به روزشده : ۳ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۱۷:۵۹ - ۱۳۹۰/۷/۲۸ | نسخه چاپی

آقای حاتمی​کیا چرا نیش و کنایه؟

سینما - زهرا مشتاق

سلام بر مردی که پایان عصر وارونگی را انتظار می​کشد . مردی که در این برگ ریزان و کام دود گرفته ، حبه​ای قند ، به یادش می​آورد اهل کجاست و کامش به خاطر اهل سرزمین آفتاب بودن شیرین می​شود !
من هم از شادمانی شما خوشحال شدم . از این که چیزی حالتان را خوب کرده. اما این نیش و کنایه​ها را و این اندازه سرریز بودن را فهم نمی​کنم .
من درباره هیچ فردی سخنی ندارم. بنای من رود کوچکی است که نرم نرم پیش آمده و اکنون به وسعت دریاست.
جریانی که زمانی با «داستان های یک شهر» پیش آمد . به «شهر زیبا» رسید . از«رقص در غبار» پرده برداشت. به «چهارشنبه سوری» رسید و ناگهان به اتفاق درخشانی چون «جدایی نادر از سیمین» رسید.
حتا دو لغت «ناگهان» و «اتفاق» هم غلط است . چون تمام این چند اثری که می​شود گفت تمام اهالی سینما آن​ها را دیده​اند ، خبر از تالیفی تصویری و اجتماعی است . آثاری که بیش از هر چیز نشانه​ای است از تولد اندیشمندی اجتماعی که پیرامونش را به طرز تکان دهنده​ای مورد واکاوی و جست و جو قرار داده و از صافی نگاهش ، اصل و قایع ، بی پرده و برهنه قابل مشاهده است .
پیچیدگی دشواری که تنها روایت و قصه است که تلخی بی نهایتش را اندکی قابل تحمل می​سازد.
و قرار گرفتن در برابر همین آینه تمام قد است که هیکل فربه و پرچربی و از ریخت افتاده این اجتماع تمام خشمگین را چنین نافرم و غیرقابل تحمل می​سازد.
فیلمساز محبوب دیار ما ، موافق شوید که دیگران هم گاه ، به اندیشه​ای دیگر ، دریافت​های خویش را تبدیل به فیلم سازند. و موافق باشید جهانی شدن نه تنها به مفهوم فروریختن مرزهاست ، بلکه جهانی شدن اندیشه نیز هست.
انتقال هر هشدار از اجتماعی به اجتماع دیگر نشانه​ای از بیداری است، و البته شباهت فاجعه بار اجتماع صرفا عقیدتی و ایدئولوژیک انسان​ها.
چیزهایی هست که خوشحالمان نمی​کند. رویمان را برمی​گردانیم که این همه بدقوارگی را نبینیم. اما انکار ما چیزی را تغییر نمی​دهد . ما زنجیروار به سلسله دلهره​آوری که ما را احاطه و مغروق ساخته متصل شده​ایم.
حالا هر اسمی روی آن گذاشته شود ، دیگر اهمیتی ندارد. از صف سفارت خرس نشان تا یک پیشانی انباشته از مهر دروغ و حتا متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری .
چه تلخ باشد ، چه شیرین و چه خوشمان بیاید یا نه ؛ ساختار تفکر در میان آدم های دنیا تغییراتی اساسی یافته است . وقتی نظریه انیشتین با آن اندازه از استواری ، دچار خلل ، تردید و در آستانه دگرگونی قرار می گیرد ؛ چگونه می توان حافظ و فردوسی را تنها به دلیل ماندن و کوچ نکردن ستود و ستایش کرد؟!
به دور از هر خشم و کینه سرریز شده​ای ، آیا راستین​تر و صادق​تر از «جدایی نادر از سیمین» مثالی برای تصویر اجتماعی چنین در آستانه هشدار می​توان یافت ؟
این فیلم برای من نما به نما ، نمایشی از اهمیت اخلاق در اجتماع انسانی است . اجتماعی که بندهایش ، دسته دسته از هم گسیخته می​شود . اجتماعی که داستانش از آمارهایش پیداست . آن جا که آمار سخن می گوید...

به دور از هر خشم و کینه سرریز شده ای که برای مردی چون شما و در دهه پنجاه زندگی که انتظار خویشتن داری بیشتری از او می رود، آیا...
 5757

زمان انتشار: ۱۷:۵۹ - ۱۳۹۰/۷/۲۸ | نسخه چاپی

نظرات

درحال بارگذاری نظرات...
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 6 + 2
ارسال نظر
179378
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 6 + 2
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...