عزیز سوال میکنم که برای ساختن و سعادت و اعتلای نام ملت ایران و پیشبرد امور کشور اگر به جای رئیس جمهور بودند اولویت خود را انجام چه کاری قرار میدادند؟
با مسائل جهانی چگونه برخورد میکردند؟ برای ریشه کنی فقر و آبادانی ایران و خدمت به اقشار مختلف مردم چگونه برنامهریزی میکردند؟ و در زمینه پیشرفت علمی، صنعتی و اقتصادی کشور چه اهدافی در نظر گرفته و برای دفاع از حقوق ملت ایران در عرصههای مختلف چه میکردند؟»
پاسخهای پرسش:
به سوال مطروحه رئیس جمهور افراد گوناگونی پاسخ دادند که برای رعایت حال خودم و ایشان و البته به اختصار، از درج اسامی ایشان معذوریم.
- من به همین روال کنونی ادامه میدادم تا این یکی دو کشور باقی مانده هم منزوی شوند و ما بمانیم و کشور دوست و برادر سوسیالیست ونزوئلا.
- من همچنان به قله نگاه میکردم. فوقش چند تا سوسک و مورچه میرن زیر پای آدم له میشن که خیلی مهم نیست.
- من تقسیم کار میکردم. مدیریت داخل کشور رو میدادم به دوستان در دفتر ریاست جمهوری، خودم هم بکوب به مدیریت جهان میپرداختم.
- من سیب زمینی میکاشتم.
- من وزارتخونهها رو توی هیئت دولت چرخشی میکردم. هر کس بعد از یک هفته میشد وزیر وزارتخونهای که وزیرش روی صندلی بغلی در هیئت دولت میشینه.
- من سخنرانی میکردم.
- من ونزوئلا رو به عنوان «ایران 2» زیر مجموعه خودمون اعلام میکردم.
- من یه نفر رو میفرستادم تا بره یه آمریکای دیگه کشف کنه که برای رابطه با ما ناز نکنه.
- من فقر را به طور مساوی بین همه تقسیم میکردم البته منهای اونا که از بقیه مساویترن.
- منظورتون در کدوم دورهست؟ اون موقع که شرایط کنونی نبود؟ بعدش که شرایط کنونی شد یا الان که شرایط کنونیتره؟
- من اجازه میگرفتم، آب میخوردم، بعد به سوالها پاسخ میدادم.
- من قهر میکردم. قهر قهر تا روز قیامت!
28/242

| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||