امروز پیام تسلیت وزیر ارشاد را به مناسبت درگذشت سیمین دانشور خواندم. ادبیات بلندی داشت که پیدا بود از صاحب قلمی ادیب برآمده است. محتوا، عارفانه و سوگمندانه و از سر احترام به هنر بود. خوشحال شدم. این که وزیر ارشاد این دولت برای سیمین دانشور پیام بدهد بسیار مغتنم است. خوب، به هر حال این دولت نزدیک هفت سال است تجربه کسب می کند. جالب تر آن که با همراهان به مجلس ترحیم هم آمدند و این نهایت احترام بود.
اما درست در همین روز، با برگزاری مراسم تقدیر از اصغر فرهادی از سوی عده ای از کارگردانان مخالفت شد، اقدامی که زمینه ای را برای شبکه های بیرونی فراهم کرد که از سر شب تا آخر شب خوراکی برای تحمیل باقی مطالبشان به مردم داشته باشند و هر لحظه تاکید کنند که با برگزاری مراسم تقدیر از اصغر فرهادی مخالفت شد و بدین ترتیب یک جماعتی از نسل جوان را بدبین کنند.
یک لحظه تصور کردم ـ اگر زبانم لال ـ اصغر فرهادی درگذشته بود، وزیر ارشاد،اجازه می داد در قطعه هنرمندان در جای خوبی مثلا کنار زرین کوب یا برخی از هنرمندان سینمایی دفن شود، پیام دلنشین و زیبایی صادر می کرد و هم در مجلس فاتحه ایشان شرکت می نمود.
فکر کردم در پیامش چه می گفت: درگذشت یکی از چهره های هنرمند را که افتخاری برای ایران آفرید به ملت و خانواده اش تسلیت می گوییم. این مرد بزرگ که بعد از عمری از تاریخ سینمای ایران توانست جایزه اسکار را به دست آورد افتخاری برای ملت ما بود. اما اکنون از میان ما رفته است. خدایش رحمت کند. تا آخر.
واقعا ما فکر می کنیم اصحاب سینما که قصد برگزاری این مراسم را داشتند افرادی عادی و معمولی هستند؟ آیا آنها در رشته خود جزو بهترین های کشور ما نیستند؟ آیا اگر تصمیمی برای برگزاری یک مراسم تقدیر می گیرند، این تصمیم این اندازه ارزش ندارد که ما به خواستشان گوش دهیم و آنان را سنگ روی یخ نکنیم؟
به نظرم بهتر است به این قشر و دیگر اقشار فرهیخته جامعه بیشتر احترام بگذاریم. قدری تحمل و ظرفیت خود را بالا ببریم. سعه صدر داشته باشیم. فقط با ممانعت کردن و نه گفتن کارها را پیش نبریم. البته بنده هم آگاه هستم که این کارها برای مدتی می تواند سودمند باشد اما ضرر و زیان آن در حال و آینده چیزی نیست که بتوان از آن صرف نظر کرد. (جالب است که نخستین خبر از شورای عالی فضای مجازی هم این بود که ششصد و اندی سایت معاند شناسایی شده است! یعنی اولین کار آنها معاند شناسی است! خوب ما چه کردیم و خواهیم کرد؟)
سیمین دانشور و اصغر فرهادی و سلحشور و ده نمکی و بسیاری دیگر سرمایه های این مملکت هستند. اگر آنها با یکدیگر اختلاف دارند، وزیر محترم که بالا نشسته، وظیفه اش ایجاد تعادل و توازن است نه محدود کردن یک دسته و باز گذاشتن دست دیگران. خانه سینما باشد، چه اشکالی دارد سازمان سینمایی هم در قالب دیگری درست کنید. طبیعی است که میان هنرمندان اختلاف نظر خواهد بود. یکی مدعی است که خودش نوح است اما دخترش می شود پسر نوح. تا به حال چند بار در اصحاب هنر این مسأله تجربه شده است. در این فضا بهتر است دولت حامی هنرمندان باشد و به همه آنان که در چهارچوب ایران اسلامی فعالیت می کنند حرمت بگذارد و دست نوازش بر سر همه بکشد. این احترام نباید صرفا با شرکت در مجلس فاتحه آنان باشد، بلکه وقتی زنده هستند نیز باید به آنان احترام بگذارد و الا متهم خواهد شد که مرده پرست است و دنبال مقاصد خود، نه حمایت از هنرمندان.
دولت میراث بان فرهنگ و هنر کشور است و بنابرین باید برای همه پدری کند و نه فقط به مرده هنرمندان که به زنده شان هم احترام بگذارد.
کد مطلب 203641







نظر شما