۰ نفر
۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۹:۴۰

<BR> ممیزی چیز خوبی است.

به شرط آن که ممیزان بدانند چه باید کنند و چه وظیفه خطری به عهده دارند. بیش از این توضیح نمی‌دهم اما انصاف بدهید کسانی که به اشعاری از این دست مجوز می‌دهند:
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می‌تونه بیاره
دلا همه بی‌قرار عشقن
اما عشق که واسه تو بی‌قراره
چرا باید به ترانه این بنده کم‌ترین مجوز ندهند؟! جالب اینکه متن این ترانه دو، سه سال پیش از این در کتاب «زخم و نمک» چاپ شد. توسط انتشارات «سوره مهر». اما ظاهراً خواندن آن توسط یک خواننده محترم که موسیقی‌اش برخلاف موسیقی رایج این روزها «بشکن و بالابنداز» نیست به مذاق ممیزان فرهنگ‌دوست چندان خوش نیامده است. متن ترانه را می‌نویسم، قضاوتش با شما:

 

توی خاک قصه ما
یه درخت بود تک و تنها
یه درخت سبز و روشن
توی سرزمین رؤیا

 

یه درخت سخت و ساده
که پناه خیلی‌یا بود
وقتی غصه حمله می‌کرد
تکیه‌گاه خیلی‌یا بود

 

انگاری هیش‌کی یادش نیست
که چی شد یه‌هو چیا شد
فتنه اومد؟ آفت افتاد؟
چه جوری خورشید سیا شد؟

 

اون درخت سبز و روشن
یه دفعه باروبرش ریخت
سایه‌ش از روسر ما رفت
شاخه‌هاش خشک و ترش ریخت

 

پای اون درخت کهنه
توی اون باغ اقاقی
یه طرف افتاده مطرب
یه طرف افتاده ساقی

 

دیگه تو بساط اون‌ها
غیر غم چیزی نمونده
توی اوج بی‌کسی‌شون
یه پرنده هم نخونده

 

حالا دیگه نه بهاری
نه پرنده‌ای نه رودی
نه نشاط سبزه‌زاری
نه ترنمی، سرودی
***
چشمه‌ها جاری زهرن
سبزه‌ها قفل طلسمن
آدما فقط یه خطن
آدما فقط یه اسمن


 

کد مطلب 195726

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 37
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام PL ۲۰:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    پيشنهاد ميشه براى گرفتن مجوز ،اندكى خفت هم صحبتى اهل ريا را تحمل كرده و واژگان مطرب و ساقى را بترتيب به ساز بزن و جام پر كن تغيير دهيد تا مگر با قطره چكان ، لكه ننگى هرچند كوچك بر دامان فراخ كارى به جاى نهيد.
  • باكي IR ۲۱:۲۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    خدا ضد انقلاب را لعنت كند...
  • یک بیمار IR ۲۱:۵۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    آسید ما رو گذاشتی سرکار یا اداره فخیمه ارشاد رو نکنه هوس کردی مث خانه سینا پلمپت کنن!!!
  • بدون نام IR ۲۱:۵۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    بله شعر بوی گند فتنه می دهد و متاسفانه شما خودتان را به نفهمی زده اید
  • حامد IR ۲۲:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    نازلي ... فكر نكنم توضيح بيشتري بخواد.
  • امین IR ۲۲:۵۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    جناب موسوی ترانه شما خیلی! مشکل دارد! اگر کلمات «سبز» و «فتنه» را حذف کنید مجوزش صادر می شود. به امتحان ممیزان می ارزد.
  • فرهنگ IR ۲۳:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    این همه درخت و سبزه و بالا بلند و بساط و ترنم و سرود و می و ساقی و مطرب و آفت و سیاه نمایی و قفل و زهر خشک و تر با هم تو شعرت آوردی می خوای مجوز بگیری معلوم نیست توی بساطت چی دیدن که مجوز ندادن غلط نکنم آلات طرب مطربی و لهو و لعب داشتی لابد رنگ بساطت هم سبز بوده ساقی سبزه رو و مطرب بالا بلند هم داشتی زبونم لال یه خواب و رؤیایی هم دیده بودی زیر لب ترنم و ترانه هم که میخوندی به فضای سبز هم که رحم نکردی آفت با خودت آوردی خشک و تر و با هم سوزوندی خورشید رو هم که رنگ سیاه زدی سیاه نمایی کردی با می هم که لب تر کردی به تکیه گاه مردم بی پناه هم حمله کردی جزو گروه فتنه سبز هم که بودی تازه مجوز هم میخواستی زیادتر حرف بزنی میفرستمت کهریزک حالشو ببری ها.
  • بدون نام CA ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    سبزها رو زرد کنید مجوز میگیره!!!!!!!!!
  • بدون نام IR ۲۳:۵۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    دقیقاً چه موقع سروده شده؟ قبل از خرداد 88؟
  • سیاوش US ۲۳:۵۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    0 0
    یکی از دوستان بنده هم در یکی از مجلات نویسنده بود و برای کودکان شعر وداستان میی گفت ... یه روز متوجه شدم این کار رو گذاشته کنار گفت اخرین شعری که نوشته درباره کرم سبز رنگی بوده که ممیزی ازش ایراد گرفته و گفته رنگ کرم رو عوض کن (!) ... دیگه بقیه رو خودتون حدس بزنید . بعد شما می خوای این شعرت رو که درباره درخت سبز و سخت و ساده و... رو مجوز بدن ؟! مثل اینکه فراموش کردید اینجا کجاست و الان در چه شرایطی هستیم !!؟
  • بدون نام IR ۰۰:۰۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    هر جا که سبز داره بزار مثلا گلبهی! مجوز میگیره!!
  • سیاوش US ۰۰:۰۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    تنها شعریم که تا حالا ازتون خونده بودم این بود "یک‌عمر غیر دیدة گریان نداشتیم پیراهنی ز یوسف کنعان نداشتیم عمر عزیز صرف دریغ گذشته شد فرصت گذشت و همت جبران نداشتیم سودای‌مان هماره خدا بود و نان و عشق اما برای این‌همه امکان نداشتیم اثبات بی‌گناهی خود را به روز حشر جز اشک خون اقامة برهان نداشتیم دندان حرص تیز، ولی نان نبودمان نان آن‌دمی رسید که دندان نداشتیم دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و... انسان نداشتیم امروزمان سیاه و مصیبت نبود اگر تاریخ پرشکوه و درخشان نداشتیم مؤمن به نفس کافر خود می‌شدیم کاش کاری به مشرکان مسلمان نداشتیم گفتند: «زنده‌اید»، بگویید زنده‌ایم گفتیم زنده‌ایم، ولی جان نداشتیم" که شعر بسیار زیبای بود هرچند شعر فعلی هم زیبا و اندوهناک ...
  • بدون نام CH ۰۰:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    منم بودم بهش مجوز نمی دادم.این دری وریها چیه!همش سیاه وتلخ و یاس وناامیدی.
  • نیما IR ۰۲:۱۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    سلام سید ادبیات حالیت نیس ! درک و شعور و بصیرت هم که نداری ! ترانه !! هم که میگی ! دلیل !!!! هم می خوای؟؟؟ به قول پسر زبیر , الناس ثلاثه اونایی که شمارش بلدن اونایی که شمارش بلد نیستن به جان جریان انحرافی اگه حرفمو فهمیده باشی ! مدرک رو کنم؟
  • مسعود IR ۰۳:۰۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    همیشه از نوشته هات خوشم میاد.. عالی بود
  • آرش IR ۰۴:۲۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    محشر بود. دم شاعرش گرم. واقعا
  • بدون نام IR ۰۵:۳۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    نه با اين شعر كه تماما سياهنمايي است مي خواستي مجوز هم بگيري
  • بدون نام US ۰۶:۵۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    ‫ناقلا، خودت میدونی چه کردی! دمت گرم!
  • عدنان ميثم IR ۰۸:۰۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    خودت شعر و بخون ، اونا حق دارن كه مجوز ندهند ! تو جامعه اسلامي مارا زير سوال بردي ! "حالا ديگه نه بهاري " و " چشمه ها جاري زهرن" و " آدما فقط يه خطن" و ....... يعني چه ؟ جامعه ما بهترين جامعه است ، بهار همه جوامع است ! آدما در هر كاري دخيل هستن و تو صحنه ! چشمه هاي جامعه ما از بهترين چشمه هاي دنيا است ! پس به خودت بيا و توقع نداشته باش هر چه ميگوئي چاپ شود !
  • بدون نام IR ۰۸:۲۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    احتمالا دوستان فکر کردن شما وصف حال سران فتنه رو گفتی خوب !! D:
  • بدون نام IR ۰۸:۴۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    برادر این که خیلی سبزه !
  • بدون نام PL ۰۸:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    مشكل تكرار 4 بار كلمه سبز است كه بايد حذفش كني
  • بدون نام IR ۰۹:۴۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    26 2
    خوب خیلی بوی سیاست میده معلومه مجوز نمیگیره دیگه ! تازه از "سبز" هم توش زیاد گفتی که یه زمانی نماد یه دسته ای بود!
  • بدون نام IR ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    13 7
    خب عزیزم سیاه نمایی کرده ای!
  • س IR ۱۰:۵۲ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    20 4
    این که بوی قورمه سبزی می داد !
  • هان IR ۱۱:۲۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    40 2
    خب این که خیلی معلومه که چرا به اون مجوز دادن به شما مجوز ندادن!!! شعر شما انسان را به تفکر وا میداره که اصولا تفکر کردن کار خطرناکی است البته جدا از اینکه شما چند بار از کلمه " سبز " استفاده کرده اید.
  • بدون نام IR ۱۲:۱۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    28 0
    سید جون اگه بجای در خت "سبز" می گفتی درخت "... "مجوزش صادر می شد
  • بدون نام IR ۱۲:۵۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    30 1
    آقای .......(راستس خواستم اینجا فامیلیتو بنویسم ترسیدم! ) برو خدا رو شکر کن که به خاطر این شعر خودتو نگرفتن! مجوز فدای سرت
  • امید ایران DE ۱۷:۴۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    0 0
    برادر من به نظر شما داری سیاهنمایی وکمی هم سبز نمایی می کنی من همانا شما رو به راه مستقیم که همون سمت راست هست هدایت میکنم به امید جوانه زنی مجدد درخت سبز کهنه
  • سروين IR ۲۱:۵۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
    18 0
    برادر جان هواپيمات تازه از سوييس رو زمين ايران نشسته؟ فكر كردي اينجا كجاست؟
  • morad IR ۱۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۷
    15 0
    متنش زیباست.اما اون بنده خدا که مجوز نداد عاقبت اندیشی کرده.ناراحت نشو فدات بشم.دنیا دیگه مثل تو نداره.....
  • بدون نام CH ۱۵:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۷
    3 14
    فکر کردی خیلی زرنگی؟!هر وقت به اسکول آباد رفتی همچین شعری رو بده تا مجوز بگیری.
  • بدون نام IR ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    1 2
    آ سید پیشنهاد می کنم برای حفظ وزن شعرت این ابیات را این طور اصلاح کن« حالا دیگه نه بهاری نه پرنده نه رودی نه نشاط سبزه زاری نه ترنم سرودی» یعنی بعضی از «ی» ها اضافی است.
  • بنده خدا IR ۱۱:۱۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    10 1
    شعر قشنگ و پر ازشي است اما يه مشكل كوچولو داره اونم اينه كه فضاي شعر خيلي شبيه مملكتمان شده
  • سيدعبدالجواد موسوي IR ۱۲:۱۶ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
    9 1
    مشکل دوستان مميز بنده اين است که همه چيز را با عينک سياست ميبينند . من اين شعررا دوسال پيش از انتخابات 88 گفتم. چند ماه قبل از انتخابات هم چاپ شد. اما اصلا کسي حوصله شنيدن اين تو ضيحات را ندارد. انگاري همه تصميم ها از پيش گرفته شده است.
    • بدون نام IR ۱۵:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
      3 2
      اینو خوب اومدی «« انگاري همه تصميم ها از پيش گرفته شده است »»!
    • بدون نام CH ۱۹:۱۹ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۸
      9 1
      آره آره! تو گفتی ما باور کردیم.