چهار عملیات ثامن الائمه، طریقالقدس، فتح المبین و بیت المقدس از جمله عملیاتهایی هستند که با انجام آنها اکثر سرزمینهای استان خوزستان از چنگال ارتش بعثی عراق، ظرف مدت 8 ماه آزاد گردید و ایران توانست بخش عمدهای از سرزمینهای خود را از دست ارتش متجاوز بعثی، خارج نماید.با انجام چهار عملیات پی در پی فوق در سال دوم جنگ، حدود 10 هزار کیلومتر مربع از سرزمینهای ایران در استان خوزستان که به تصرف ارتش بعثی صدام درآمده بود، آزاد گردید. این در حالی بود که مجموع شهدای ایران از ابتدای جنگ تا پایان عملیات بیتالمقدس به حدود 18 هزار نفر میرسید و تعداد اسرای ایران نیز بسیار کم بود. ارتش عراق تا این هنگام در مجموع تلفات بیشتری نسبت به ایران را متحمل شد. آزادسازی سرزمینهای اشغالی از طریق انجام عملیاتهای مختلف نظامی، باعث شد تا تمام برنامههای رژیم بعثی عراق از تهاجم به ایران به هم ریخته و صدام را از رسیدن به اهدافش در اشغال خاک ایران، ناکام گذارد. با انجام 4 عملیات ذکر شده، استعدادی در حدود نیروهای یک سپاه از 3 سپاه ارتش بعثی منهدم گردید و حدود42 هزار نفر از نظامیان وی به اسارت در آمدند و در همین حدود نیز از نفرات ارتش بعثی کشته و مجروح گردیدند.29 در حدود 1000 دستگاه تانک و نفربر دشمن منهدم شد و به همین میزان نیز انواع تانک، نفربر، توپخانه و دستگاههای مهندسی و خودروهای دشمن به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد. صدام از سال 1982 که چهار عملیات بزرگ ایران در آن صورت گرفت همیشه با تلخی یاد کرده است. او میگفت سال 1982 و تو چه میدانی که سال 1982 چیست؟ صدام با این تعبیر سعی داشت تا دشواری شرایط این سال را بیان نماید.30
اجرای چهار عملیات بزرگ سال دوم جنگ، نشان داد که ایران توانسته است طرح ریزیهای عملیاتی درستی را انجام داده و تاکتیکهای مناسبی را برای اجرایی کردن طرحهای مانور بکار گیرد.دلیل اصلی موفقیتهای ایران را باید در هماهنگی، همدلی و همکاری ارتش و سپاه همچنین حضور گسترده نیروهای داوطلب بسیجی دانست. البته ایران به دلیل ضعف توانمندیهای نظامی و نداشتن قدرت تحرک سریع، نتوانست درخاتمة هر یک از عملیاتهای بزرگ فتحالمبین و بیتالمقدس از موفقیت بدست آمده استفاده نماید و پیشرویهای بیشتری را انجام دهد. اگر نیروهای ایرانی در این عملیاتها از یگانهای آزاد برخوردار بودند میتوانستند «عملیات تعاقب»31 را انجام داده و اهداف استراتژیکی جدیدی را بدست آوردند که طبیعتاً تحول عمدهای در سرنوشت جنگ بوجود میآمد. این ضعف همیشه برای ایران وجود داشت که پس از یک پیروزی بزرگ دیگر توانایی ادامه عملیات را به منظور استفاده از موفقیت نداشت. درست در زمانی که ارتش عراق تعادل و یکپارچگی پدافندی خود را از دست میداد و در موقعیت ناپایدار قرار میگرفت، ایران نیز دچار کمبود نیرو و نداشتن یگانهای متحرک پر سرعت میشد که مانع از تحرک جدی ایران بود. مهمترین دستاورد همکاری مشترک ارتش و سپاه در سال دوم جنگ فتح خرمشهر بود.
آزادسازی شگفت انگیز خرمشهر، موجب نشاط فراوان در جامعه گردید و روحیة ملی در ایران را بالا برد و مردم را نسبت به پیروزی در جنگ، امیدوار ساخت. جایگاه و اعتبار بینالمللی جمهوری اسلامی ایران را افزایش داد و شرایط را برای عراق دشوار کرد.فروش نفت ایران افزایش یافت و درآمدهای ایران بهبود پیدا کرد. با فتح خرمشهر، احتمال پیروزی صدام در جنگ تحمیلی، منتفی شد و ایران دست بالا را در مسائل مربوط به جنگ بدست آورد و در موضع قدرت قرار گرفت. در محافل بینالمللی این مسئله مطرح بود که پیروزی ایران در جنگ با عراق به نفع امریکا و متحدین وی از جمله عربستان نخواهد بود. تا قبل از آزادسازی خرمشهر نگاه سایر کشورها به ایران، به گونهای بود که گویا ایران قدرتی برای عرضه کردن در برابر عراق نداشته و راهی جز پذیرش شرایط دشمن را ندارد. این کشورها ایران را در جایگاهی که بتواند شرایطی را برای خاتمه دادن به جنگ تعیین نماید نمیدانستند. معمولاً نمایندگان کمیته صلح سازمان کنفرانس اسلامی در دیدار با بعضی از دیپلماتهای ایرانی، زبان به نصیحت میگشودند و از ایران میخواستند که به دنبال احقاق حق خود نباشد. اما بعد از بازپسگیری خرمشهر، کل صحنه سیاسی جهان تغییر کرد. بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیدند که ایران توانسته است متجاوز را شکست بدهد و در آزمایش جنگ پیروز شود. از این به بعد بود که آنها به سخنان و خواستههای ایران، توجه میکردند.
مواضع کشورهای عربی نسبت به ایران حتی از سایر کشورها هم سردتر و ناامید کنندهتر بود. آنها تا قبل از فتح خرمشهر معتقد بودند که صدام چند روزه و یا حداقل طی دو سال میتواند بر ایران پیروز شود، اما در پی عملیاتهای سال دوم جنگ و بخصوص آزادسازی خرمشهر، نگاه آنها نسبت به ایران تغییر کرد و کشورهایی مانند عربستان و کویت و سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که تا آن زمان میلیاردها دلار به ماشین جنگی صدام کمک کرده بودند، تلاش داشتند تا ایران را در مسیر مصالحه و دستیابی به توافق با عراق قرار دهند.
این کشورها در آن زمان، نگران پیشروی بیشتر ایران در مسیر پیروزیها در جنگ، بودند. بنابراین، تلاش قدرتهای حامی رژیم بعثی عراق در آن شرایط زمانی چگونگی جلوگیری از پیروزی ایران بر رژیم صدام حسین بود. برخی از دولتهای قدرتمند، احساس میکردند، جنگی را که صدام حسین برای تضعیف انقلاب اسلامی و اشغال برخی از نقاط جغرافیایی ایران آغاز کرده است، حال میتواند باعث تضعیف رژیم بعثی و حتی سرنگونی صدام حسین گردد. بنابراین باید در این شرایط صدام را بیش از گذشته حمایت و پشتیبانی نمود تا بتوان مانع از پیروزیهای بزرگتر انقلاب اسلامی ایران شد. در این مرحله از جنگ تجربیات گرانبها و ذیقیمتی به دست آمد که در اینجا به آن اشارة مختصری میشود.
تجربیات انجام عملیات موفق
در دوران جنگ، ایران و عراق عملیاتهای موفق و ناموفق زیادی داشته اند. بررسی دلایل پیروزیها و ناکامیهای ایران و عراق در بعضی از عملیاتها، تجربیات ذیقیمتی را در اختیار علاقمندان قرار میدهد.طبیعی است که قوای مسلح هر کشور به دنبال حفظ تمامیت ارضی و انجام عملیات موفق بر علیه قوای متجاوز خارجی هستند تا با کمک آن، بتوانند محبوب ملت خود باقی بمانند.
عدم موفقیت در بعضی از عملیاتهای ایران به ویژه در سال اول جنگ، موجب شد تا در دوران دفاع مقدس درباره الزامات انجام عملیات موفق، مطالعات بیشتری صورت گرفته و تاکتیک و شیوة جنگیدن با قوای دشمن تغییر یابد. مطالعات انجام شده بر روی وضعیت ارتش عراق و نیز دلایل برخی از ناکامیها مشخص ساخت که برای دفاع مستحکم و بیرون راندن ارتش متجاوز از سرزمینهای ایران، نیاز به اقداماتی به شرح ذیل بوده است.
الف ـ تعیین راهبرد نظامی
برای اتخاذ یک راهبرد نظامی صحیح بایستی هدفهای نظامی به گونهای تعیین شوند که با دسترسی به آنها، بتوان اهداف سیاسی جنگ را تأمین نمود. بر این اساس از ابتدای شروع جنگ، راهبرد نظامی ایران، جنگیدن با قوای ارتش متجاوز تا بیرون راندن آخرین سرباز دشمن از خاک ایران، تعیین شد. در سال اول جنگ، بیشتر عملیاتهای انجام شده به منظور جلوگیری از پیشروی بیشتر ارتش عراق صورت میگرفت. تلاش بر این بود تا ارتش عراق زمین گیر شده و در موضع دفاعی قرار گیرد. پس از گذشت 6 ماه از جنگ، شرایط برای طرحریزی عملیاتهایی که بتوان با انجام آنها قوای دشمن را از اراضی اشغالی ایران بیرون کرد فراهم آمد. بنابراین، با مرحله بندی اقدامات نظامی، عملیاتهایی طرحریزی گردید که با انجام هرعملیات، بخشی از سرزمین ایران، از تصرف قوای دشمن آزاد گردیده و علاوه بر آن بخشی از نیروهای پدافند کننده در برابر ارتش عراق هم بتوانند رها شده و در عملیات آفندی بعدی شرکت نمایند. بدین منظور کلیه توانمندیها و منابع موجود برای اجرای چنین راهبردی مورد استفاده قرار گرفت.
منابع:
29. هاشمی رفسنجانی اکبر، خطبههای نماز جمعه سال1361، جلد دوم، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1380 نماز جمعه 17/3/1361/ ص247
30. وفیق السامرایی، ویرانی دروازه شرقی، ترجمه، عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد دفاع مقدس، 1388، ص / 99
31. عملیات تعاقب در پی شکست قوای دشمن برنامهریزی و به مرحلة اجرا در میآید. با اجرای عملیات تعاقب، نیروهای خودی به تعقیب فوری نیروهای دشمن میپردازند و سعی میکنند تا از فرصت شکست روحی افراد دشمن استفاده کرده و سازماندهی آنها را برهم بزنند و یگانهای دشمن را منهدم نمایند.
منبع: روزنامه اطلاعات







نظر شما