اما شاید تابحال به این موضوع فکر نکرده باشیم که برای استفاده از وسایل ارتباط جمعی نیز که هر روزه با آنها سروکار داریم باید به مهارتی دست بیابیم که بتوانیم به صورت فعال و انتخابی با محصول این وسایل یعنی پیامها روبرو شویم.و اینکه این پیامها به چه دلیل و انگیزهای با هزینه های گزاف هر روزه تهیه می شود و برای ما ارسال می شود. ما چطور در معرض آنها قرار می گیریم و آن پیامها چه تاثیراتی را بر ما خواهند گذاشت.
بطور مثال مدیران هالیوود به چه انگیزهای هر ساله با هزینههای شگفت و میلیاردی فیلمهایی را به بازار سینمای جهان عرضه میکنند؟ در چه اندیشهای هستند و چه بهرهای از این فیلم ها می برند و چه تاثیری بر روح و فکر و اندیشه مخاطب خود خواهند داشت و چگونه بر روی افکار و کردار مخاطب خود در آینده برنامه ریزی می کنند.
بدون تردید نگاه صرف اقتصادی به هیچوجه تنها هدف این مجموعه و سایر مجموعههای رسانهای در جهان نبوده و نیست، در سادهترین دلیل مواجهه با محصولاتی این چنینی، تغییر ذائقه و تزریق فکر تولیدکننده است که مخاطب و مصرفکننده را هدف قرار داده و در تلاش است تا کاربر خود را در نقطه نهایی مست و مدهوش خود کند؛ در این نقطه علاوه بر عطش نیاز به خود، هر کالا و خدماتی را میتواند به مخاطب عرضه کند؛ چرا که مشتری خود را قبلتر با شیوههای مختلف، جذب کرده است.
رسانه در هر نقطهای چنین وجهی دارد که اغلب برای کاربران یک رسانه مغفول است و کمتر به این وجه نگاه میشود. و باید چرایی این غفلت را در ضعف سواد رسانه ای جستجو کرد...






نظر شما