۰ نفر
۱۳ دی ۱۳۹۰ - ۱۹:۰۹

مدتی است این دوستان بسیار دان و بسیار فهم ، شیرین کاری تازه ای به راه انداخته اند و آن ، سرودن شعرهای مشترک است که البته سابقه ی آن هم در ادبیات ما و هم در جهان ، به عنوان گونه ای تفنن ادبی برای همگان روشن است . از در و دیوار وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی ، شعرهایی می بارد که معلوم نیست چند درصدش را کدام یکی از سهامداران مرتکب شده است.

شعر هنر فرديت است ، سلوكي كه در آن يك نفر بار سنگين و طاقت سوز كلمات را بر دوش مي كشد . شاعر ، هميشه سالكي بوده است كه راه سنگلاخ برآوردن مفاهيم را از ضمير كلمات يك تنه و فروتنانه ، پيموده است.
شايد تعجب كنيد اين همه اصرار بر يگانه بودن و تنها بودن شاعر در مسير سرودن براي چيست؟ شكي نيست كه شعر ، هنري است كه در شمار هنرهاي جمعي محسوب نمي شود و باز شكي نيست كه جمعي بودن يك هنر ، امتيازي بر ديگر شكل هاي هنري است و باز ، شخصي بودن باعث سر شكستگي شعر نيست.
اين روزها كه بر طريق هر دم از اين باغ بري مي رسد،هر آن  اتفاق تازه اي در عالم هنر روي مي دهد؛ شعر نيز از يك گونه ي فردي هنري به هنري دستجمعي و ترجيحاً دو نفره با كاركردهاي خيره كننده بدل شده است . بزرگان و نوابغي از گرد راه رسيده اند كه ناگهان فهميده اند  در طول تاريخ، چه اشتباهات و كاستي هايي در ادبيات وجود داشته است و چه رسالت سنگيني بر دوش اين تازه آمدگان است كه به لطف ضريب هوشي بالا و سواد و فهم و دركي كه نه با جارو ، كه با پارو بايد  آن را جمع آوري كرد ؛ اين اشتباهات تاريخي و مفاهيم كليشه شده را اصلاح كرد.
مدتي است اين دوستان بسيار دان و بسيار فهم ، شيرين كاري تازه اي به راه انداخته اند و آن ، سرودن شعرهاي مشترك است كه البته سابقه ي آن هم در ادبيات ما و هم در جهان ، به عنوان گونه اي تفنن ادبي براي همگان روشن است . از در و ديوار وبلاگ ها و شبكه هاي اجتماعي ، شعرهايي مي بارد كه معلوم نيست چند درصدش را كدام يكي از سهامداران مرتكب شده است.
شعر ، هنر شخصي است و زيبايي آن به همين گذر از مسير فرديت است . راز شگفت شعر در اين است كه يك نفر مي تواند سخنگوي حس و انديشه ي يك قوم باشد . خلع سلاح كردن شعر و بدل كردن آن به شركت سهامي ، چه كمكي به اين هنر مي كند؟ آيا اصرار بر نقض كردن هر حكمي كه به مدد عقل سليم پذيرفته شده است ، چاره ساز دردهايي است كه بر تن خسته ي هنرملي ما نشسته است؟
البته سند مالكيت شعر به نام ما نيست و هركسي مي تواند به اندازه ي وسع خود ،هر زخمي كه خواست بر چهره ي مجروح شعر و زبان مردم اين سرزمين وارد كند و از هر شعبده اي براي نشان دادن تفاوت خيره كننده ي خود با ديگران بهره گيرد منتها بعيد است مردم اين سرزمين كه بيش از هزاراست دغدغه ها، حسرت ها، پيروزي ها و شكست هاي خود را به زبان شعر و از زبان سالاران و سرهنگان سخن پارسي زمزمه مي كنند، اين اطوار را جدي بگيرند.  
کد مطلب 192488

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • آسا CH ۱۰:۲۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
    3 2
    نظر انفرادی شما نیز چون شعرتان قابل احترام ، اما این حرف شمای تنها نیست که به دل می نشیند ، چه بسا یک کارِ مشترک بسیار بسیار زیباتر و هنری تر از هزاران شعر تنها سروده شده باشد .
  • فخرالدین IR ۱۵:۱۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
    2 1
    سلام جناب شفاعی ، با احترام به نظر شما با نظر آسا@ موافقم . به هر حال هنر عرصه ی تجربه و نوآوری ست و نمی توان این عرصه را با بایدها و نبایدها محدود کرد.