۱ نفر
۱۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۰

بهنام سرخیل

سرانجام پس از حدود هفت سال تاخیر در اعلام حکم یک سرباز آمریکایی که مرتکب قتل 29 نفر غیر نظامی عراقی شده است ، در روزهای اخیر دادگاه آمریکایی وی را تبرئه نموده و تنها به دلیل اعتراف او به "کوتاهی در انجام وظیفه" به یک درجه کاهش درجه وی قناعت کرده است.
در توضیح این ماجرا که معروف به جنایت حدیثه(شهری در عراق) می باشد باید گفت حدود 7 سال پیش یک گروهبان آمریکایی ، پس از مشاهده کشته شدن یکی از دوستانش به وسیله یک بمب کنار جاده ای و در یک تصمیم هیجانی به سربازان تحت فرمانش دستور داد که به غیرنظامیان در شهر حدیثه حمله کنند و در اولین اقدام یک خودروی عبوری که دارای پنج سرنشین غیرنظامی بوده به دست این گروه آمریکایی کشته شده و سپس چندین منزل مسکونی هدف سربازان خشمگین آمریکایی قرار گرفته و 24 نفر از جمله 10 زن و چند کودک کشته شدند . نکته تاسف بار اینکه نیروهای آمریکایی این خانواده های عراقی را از فاصله بسیار نزدیک و به طرز وحشیانه ای کشته اند. بطوریکه در این جنایت 6 نفر در اتاق یک منزل از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بودند.
تاسف بارتر اینکه به اذعان گزارش یورو نیوز دادستان پرونده می گوید گروهبان فرنک وتریک به سربازان تحت فرمانش دستور داده که «ابتدا شلیک کنید و بعد سوال کنید.» که این مسئله کاملا نشاندهنده بی گناهی کشته شدگان و لجام گسیختگی سربازان آمریکایی در حمله به خانواده های بی دفاع عراقی بوده است.
اگرچه از همان ابتدا تلاشهای بسیاری برای محاکمه این نظامیان آمریکایی بر طبق قوانین قضایی در خود کشور عراق صورت پذیرفت اما آمریکا با این خواسته موافقت نکرد و تنها به وعده هایی مبنی بر اجرای عدالت از سوی محاکم آمریکایی تاکید گردید. اکنون این سئوال مطرح می شود که تبرئه 7 تفنگدار آمریکایی متهم در این پرونده بر اساس چه عدالتی و یا چه اصلی از قوانین حقوق بشری قابل استناد است؟ و اصولا برطبق چه منطق و مبنایی کشته شدن یک نفر در یک حادثه می تواند دلیلی برای قتل عام 29 فرد بی گناه اعم از زن و کودک باشد؟
البته باید گفت دراین ماجرا کاملا به نیازهای روحی و روانی سرباز مجرم آمریکایی توجه شده است تا جاییکه قاضی دادگاه نظامی آمریکایی حکم داده که اگرچه این تفنگدار دریایی آمریکایی در یکی از بدترین حملات نیروهای آمریکایی علیه غیرنظامیان عراقی شرکت داشته است، اما نباید گروهبان وتریک به شدیدترین مجازات؟! یعنی 3ماه حبس نیز محکوم شود. بعلاوه به گفته قاضی جونز او نمی تواند دستمزد وتریک را نیز مسدود کند . چرا که وی از همسرش جدا شده و مسئولیت نگهداری 3 فرزندش را برعهده دارد و این موضوع به خانواده این سرباز آسیب خواهد رساند.
بررسی این موضوع در مرحله نخست از دوحیث قابل تامل است . اول مربوط به طرزتفکر برتری جویانه این سرباز جنایتکار آمریکایی به عنوان نمونه ای از هزاران تفنگدار آمریکایی در نقاط مختلف دنیاست که چگونه به خود اجازه چنین اقدام وحشیانه ای داده است؟ و دیگری مربوط به فضای فکری حاکم بر دستگاه قضایی آمریکا در حمایت از سربازان و اتباع خود می باشد. بطوریکه برای نمونه سیستم قضایی این کشور برای رهایی از تبعات محاکمه های بین المللی اتباع خود حتی برای ارتکاب جنایات علیه بشریت و نسل کشی نیز از پذیرش عضویت دادگاه کیفری بین المللی امتناع نموده است.
در واقع بررسی موضوع حقوق بشر آمریکایی بویژه پس از جنگ سردنشان می دهد این مقوله در ادبیات سیاسی غرب در داخل و خارج این کشور از دو چهره کاملا متفاوت برخوردار است.
دولتمردان آمریکایی در سالهای اخیر و با بهره گیری از فرصت به وجود آمده پس از حادثه 11 سپتامبر، پدیده حقوق بشر را به عنوان ابزار مهمی در جهت تأمین منافع ملی خود می نگرند. تا جاییکه این مقوله به صورت یک استراتژی بسیار مهم برای آمریکا و پروژه هایش در نقاط مختلف دنیا از جمله خاورمیانه درآمده است. در همین چارچوب سیاستمداران کاخ سفید در تلاشند تا با پررنگ کردن اندیشه های خاص خود در زمینه حقوق بشر در کشورهای منطقه ، به دنبال ایجاد برگ برنده ای برای تامین اهداف خود شوند. لذا طبیعی است که ایالات متحده آمریکا با تکیه بر یک گروه کاری ویژه و با استفاده از ابزارهای خود در سازمانهای حقوق بشری و در راستای رسیدن به منافع ملی و تحقق نظام بین الملل مطلوب خود مدعی شعار حقوق بشر باشد.
هر چند که تجربه ثابت کرده این کشور در شرایطی که منافع ملی اش اقتضاء کند از هیچ گونه نقض حقوق بشر حتی در داخل آمریکا نیز دریغ نمی کند که نمونه بارز آن در قضیه مقابله با جنبش وال استریت مشهود است. بعلاوه مطالعه گزارشها و آمار مستند در سالهای اخیر نشان می دهد که مقامهای آمریکایی در صورت لزوم آزادی های مدنی و اجتماعی و... را به بهانه حفظ امنیت کشور نادیده گرفته اند. در این باره رئیس سازمان عفو بین الملل با ارائه گزارش سالانه خود در زمینه حقوق بشر گفت: سیاستهای آمریکا در مبارزه با تروریسم جهانی و تلاش برای ایجاد امنیت ، به دور از هرگونه اصول است و نقض حقوق بشر در داخل و هتک این حقوق و نیز چشم پوشی از نقض حقوق بشر در خارج، همچون استفاده از قدرت بی رویه در هر زمان و هر مکان، ضررهای جبران ناپذیری به عدالت و آزادی در جهان وارد ساخته است و جهان را به محل ناامن و خطرناک تری نسبت به سابق تبدیل کرده است.
در توضیح بیشتر باید افزود در ایالات متحده سازمانهای سیاسی و امنیتی (به ویژه سیا و FBI) به بهانه های مختلف، مهاجرین و پناهندگان را به عنوان انسانهای درجه دو به صورت مداوم مورد اذیت و بازجویی قرار می دهند که البته در این میان جوامع اسلامی بیش از گروههای دیگر و به دلیل تبلیغات منفی برضد اسلام از این مسئله رنج می برند. به طوری که پایگاه اینترنتی «ورلد پیس هرالد» به نقل از گزارش شورای روابط اسلام و آمریکا اعلام کرد خشونت و رفتارهای تبعیض آمیز برضد مسلمانان روبه افزایش است.
البته تحولات اخیر و شکل گیری جنبش وال استریت حاکی از آن است که پدیده نقض حقوق بشر در این کشور مختص مسلمانان نمی باشد بلکه لایه های مختلف جامعه آمریکا نیز از نادیده گرفته شدن حقوق خود آسیب دیده اند .
به هر حال نگاه ابزاری به حقوق بشر در بحث خارجی و مسائل بین المللی نمود بیشتری داشته است و آمریکا سال 2012 را در حالی شروع کرده است که همچنان اخبار بسیاری از طریق رسانه ها و سازمانهای بین المللی در خصوص نقض فراوان حقوق بشر توسط این کشور در اقصی نقاط جهان منتشر می شود که برای مثال می توان به حملات متعدد هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به نواحی مختلف پاکستان و افغانستان و جریحه دار شدن افکار عمومی منطقه ای و بین المللی اشاره کرد.
این در حالیست که با وجود فشارها و حساسیتهای فراوان نسبت به تعطیلی بازداشتگاهها و رسوایی های نظامیان آمریکایی در کشورهای مختلف و زندانهای تحت نظر آمریکا مانند زندان ابوغریب و پایگاه دریایی ارتش آمریکا در گوانتانامو همچنان دستگیری ها و شکنجه های مظنونین به تروریست ادامه دارد. علیرغم ماده هفت اعلامیه جهانی حقوق بشر مبنی بر اینکه «هیچ کس را نمی توان مورد آزار و شکنجه یا مجازات ها یا رفتارهای ظالمانه یا خلاف انسانی قرار داد» اما دولت آمریکا هزاران فرد را به اتهام مشکوک به تروریست دستگیر و به زندانهای مختلف روانه کرده است .
جان زیفتون که از اعضای برجسته سازمان دیده بان حقوق بشر می باشد در این باره می گوید: پلیس فدرال (FBI) و سیا از آغاز جنگ علیه تروریسم، مظنونین به ترور را در سراسر جهان دستگیر می کند و در صورت لزوم زندانیان را با هواپیماهای سیا به زندانهای محرمانه خارج از آمریکا منتقل می نماید. این وکیل عالی رتبه بین المللی در گفت وگو با روزنامه آلمانی «تاگس اشپیگل» می افزاید: این زندانیان برای زمان نامشخص در زندانها مورد بازجویی قرار گرفته اند و با وجود این که شکنجه برای مامورین سیا نیز ممنوع است، اما این مامورین از فنونی استفاه می کنند که به شکنجه نزدیک و موسوم به «روش های بازجویی توسعه یافته» و یا حتی «شکنجه نرم» هستند.
تاجاییکه ویلیام شولچ، مسئول پیشین بخش عفو بین الملل آمریکا پس از فشار رسانه ها در یک گفت وگوی خبری اعتراف کرد که: «آمریکا مجمع الجزایر زندانها در سراسر جهان به وجود آورده است که افراد در آنجا ناپدید می شوند و به مدت نامعلومی بدون این که شکایتی علیه آنها شده باشد نگه داشته می شوند. دست کم، از مواردی که در دست است می دانیم که دستگیرشدگان شکنجه شده، مورد تجاوز قرار گرفته و بعضاً کشته شده اند.»
بنابراین به روشنی ملاحظه می شود که انواع پیمانهای بین المللی که از سوی آمریکا نیز امضا شده و مفقود کردن انسانها و عدم اطلاع رسانی به افکار عمومی از سرنوشت آنها را ممنوع کرده به راحتی توسط این کشور خدشه دار می شود. در گزارشی دیگر «فلوریا وستفال» از اعضای برجسته کمیته بین المللی صلیب سرخ نیز خودداری عمدی پزشکان آمریکایی را از درمان زندانیان نقض آشکار قوانین بین المللی توصیف می نماید.
از سوی دیگر موضع گیریهای آمریکا نسبت به مسائل حقوق بشری نیز حکایت از تناقضات فراوان دارد. برای نمونه این کشور با پر رنگ کردن مسائل سوریه به دنبال فشار سیاسی و اقتصادی شدید علیه این کشور است. درحالیکه نه تنها موضعی علیه تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به لبنان وفلسطین اتخاذ نمی کند بلکه همواره حمایتهای مالی و سیاسی بی دریغی از این رژیم در مجامع مختلف بین المللی از جمله سازمان ملل انجام می دهد . همچنین آمریکا نسبت به نقض مکرر و آشکار حقوق بشر نسبت به مردم مظلوم بحرین تا حدی سکوت کرده که حتی محافل غربی نیز نسبت به این موضع کاملا سیاسی آمریکا اذعان می نمایند.
خلاصه آنکه عملکرد زمامداران آمریکایی در ادوار مختلف نسبت به موضوع حقوق بشر بیانگر اتخاذ رویه ای دوگانه نسبت به این مقوله بوده که این مساله از نوع تفکر و فضای فکری برتری جویانه حاکم بر این کشور پرده برمی دارد. به نحوی که هرجا منافع این کشور اقتضاء نماید حقوق انسانی به راحتی نادیده گرفته می شود و همزمان از مقوله حقوق بشر به عنوان ابزاری برای تهدید کشورهای مخالف سیاستهای خود استفاده می گردد . 

4917
 

کد مطلب 196602

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • شکوه IR ۱۴:۲۸ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
    0 6
    جناب آقای کارشناس محترم در عرصه روابط بین الملل کدام کشور حاذقی است که از منافع خودش چشم پوشی کنه و ایدئولوژی و احساس را در پیش بگیره؟ مسلم است که آمریکا در جایی از حقوق بشر چشم پوشی می کنه و در جای دیگر به عنوان ابزار استفاده می کنه؟ مگر ما نیستیم که از اکثریت شیعیان بحرین حمایت می کنیم ولی اکثریت سنی ها سوریه را نمی بینیم و یا وارد حوزه منافع روسیه در مورد چچنی ها نمیشیم.
  • رضا IR ۲۲:۳۵ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۱
    3 0
    این مقاله نشان میدهد که امریکا برای مردم سایر کشورها هیچ ارزشی قایل نیست و این موضوع می تواند عامل مهمی در بحث جنگ نرم و دیپلماسی رسانه ای به کار گرفته شود.
  • محمدحسین IR ۱۶:۴۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۲
    4 0
    از سایت پرمحتواتون تشکر می کنم. مقاله خوبی بود.ای کاش صدا و سیما به جای بحثهای تکراری به این جوز موضوعات که ماهیت آمریکا رو نشون می ده می پرداخت.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین