نخستین مجموعه به طنزهای حکیم انوری ابیوردی اختصاص یافته. دومین به طنزهای حکیم سناییغزنوی و سومین مجموعه به طنزهای شیخعطار نیشابوری. شاید بسیاری از علاقهمندان طنز معاصر فارسی ندانند که بزرگان ادب کلاسیک آثار درخشانی در حوزه طنز از خود به جای گذاشتهاند و ظاهراً همین عدم اطلاع و آگاهی کافی از میراث گذشتگان، موسوی را بر آن داشته تا به اختصار به معرفی آثار و شرح احوال این شاعران بزرگ بپردازد و سپس نمونههایی از آثار طنز آنان را در دسترس مخاطبان قرار دهد. پاورقیهای شیرین و نامگذاریهای جالب توجه گردآورنده بر قطعات انتخاب شده، ملاحت طنز این سه شاعر بزرگ ادبیات فارسی را دوچندان کرده. باهم نمونههایی از طنزآوری این بزرگواران را مرور میکنیم:
حکیم انوری ابیوردی
وصیتی برای همه فصول
ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علم
کاندر طلب را تب هر روزه بمانی
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
نی گوشه کنجی و کتابی بر عاقل
بهتر زبسی گنج و بسی کامروانی
گر بی خردان قیمت این ملک ندانند
ای عقل خجل نیستم از تو که تو دانی
فرعون و عذاب ابد و ریش مرصع
موسی کلیمالله و چوبی و شبانی
شیخ عطار نیشابوری
تکیه بر جای بزرگان
رفت یک روزی مگر بهلول مست
در برمارون و بر تختش نشست
خیل او چندان زدندش چوب و سنگ
کز تن او خون روان شد بی درنگ
چون بخورد آن چوب بگشاد او زبان
گفت هارون را که ای شاه جهان
یک زمان کاین جایگه بنشستهام
از قفا خوردن ببین چون خستهام
تو که اینجا کردهای عمری نشست
بس که یک یک بند خواهندت شکست
یک نفس را من بخوردم آن خویش
وای بر تو ز آنچه خواهی داشت پیش
حکیم سنایی غزنوی
سلوک وارونه
خواجه بفزود ولیکن به درم
روی بفروخت ولیکن زالم
میزبان بود ولیکن به رباط
نانم آورد ولیکن به درم
دست بگشاد ولیکن در بخل
لب فرو بست ولیکن ز نعم
مغز پر کرد ولیکن ز فضول
دل تهی کرد ولیکن ز کرم
خواجه رنجور ولیکن زفجور
خواجه مشغول ولیکن به شکم
بس حریص است ولیکن به حرام
بس جواد است ولیکن به حرم
دولتش باد ولیکن بر باد
نعمتش باد ولیکن شده کم
24







نظر شما