وقتی باپاره ای از افراد گفتگو می کنیم حتی اگرحداکثر ده درصد هم اشتراک نظر داشته باشیم شادی از خودبروز می دهند و می گویند خوش حالیم که دراین حدباهم هم عقیده ایم.
درمقابل عده ای هم هستند که حتی اگر ده درصد با آنها اختلاف نظر داشته باشیم چهره در هم می کشند که ما باشما اختلاف داریم و کم کم توسط آنها تکفیر هم می شویم.
وقتی انقلاب راه موفقیتش رابه سرعت می پیمود تا پایه های رژیم دیکتاتوری رابلرزاند همه بروحدت تکیه میکردند.
اقوام کرد و آذری و عرب و بلوچ و.....همه و همه یک راه راانتخاب کرده بودند.
اهل تسنن با شعار "ماشیعه و سنی نه ایم رهبر ما خمینیه" حماسه می آفریدند و غرش توفنده این ملت متحد توانست نظامی را که پشت به بیگانه داشت سرنگون کند.
آزادی بیان ازشعارهای محوری انقلاب بود و اختناق باعث انتقادمحوری نسبت به رژیم سابق شده بود.
تفکرات نسل انقلابی بااشعارها یی چون استقلال و آزادی و آزادی بیان عجین شده است.
هرازگاهی دوستان انقلاب دیدگاهی متفاوت از خواست دیگران را مطرح می کنند ومورد هجوم قرار میگیرند و تبعات خاصی را تحمل میکنند.
یا مجازات آنهابرکناری از سمتهای اجرایی می شود یارد صلاحیت برای انتخابات ویا پیگیری قضایی و ......
خوب تا اینجای کاربسیار بد است اما خانواده طرف تاحدی درحاشیه امن قراردارند و احساس ناامنی نمیکنند.
مشکل حاد وقتی به وجود می آید که تجمعاتی به نام خودجوش خانواده یک صاحب نظررا درالتهاب و نگرانی فرو می برند.
به فرض( که چنین فرضی صحیح نیست)فردی مطلبی راعنوان کرده یا نوشته که با سلیقه عده ای همخوانی ندارد ونباید چنین حرفی را زده باشد.! آیا خانواده او چه تقصیری دارند؟
این عدم امنیت برذهن شاهدین خاموش اثر منفی میگذارد.
سیاستمداران دخیل در پیروزی انقلاب و جنگ اگر امنیت نداشته باشند تانظر خودرابگویند چه کسی میتواند حرف بزند؟دیگران که باداشتن تریبونهای رسمی امکان دفاع از خودوتبیین مواضع رادارند .
اگر روزی جای قاضی و متهم را درذهنمان تغییر دهیم چه گونه قضاوت خواهیم کرد؟
مسئولین حفظ امنیت شهر باید دربرابر عدم امنیت خانواده افرادی که متفاوت می اندیشند خودرا مسئول بدانند.







نظر شما