در گذشته‌های نه چندان دور، نگرانی اندیشمندان ایران، بی‌سوادی یا کم‌سوادی بخش اعظم سطوح هرم سواد در کشورمان بود.

 پس از رفع این عارضه نامطلوب در طبقات اجتماعی، به تدریج پدیده ناخوشایند دیگری نمایان شد؛افزایش بیکاران و جویندگان کار به ویژه در میان تحصیلکرده‌ها که متاسفانه فضای لازم برای جذب این نیروهای ارزشمند فراهم نشد. حال آنکه در عارضه‌یابی این پدیده، عواملی چون عدم جذب سرمایه‌گذاری کافی داخلی و خارجی به ویژه جذب تکنولوژی‌های جدید، نیازمند حضور متخصصان تحصیلکرده است.

در نتیجه می‌بینیم در گزارشات می‌آید که یافتن کار برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه به مراتب سخت‌تر از کم‌سوادان یا بی‌سوادان است. بی‌تردید، سطح توقع این گروه تحصیلکرده با سطوح زیرین هرم سواد قابل مقایسه نیست اما دیده می‌شود که این تحصیلکرده‌های جوینده کار حتی برای دستیابی به شغلی ساده نیز باید ماه‌ها، بلکه تا دو سال در جست‌وجو باشند. برابر رقم اعلام‌شده مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری، حدود 13درصد برآورد شده است و باز برابر آمار اعلام‌شده توسط این مرکز در سال گذشته، حدود یک میلیون نفر شغل خود را از دست داده‌اند.

اما به نظر می‌رسد از 5/2 میلیون شغل وعده داده‌شده برای سال 90، موفقیتی در ایجاد بیش از یک میلیون شغل تا پایان سال‌جاری حاصل نشود. بعید به نظر می‌رسد از 5/2 میلیون شغل وعده داده‌شده برای سال 90، دولت موفق به ایجاد بیش از یک میلیون شغل تا پایان سال‌ گذشته باشد. جوانان دهه60 نیز با رشد جمعیتی 6/3 درصدی، اکنون به مرحله تقاضا رسیده‌اند، بنابراین هرساله باید هم برای کسانی که شغل خود را از دست می‌دهند شغل ایجاد کرد و هم برای آنها که به تازگی به جوانان جویای کار پیوسته‌اند. البته تحقق این هدف با توجه به چشم‌انداز جاری و پیش رو، قدری خوشبینانه به نظر می‌رسد.

برابر آمارها در بخش‌های صنعتی ظرف سه سال (86 تا 89) مشاغل ایجادشده از 144هزار نفر به 131هزار نفر کاهش یافته است که کاهش میزان سرمایه‌گذاری از 225هزار میلیارد در سال 86 به 190هزار میلیارد در سال 89 هم نسبت سرمایه‌گذاری به ایجاد شغل را تایید می‌کند و هم دلیل دیگری در کاهش شغل است. در سال 89 سهم خدمات در ایجاد اشتغال که سهم زیادی در بهره‌وری ندارد، 50درصد افزایش یافت در حالی که در کشاورزی 33درصد و در صنعت 33درصد کاهش نشان می‌دهد.

بی‌تردید، ایستایی و تداوم افزایش قابل پیش‌بینی این پدیده یعنی بیکاری به ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی نیز می‌انجامد؛ ناهنجاری‌هایی نظیر بالارفتن سن ازدواج، وابستگی جوانان در سنین بالا به کمک‌های اقتصادی خانواده و به نوعی تحمل فشار روحی و انتقال فشار مالی بر پدر و مادر، سرخوردگی از تحصیل در میان سایر جوانان که در نهایت زمینه‌ساز عارضه نگران‌کننده افسردگی و یأس در میان سرمایه‌های تجدیدنشدنی این مرز و بوم می‌شود. میل به مهاجرت به هر قیمت نیز از جمله بازیافت‌های حاصل از بیکاری به ویژه در میان تحصیلکرده‌هاست. حال برای جلوگیری از هدررفت این نیروهای سازنده چه باید کرد؟ نیروهایی که بدون برخورداری از توانمندی‌های آنان، دستیابی به توسعه‌یافتگی را ناممکن می‌کند. پیشنهادات خود را به دو بخش کوتاه‌مدت و بلندمدت تقسیم می‌کنم:

الف- راهکارهای کوتاه‌مدت

1- رفع موانع ناشی از راکد ماندن حجم قابل توجهی از ظرفیت‌های تولید در بخش‌های مختلف کشور

2- تکمیل پروژه‌های نیمه‌کاره با پشتیبانی و دستگیری از مالکان پروژه‌ها

3- به جای هدایت منابع بودجه‌ای برای کمک مالی مستقیم به بیکاران (که جز تنبل‌پروری و سوءاستفاده عده‌ای فرصت‌طلب نتیجه دیگری ندارد) این کمک به بنگاهداران از طریق حذف حق بیمه کارفرما، کاهش مالیات و تامین بار مالی ناشی از هدفمند کردن یارانه‌ها اختصاص داده شود.

4- رفع موانع فضای کسب و کار و تلاش در جهت بهبود آن با پرداخت مطالبات بخش خصوصی، ارایه تسهیلات بانکی و سرمایه در گردش به واحدها و بنگاه‌های متعهدی که در مقوله تحریم‌ها و رکود حاکم با مشکل جدی روبه‌رو هستند، الزامی کردن اجرای ماده 28 برنامه برای بانک‌های عامل، ادامه سیاست برد- برد و مذاکره برای رفع تحریم‌ها

5- ارایه مشوق‌های لازم به بنگاه‌ها و موسساتی که نیروهای جدید به ویژه از سطح لیسانس و بالاتر را به همکاری دعوت می‌کنند. (عملی و سریع و نه وعده‌ای(

6- تامین رایگان هزینه آموزش تکمیلی کاربردی فارغ‌التحصیلان دانشگاه در مراکزی همانند سازمان مدیریت صنعتی و مرکز آموزش اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها و مراکز فنی و حرفه‌ای در سطوح دیپلم و فوق‌دیپلم (آموزش تکنسین)

ب- اقدامات بلندمدت

1- پیوند بخش تئوریک در اقتصاد با بخش اجرایی و عملیاتی (دانشگاه‌ها با بنگاه‌های تولیدی) در جهت ایجاد توانمندی فارغ‌التحصیلان برای شروع کار و ایجاد بهره‌وری سریع در واحدها

2- تامین مسکن ارزان‌قیمت برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها برای کاهش نیاز مالی آنها و پذیرش کار با حقوق و مزایای کمتر

3- ایجاد امکان برای حضور فارغ‌التحصیلان ایرانی در پروژه‌هایی که در تفاهم‌نامه‌ها و موافقت‌نامه‌های همکاری با کشورهای خارجی منعقد می‌شود. (به ترتیب نام‌نویسی آنها در مراکز کاریابی قابل اعتماد یا سایتی که به این منظور راه‌اندازی و توسط هسته‌هایی همانند وزارتخانه جوانان مدیریت می‌شود.)

4- دولت در بودجه تحقیقاتی وزارت علوم و آموزش عالی پیش‌بینی کند که فارغ‌التحصیلانی که توفیقی در یافتن شغل نداشته‌اند، پس از فارغ‌التحصیلی به مدت دو سال در پروژه‌های تحقیقاتی دانشگاه مربوطه به کار گمارده شوند و تا زمانی که ظرف این دو سال وارد بازار کار نشده‌اند از حقوق ماهیانه برخوردار شوند.

در این صورت، باید هماهنگی‌های لازم از طریق دانشگاه مربوطه با وزارتخانه‌های دیگر، تشکل‌ها و بخش خصوصی برای اخذ پروژه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی به عمل‌ آید. بدیهی است، ظرف این دو سال، جوان فارغ‌التحصیل با آرامش بیشتری در جست‌وجوی شغل مناسب خواهد بود.

 

کد مطلب 207655

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • حسینی IR ۱۲:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۰
    0 0
    با سلام وخسته نباشید اشتغال یکی از بحثهای بسیار جدی و غیر قابل انکار درایران و متاسفانه معضلی است که تمامی اقشار جامعه را درگیر خویش نموده است .اشتغال یکی از حلقه های زنجیره اقتصاد است و این زنجیره بایست در تمامی سطوح ترمیم و مرمت گردد و الا باز هم مشکل پایدار و یا به نوعی نشدنی است . 1-اولین گام اینکه در بخش فرهنگی موضوع که متولی آن رسانه ها جراید مدارس و ...می باشند تعریف آنها از اشتغال چه بوده است و انتظارات و توقعات را در جامعه چگونه ارزیابی نموده اند 2-نهادها و ارگانها و سازمانهای درگیر با مسئله اشتغال چه تمهیدات و چه امتیازاتی را در برنامه های خویش کنجانده اند که کاستی های آن با تشکیل سمینارهای از جنس خود بنگاه ها و خیر خواهان بررسی و تدوین گردد. و خیلی مسایل دیگر که متاسفانه در این صف