من هر دیوان حافظی که تصویرگری داشت به دستم می‌رسید آن‌ها را می‌کندم و از این بی‌حرمتی و بی‌ادبی در حق این انسان بزرگ، به خود می‌پیچیدم. من از این کم‌توجهی تصویرگران به اشعار حافظ عذرخواهی می‌کنم.

آیدین آغداشلو، نقاش و گرافیست، در دومین روز از همایش گفت‌و گو با حافظ که در محل شهر کتاب مرکزی برگزار شد، عنوان کرد: «نقاشی ایرانی سابقه بسیار طولانی دارد اما تصویرگری برای دیوان‌های شاعران بزرگ سابقه چندانی ندارد و قدیمی‌ترین تصویرگری برای "ورقه و گلشاه" صورت گرفته که آن هم از دوره سلجوقیان فراتر نمی‌رود».وی افزود: دومین تصویرگری از دیوان اشعار برای شاهنامه انجام شده که آن هم مربوط به قرن هفتم هجری است».

به گزارش فارس آغداشلو با طرح این پرسش که چرا تصویرگران ایران کمتر از روی دیوان حافظ تصویرگری کرده‌اند؟ تصریح کرد: «نقاشان ما نسبت به حافظ جفا کرده اند، چرا که هیچ نمونه‌ای ازتصویرگری پدید نیامده است که درخور جهان والای حافظ باشد».

این نقاش در ادامه گفت: «میان هنرهای مختلف ایران یعنی شعر و آواز، شعر و موسیقی، موسیقی و آواز، ادبیات و نقاشی و ... ارتباط وجود داشته است و به همین دلیل نقاشان ایرانی خود ادیب بودند و علاقه‌مند بودند که آثار ادبی را تصویرگری کنند».

وی با بیان اینکه نگارگری برای قصه و شعر برای روشن‌تر، ساده‌تر کردن و واضح نشان دادن پیچیدگی‌های ادبی است، یادآور شد: «دیوان شاعران به صورت یکسان تصویرگری نشده است، مثلا من در جایی درباره "مثنوی " صحبت می‌کردم، در ضمن صحبت متوجه شدم که چقدر مثنوی کمتر مصور شده است، شاید یک علت آن این باشد که مثنوی بعد از قرآن تقدس زیادی داشته است و کمتر کسی جرات می کرد از آن تصویرگری کند اما با این حال حکایت‌های مثنوی گنجی برای تصویرگران بوده است».

آغداشلو سفارشی بودن تصویرگری دیوان را یکی دیگر از دلایل یکسان نپرداختن به شاعران خواند و یادآور شد: «از گذشته سفارش انگیزه اصلی تصویرگران ایران بود، هنرمندان ما به خود اجازه نمی‌دادند به تصویرگری بپردازند و باید امیری، وزیری و یا ادیبی به آنها سفارش می‌دادند چرا که هم نسخه‌های ارزشمند گرانقیمت بودند و هم مزد نقاشی بالا بود».

این تصویرگر اضافه کرد: «هنوز هم یک هنرمند به صورت منفرد و از روی عشق و علاقه نمی‌تواند یک اثر را با تصاویر متعدد مصور کند اما آیا سفارش‌دهندگان برای تصویرگری دیوان حافظ منعی یا محدودیتی داشتند؟ یا آن که جایگاه حافظ را نمی‌شناختند، گمان نمی‌کنم این طور باشد».

وی عنوان کرد: «شاهنامه، خمسه نظامی و حتی آثار سعدی بسیار بیشتر از اشعار حافظ و خواجوی کرمانی تصویرگری شده‌ و این مجموعه تصویرگری ما متناقض است».

آغداشلو در ادامه متذکر شد: «اگرچه از این کم‌توجهی تصویرگران به اشعار حافظ عذرخواهی می‌کنم، اما بجاست بررسی کنیم و ببینیم که چه چیزی از غزل‌های حافظ را می‌توان تصویرگری کرد، مجموعه گلستان سعدی پر از حکایت‌هایی است که تصویرگری شد. نه این که دیوان حافظ فاقد قصه است اما اگر این حق را برای نقاشان قایل باشیم باید بپرسیم که نحوه مراجعه آن‌ها با غزل حافظ چگونه بوده است؟».
این نقاش تصریح کرد: «سابقه و زمینه تصویرگری از غزل‌های حافظ وجود داشته است ولی تصویرگران به ساده‌ترین وجه و به صورت عادی این غزل‌ها را تصویرگری کردند مثلا بیشترین تصویرگری‌ها که از غزل حافظ شده با این مضمون بوده که بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین».

وی با بیان این که نقاشی دیوان در دوره حافظ مرسوم بوده است، گفت: «در جایی که تصویرگران به غزل حافظ کم توجه بودند می‌بینیم هنرمند با استعداد دیگری تصویرگری‌های بسیار خوبی از دیوان شاعر نزدیک به دوره حافظ انجام داده است، مثلا بهترین تصویرگری که در دوره حافظ بوده، تصویرگری دیوان سلطان احمد جلایر است که به احتمال زیاد کار جنید نقاش است».

آغداشلو در ادامه یادآور شد: «بعد از این تصویرگری در دوره حافظ نسخه مصور قابل توجهی نمی‌بینیم و بعد از آن می‌رسیم به دوره تیمور که این دوره آغاز شکوفایی نگارگری ایرانی است اما به قرن دهم که می‌رسیم تصویرگری‌ها، نمونه‌های مصور و تصویرگران زیادتر می‌شوند. شاید در این دوره بهترین نقاشی مربوط به نقاشی سلطان محمد نقاش است که در دیوان حافظ تصویری از او آمده که خود این تصویر قصه‌ای دیگر است».

این نقاش با بیان این که هر تصویرگری جهان آفاق حافظ را با جهان آفاق خودش سنجیده است، خاطرنشان کرد: «اصل این است که هر تصویرگری روایت خودش را از اشعار مصور کند. در بسیاری از این مصور‌ها می‌بینیم که اصل قصه کنار می‌ماند مثلا همین نقاشی سلطان محمد آشکار می‌کند که نحوه برداشت هنرمند از صحنه چقدر می‌تواند، شخصی باشد و چقدر از روی رفع تکلیف، متأسفانه این رفع تکلیف را مکرر در آثار تصویرگران از شعر حافظ بسیار دیدم».

وی ادامه داد: «شاید این نگارگران نیز مانند من تصور نمی‌کردند که بتوانند با نقاشی جهان آفاق حافظ را در تصویر بریزد، برای همین تصویر را با شلختگی پر می‌کند».

آغداشلو سپس با بیان این که جهان حافظ قابل تأویل و تفسیر است، متذکر شد: «اگر کسی جرأت پیدا کند که جهان حافظ را به تصویر بکشد، ناگزیر نقاشی او انتزاعی می‌شود چرا که مجموعه‌ای از نور، رنگ و عناصر متافیزیکی می‌شود، به همین دلیل بود که تصویرگری شعر حافظ به قهقرایی رفت و ساده‌تر شد و بیشتر حالت یک شوخی گرفت».

این تصویرگر در ادامه توضیح داد: «ما از قرن 13 نمونه‌ای قابل ذکر از تصویرگری شعر حافظ سراغ نداریم، شاید در عصر ما با کشف مجدد حافظ توسط عموم و اهل معنا و تحقق تصویر قابل تأملی به وجود آید».
وی اضافه کرد: «گله‌ای که دارم این است که چرا هیچ مفسری به من نمی‌گوید شعر حافظ خوب است، اما من با انضباط هولناکی برای رسیدن به این توضیح کتاب‌های مایل هروی را خواندم و به چیزی جز معنی لغوی نرسیدم».

آغداشلو در ادامه با بیان این که تا معنی دقیق اشعار حافظ آشکار نشود هر تصویرگری از دیوان حافظ دون شان این شاعر است، گفت: «کار تصویرگری دیوان نابغه عظیمی چون حافظ عموما منجر شد به تصویرگری زنی که گریه می‌کند و پای کسی را می‌بوسد، بنابراین معنای شعر حافظ با این گونه تصویرگری‌ها تقلیل یافت».

این تصویرگر افزود: «من هر حافظی که تصویرگری داشت به دستم می‌رسید آن‌ها را می‌کندم و از این بی‌حرمتی و بی‌ادبی در حق این انسان بزرگ، به خود می‌پیچیدم، البته امروز خوشبختانه با ظهور استادانی مثل استاد فرشچیان‌ که کار نگارگری را جدی گرفتند و حافظ را می‌شناسند، شاید روند تصویرگری از دیوان حافظ بهبود یابد».

وی در پایان تأکید کرد: «این نسل جدید اگرچه مسایل پیش پا افتاده از شعر و جهان‌بینی حافظ را به تصویر کشیدند و حتی به ذره‌ای از جهان پهناور او دست نیافتند اما حداقل به حافظ بی ادبی نکردند».

کد مطلب 20474

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =