جناب آقای م . س
مؤلف و متقاضی محترم چاپ یک جلد کتاب داستان با عنوان: حسنآباد چی بود؟ چی شد؟ با سلام و احترام و در پاسخ به درخواست پنج سال پیش جنابعالی مبنی بر اجازه چاپ یک جلد کتاب داستان در 220 صفحه و با عنوان «حسنآباد چی بود؟ چی شد؟» اعلام میدارد یک صفحه از متن دریافتی توسط اعضای محترم هیأتممیزی کتاب این وزارت مورد بررسی قرار گرفت که بدینوسیله اعلام نظر هیأت مزبور به شرح زیر اعلام میگردد:
1 ـ با توجه به خدمات گسترده دولت محترم طی سالهای اخیر در روستاهای کشور در این داستان لازم است نام روستا از «حسنآباد» به «دولتآباد» تغییر یابد.
2 ـ در این داستان باید مشخص شود که آیا پیش از وقوع سیل، گناه یا خطایی از مردم روستا سر زده یا اینکه آنان واقعاً گرفتار بلای طبیعی شدهاند؟
3 ـ عبارت «مردم روستا برای جبران خرابیهای ناشی از سیل، دست دست در دست یکدیگر نهادند» به این صورت اصلاح گردد که مردان دست در دست مردان و زنان نیز دست در دست زنان این کار را کردند. ضمناً توصیه میشود درباره مردم این روستا توضیح داده شود که همه مؤمن و ملتزم به رعایت مسائل مذهبی بوده و خودشان حواسشان کلاً جمع کار هست.
4 ـ در عبارت «جعفرآقا به مردی که در راه رسیدن به روستا دچار مشکل شده بود کمک کرد» باید مشخص شود که شخص در راه مانده، خودی بوده است، در غیر این صورت موضوع کمک به این شخص حذف گردد.
5 ـ در همین صفحه و در توضیح عبارت «حاج صادق در برابر دیدگان مردم سیلزده به میان سیلاب رفت تا وسایلی را که آب با خود میبرد از آب بگیرد» کاملاً توضیح داده شود که اولاً او با لباس کاملاً گشاد رفت وسط آب، ثانیاً مشخص شود که پیش از انجام این کار، از خانمها خواسته شده بود محل را ترک کنند.
6 ـ در کل داستان، هرجا صحبت از مردم میشود، با صفت شریف و همیشه در صحنه از آنان نام برده شود.
7 ـ عبارت «حاجصادق نگاهی به جمعیت انداخت» به صورت: «حاجصادق نگاهی به مردان حاضر در جمع انداخت»، اصلاح گردد.
8 ـ در توضیح این عبارت که «حاج باقر به مردم قول داد خرابیها به زودی جبران میشود» باید مشخص شود که او از طرف چه شخص یا سازمانی قول داده است؟ اگر از طرف خود قول داده، این سؤال مطرح میشود که او توانایی جبران خسارات وارده را از کجا آورده است؟ نکند جزو کسانی است که نامش در لیست کذایی قرار دارد؟ اگر هم از طرف سازمانها یا مقامات محترم قول داده که باید گفت او چنین حقی را نداشته است.
9ـ در عبارت «این درختان پیش از اینکه سیل بیاید همه سبز و شاداب بودند» به جای واژه سبز، رنگ دیگری منظور گردد.
10 ـ عبارت «من خودم کمک میکنم تا روستا را بازسازی کنیم» که از قول حاج باقر گفته شده از مصادیق بارز بیاعتنای به دولت و کمکهای آن به بازسازی و بهبود روستاهاست. ضمن اینکه همانطور که قبلاً نیز عنوان گردید، باید مشخص شود حاج باقر اگر تمکن مالی دارد، این مال را از کجا آورده است.»
11ـ در عبارت «لامپهای سمت راست کوچه سوخته بود» کلمه چپ جایگزین واژه راست گردد.
12 ـ عبارت «صدای اذان از رادیو شنیده میشد» به این ترتیب اصلاح شود که: نوای ملکوتی و روحبخش اذان از رسانه ملی پخش میشد.
13ـ عبارت «یک وانت پیکان از راه رسید» به صورت یک وانت که مشخص نبود متعلق به چه کارخانهای است از راه رسید، اصلاح گردد.
14 ـ کلاً جای یک شخص روحانی در داستان خالی است. یک شخصیت روحانی برای داستان درنظر گرفته شود که از اول تا آخر داستان، مردم را هدایت نموده و محور کار بازسازی روستا، ایشان باشد.
15ـ عبارت «حاجصادق عادت داشت هر روز بعد از خوردن صبحانه به مزرعه برود» بدین ترتیب اصلاح شود که: حاج صادق عادت داشت در ماه رمضان پس از خوردن سحری و خواندن نماز صبح و در بقیه ماهها پس از خوردن صبحانه به مزرعه برود.
16ـ به دنبال عبارت «اکبرآقا، سوار بر موتور عازم حسینآباد شد» اضافه شود که وی علاوه بر داشتن کلاه ایمنی، در طول راه هم، قوانین و مقررات راهنمایی رانندگی ناجا را کاملاً رعایت کرد.
17 ـ در عبارت «جمیله خانم کیسه را از دست خدیجه خانم گرفت» به جای دو اسم مزبور، کلاً زنان روستا با عنوان همسر شوهران یا مادر پسران بزرگتر خود معرفی شوند.
18 ـ به جای عبارت «جمیله خانم هستههای زردآلو را پسداد» نوشته شود: جمیله، هستههای زردآلود را با اشتیاق فراوان گرفت و گفت اینها حق مسلم ماست.
19ـ عبارت «مردم روستا کلاً مردم فقیری بودند» به این صورت اصلاح شود که: مردم روستا پیش از اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها فقیر بودند اما بعد از اجرای این قانون دیگر فقیری در روستا نبود.
20ـ عبارت «کربلایی کاظم گفت قیمتها روز به روز بالا میرود. بهتر است ما هم هر چه نیاز داریم همین امروز بخریم، بهتر از فردا است». درمتن این داستان شائبهگرانی را به وجود میآورد. این جمله به این صورت اصلاح شود که: حاج کاظم گفت بهتر است هر چه را میخواهیم، دیرتر بخریم.
21ـ در پاراگراف بعدی به جای خسرو، یک اسم موجهتر انتخاب شود. برای انجام این کار میتوانید از اداره ثبت احوال محل کمک بگیرید.
با توجه به موارد فوق چنانچه مؤلف محترم واقعاً در صدد چاپ و انتشار داستان خود هستند و فکر میکنند عمرشان کفاف اصلاح متن مورد نظر را میدهد، لازم است بقیه داستان را مطابق با نکاتی که از سوی هیأت محترم ممیزی و به شرح فوق اعلام گردیده، اصلاح و تکمیل نموده و متن نهایی را حداکثر طی دو روز آینده همراه با مدارک زیر برای تجدید ممیزی و اعلامنظر به این دفتر تحویل نمایند. بدیهی است تأخیر در تحویل مدارک خواسته شده به منزله انصراف از دریافت اجازه چاپ تلقی شده و مسئولیتی متوجه این دفتر نخواهد بود.
مدارک مورد نیاز عبارت است:
1ـ تصویر پشت و روی کارت ملی
2 ـ تصویر تمام صفحات شناسنامه متقاضی و اعضای خانواده
3 ـ چهار قطعه عکس تمام رنگی و تمام رخ که در ماه جاری گرفته شده باشد
4ـ فهرست کارها و اقدامات فرهنگی قبلی
5 ـ معرفی چهار نفر از چهرههای شاخص فرهنگی کشور به عنوان معرف
6 ـ کروکی محل سکونت
7 ـ لوح فشرده حاوی تصاویر مدارک فوق
منالله توفیق و الیه التکلان انالله مع الصابرین و الله المستعان
مدیرکل دفتر ممیزی کتاب
گیرندگان رونوشت:
ـ دبیرخانه محترم هیأتدولت، با تشکر فراوان از خدمات گسترده دولت محترم در روستاها
ـ مقام عالی وزارت
ـ مقام عالی معاونت محترم فرهنگی
ـ مدیرکل محترم حوزه وزارت
ـ مدیرکل محترم حراست
ـ مدیرکل محترم امور مالی برای دستور پرداخت به موقع حقالزحمه اعضای محترم هیأت ممیزی
ـ مدیرکل محترم خدمات برای قراردادن وسیله نقلیه در اختیار اعضای محترم هیأت ممیزی
ـ وزارت محترم کشور به لحاظ تغییر نام روستا
ـ سازمان ثبت احوال کشور با توجه به ضرورت تغییر نام و عنوان بعضی شخصیتهای داستان
ـ وزارت نیرو به لحاظ وقوع سیل در روستا
ـ سازمان حج و زیارت به لحاظ حاجی بودن دو نفر از شخصیتهای داستان
ـ جمعیت هلال احمر به لحاظ وقوع سیل در روستا
ـ وزارتکشاورزی جهت اطلاع ازچگونگی مصرف هستههای زردآلو
ـ راهنمایی و رانندگی ناجا با توجه به وجود یک دستگاه وانت و همچنین یک دستگاه موتورسیکلت در داستان
ـ ستاد هدفمندسازی یارانهها
- ستاد مدیریت مساجد
ـ سازمان صدا و سیما به لحاظ پخش اذان در داستان
ـ مدیرانعامل شرکتهای سازنده خودرو با توجه به وجود یک دستگاه وانت در داستان
ـ وزارت محترم دفاع به لحاظ احتمال ارتباط موضوع
ـ شرکت راهآهن به لحاظ احتمال نزدیک بودن روستا به خط آهن
24







نظر شما