۰ نفر
۱ دی ۱۳۹۰ - ۱۶:۴۶

سایت خبری «خبر آنلاین» در مدت بسیار کوتاهی توانست در ردیف بهترین و پر مخاطب ترین وبسایت های خبری کشور قرار گیرد.

 این سایت در قامت رسانه ای جریان ساز، آشکارا از اکثر رسانه های مکتوب و مجازی پیش افتاد و با پایش رویدادها، تاثیر گذاری بر ساخت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حوزه عمومی کشور را با استفاده از «ابزار رسانه» هدف گرفت.
دلایل این فرزانگیِ رسانه ای، متعدد و مشخص است. بهره بردن از دیدگاه روشمند و حرفه ای، مهندسی درست رسانه ای، کادر خبریِ کم حجم اما چابک و حرفه ای، التزام به قانون و اخلاق؛ و نهایتا آسیب شناسی از فرایند ارتباطیِ «رسانه - مخاطب» در کشورمان و سپس جهت دادن و بکار بستن مجموعه ای از انگیزه ها و ابتکارها از مهمترین این علت ها است.
در حالیکه بسیاری از رسانه های ما (و باز متاسفانه بیشتر رسانه های ملی) گرفتار ترجیح دادن سرمایه گذار بر مخاطب هستند، خبر آنلاین تلاش کرد اینگونه نباشد. وقتی رسانه های ما محدود به ترجیح حوزه رسمی بر عرصه عمومی عمل می کنند، خبر آنلاین تلاش کرد چنین نباشد. و هنگامی که اکثر رسانه های ما به صد دلیل و توجیه، به دام محافظه کاری افتاده و «رپرتاژ آگهی» و «امتیاز گیری» را برگزیده اند، خبر آنلاین کوشید تا آنجا که می تواند مجالِ اهل خرد و خلاقیت باشد و کشور را از مواهب «چالش آفرینی مثبت» بهره مند کند.
متاسفانه واقعیت این است که عمده رسانه های بزرگ ما به «انسداد خلاقیت» و «رخوتِ حرفه ای» و رویۀ غلط «تبلیغ به جای اقناع» خو کرده اند. چنین رسانه هایی بواقع که از نظر مخاطب مسدودند.
«خبر آنلاین» این مشکلات را شناخت و با پرهیز رندانه و هنرمندانه ای که از آنها کرد، مخاطب گرفت. این، به مفهوم بی نقص بودن این رسانه و رویکردهایش نیست. از جمله هنوز زود است که «خبر آنلاین» را «مخاطب محور» بنامیم. اما ظهور و بروز «خبر آنلاین» قطعا می تواند به عنوان مدلی قابل مطالعه، تهدیدها و فرصت های سپهر رسانه ای ایران امروز را پیش روی گذارد و آموزه ها و آزموده هایش را گشاده دستانه به سایر رسانه های ما بویژه رسانه های مجازی تقدیم کند.
توجه به مخاطب و ارتباط از طرف دوم؛ تراشیدن تکلّف و تبلیغ از پیکره اخبار و موجز و کپسولی کردن داده ها؛ بکار گیری صحیح عناصر نوین و غیر متنی مثل اینفوگراف ها، جداول و آمار برای انتقال سریعتر مفاهیم خبری؛ اعتنای موثر به فضای مولتی مدیا؛ غلبه نگاه فرآیندی به رویدادها؛ ایجاد فضاهای متعدد گفتگو و نقد؛ تعامل با نخبگان و انعکاس فربه دیدگاههای آنان در بخش وبلاگ ها و یادداشت ها؛ انتخاب تیترهای صریح و غیر خنثی؛ رعایت اصول خبر نویسی؛ طرح بهنگام و هدفمند نظر سنجی ها و ... از جمله امتیازاتی است که باید به «خبر آنلاین» داد.
به همه این مسائل، آشنایی مدیران ارشد این رسانه به ظرفیت ها از یکسو، و پایبندی آنها به باید و نباید های معطوف به مصلحت جمعی و منافع ملی را می افزائیم. لذا «خبر آنلاین» رسانه ای ارجمند و ملتزم به قانون فهرست می شود.
دلسوزان نظام و قوای سه گانه باید بدانند که ایجاد (آگاهانه یا نا آگاهانه) هر گونه دست انداز برای «رسانه های شناسنامه دار و مسئولیت پذیر» داخلی چیزی جز تکمیل پازل دشمن برای «انسداد اطلاعاتی» و سر ریز کردن عطش خبری مخاطبان به سمت رسانه های رنگارنگ آنور آبی نیست. بویژه تا وقتی مدیران کشور جایگاه رسانه های نوین و ساخت اجتماعی ما را بدرستی نمی شناسند و به «جامعه تلویزیونی» بسنده می کنند، این خطر فزاینده تر است.
خبر انسداد «خبر آنلاین» تاسف آور بود. نشان داد که دستگاه قضایی هم علیرغم تلاش های صورت گرفته هنوز ابزار رسانه را نمی شناسد و به جای دلبستگی به حقوقِ مخاطبان رسانه، دلتنگِ حدودِ مدیران رسانه است. نشان داد که محاکم ما بر «حدود» متمرکزند. ایکاش رئیس دستگاه قضایی ما شجاعانه دستورالعملِ نانوشتۀ «حداقل حقوق» و «حداکثر حدود» ی برای رسانه ها را بر می انداخت. چرا که حتی فراتر از یکسان دیدن آنها، بهتر و به صلاح کشور است که محاکم ما «سقف حقوق» و «کف حدود» را برای رسانه های شناسنامه دار لحاظ کنند.
از سوی دیگر، استقلال قاضی هرگز نافی استحکام رای نیست. اقتدار قضایی هم در گرو تلفیق همین دو مهم و نیز رویه ای مستحکم و نا متناقض در اجرای احکام است. مثالی می زنم. چندی پیش بالاترین مقام قضایی مرتبط با رسانه ها، از عهده اجرای حکمی که خود در مورد یکی از اصحاب قدرت داده بود، بر نیامد. هر روز هم دستگاه عدلیه و ضابطین قضائی و آقای دادستان در آن رسانه به بی تدبیری و ناتوانی متهم می شوند و کیفرخواست مجازات برایشان منتشر می کنند و ... . گویی کسی باید بیاید و اول «دادِ دادستان» را بستاند!!
منظور از طرح این مثال، البته دفاع از حکم قضایی یا اقدامات متهم در آن مورد خاص نیست. چرا که عدم تمکین از قانون و نیز بی تدبیری در اجرای قانون به یک اندازه در نتیجه نقش داشته اند. بلکه مقایسه آن تجربه با انسداد عجولانه «خبر آنلاین»، آنهم بدلیل شکایت یک فرد ذی نفوذ اجرایی نشان می دهد که اولا تناسب بین جرم و مجازات از مهمترین عوامل اعتماد به عدالت قضائی است و ثانیا، نیاز به رسانه شناسی و اصلاح فرایند بررسی شکایت های حوزه رسانه دیگر به یک «نیاز حیاتی» مبدل شده است.
حتی اگر شکایت رئیس کل بانک مرکزی (به عنوان شخص حقیقی) درست و در تیتر یکی از مطالب این رسانه اهانتی متوجه او شده باشد، آیا هیچ راهی جز پا گذاشتن بر حق و حرمت رسانه و مخاطبانش برای رضایتمندی شاکی باقی نبود؟ آیا حقوق وی بر حقوق جامعه و مخاطبان ارجحیت دارد؟ آیا جبران اهانت به یک فرد با مجازات یک جامعه بهترین رای است؟ آیا اگر هر شخص دیگری جز این مقام دولتی شکایت مشابهی از رسانه ای دیگر می کرد، سرعت و شدت انشای رای همین قدر بود؟ آیا اتهام خبر آنلاین در این باب آنقدر برای منافع و امنیت ملی سنگین بود که نمی شد صدور رای توقیف را به جای بازپرسی به بعد از دادگاه واگذاشت؟!
به آن سوی صحنه برویم. همین شاکی دارای مسئولیتی است و چه بسا اشتباهات، تناقض ها و کوتاهی های او در انجام وظایفش اعتبار و سلامت برنامه ها و اقتصاد ملی را خدشه دار ساخته و مستقیما زندگی و معیشت مردم را هم دستخوش بی ثباتی نموده است. از جمله در جریان موسوم به اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی از اموال عمومی، سوالات فراوانی است که به صراحتِ اظهارات دادستان کل، نیازمند پاسخگویی ایشان است. حال باید پرسید واخواهی حقوق عمومی از ایشان چگونه و چه زمانی باید محقق شود؟
این تصور اقتدار دستگاه عدلیه و اعتماد به آن را فرو می ریزد، که هر گاه دستگاه قضایی باید به عنوان مدعی العموم قدرتمندان را به پاسخگویی و حساب کشی فرا بخواند، «مصلحت» بر «عدالت» پیشی می گیرد و دیگر همه افراد در برابر قانون یکسان نیستند. چه رسد به اینکه عده ای علیرغم در دست داشتن حکم مجازات، بدلیل حمایتِ صاحب منصبان، همچنان صاحب منصبند و عده ای دیگر ...
به رسانه باز گردیم. رسانه میراث عمومی و به تعبیر برخی ناموس جامعه است. توقیف یا انسداد یک رسانه آخرین ابزار در فهرست برخورد با آنهاست. ایکاش دستگاه قضایی ما این فهرست را بر عکس بدست نمی گرفت و مجازات مخاطب را به تعامل با مدیران رسانه ترجیح نمی داد!
نگاه تربیتی و تخصصی به حوزه وسیع و پر زاویۀ رسانه و همچنین صبر و تدبیر لازم در این عرصه ضروری است و انتظار می رود قضات شایسته ما (از دادستان و بازپرسان محترم شعب فرهنگ و رسانه تا قضات و هیات منصفه مطبوعات) ضمن استقلال نظر چنان هنر و ظرافتی در صدور رای بخرج دهند که نه حرمت رای شکسته شود، نه چراغ رسانه ای خاموش شود، نه طیفی از نخبه ترین و شریف ترین صنوف جامعه بیکار شوند و نه مخاطبی از سبد رسانه های نجیب وطنی جذب نا محرمان شود. همچنان به امید آن روز.

کد مطلب 190617

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۰:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۲
    6 0
    چند وقتی است که امور وارونه گشته است / شاید کسی پاهایمان را به سقف بسته باشد
  • سيد ابوالحسن مختاباد IR ۱۸:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۲
    1 1
    جناب دكتر اسماعيلي گرامي. متن شما هم صريح، هم حقوقي و هم حاوي اشارات دقيق و ظريف است كه جا دارد دست‌اندركاران امور حقوق مطبوعات به اين نكات توجه كنند و من به عنوان يك عضو كوچك مطبوعات از شما بابت اين افق‌گشايي‌ها قدرداني مي‌كنم و البته اميدوارم با توجه به دانش حقوقي كه داريد وقت و انرژي بيشتري در اين زمينه اختصاص دهيدو با مطالبتان برخي از مسائل را وضوح بيشتري بخشيد. متاسفانه در چند سال اخير اين سنت شده است كه يك رسانه را براي يك جرم مطبوعاتي مي بندندو هنگام بستن نه به فكر مخاطبان آن رسانه‌اند و نه به فكر ديگر توليد‌گران(خبرنگاران و نويسندگان) كه در‌آن رسانه سرگرم كارند. در حالي كه در همين مورد خاص در نهايت از نظر قانون مطبوعات امكان پاسخگويي براي شاكيان فراهم است.
    • صفایی IR ۱۷:۴۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
      1 0
      آقای مختاباد عزیز احتمالا شما آقای مهندس اسماعیلی را با برادرشان دکتر محسن اسماعیلی که حقوقدان هستند اشتباه گرفته اید. البته این تذکر من از وزانت مطلب نویسنده و نظر درست و ارزشمند شما نمی کاهد
    • بدون نام IR ۱۹:۵۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
      1 0
      جناب صفایی به نظرم شما اشتباه می کنید. چون آقای مختاباد از فعالان عرصه مطبوعات بوده و تفاوت "محسن" و "پرویز" اسماعیلی را میدانند. اشاره ایشان به لفظ "حقوقی" به معنای اشتباه گرفتن این دو برادر نیست.
  • بدون نام IR ۲۰:۲۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۵
    0 0
    اشتباه گرفتن چون پرویز اسماعیلی نه دکتر است و نه حقوق دان و دارای دانش حقوقی ! اتفاقا اکثر اشتباهات را همین فعالان مطبوعاتی می کنند.
  • سيد ابوالحسن مختاباد IR ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۶
    1 0
    من فكر مي‌كردم كه تحصيلات ايشان هم دكتري است اما بحث دانش حقوقي را هيچگاه منحصر به دارا بودن و يا نبودن يك مدرك نكرده‌ام چنانكه دوست روزنامه‌نگاري دارم كه دانش حقوقي ايشان در زمينه قانون كار از ده‌ها وكيل و حقوقدان داراي تخصص دكتري اين رشته هم بيشتر است و همين دانش سبب شده است تا در چند سال اخير ايشان به محل مراجعه و نگارش متن‌هاي حقوقي و دفاعيه‌ها براي روزنامه‌نگاران تبديل شود و گره‌هاي فراواني از كار بسياري از روزنامه‌نگاراني كه سر و كارشان با دادگاه كار افتاد گشود. بر چنين بنيادي هم نوشته آقاي اسماعيلي را نه از منظر دارا بودن مدرك ، بلكه از منظر باب بحث‌هاي حقوقي كه در زمينه مطبوعات مي‌گشايند تحليل كرده بودم،اميد كه ايشان باز هم بنويسند.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین