۰ نفر
۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۳

پیشکش به ساحت قدس سیده نساءالعالمین<BR>

 
سر به طاق عرش ميسايد به شادي کاه تو
گرنشيند بر سرش گردي ز خاک راه تو

 

اي که ميگردد به گردت يکسره خورشيدها
روشناي هر دو عالم از فروغ ماه تو

 

«در صراط مستقيم اي دل کسي گمراه نيست»
خود صراط مستقيم است آن که شد گمراه تو

 

درک معناي تو ممکن نيست با سعي حکيم
عقل سرگردانتر از عشق است بر درگاه تو

 

چرخ گردون بيتامل باژگون خواهد شدن
گر نباشد لحظهاي گرديدنش دلخواه تو

 

در خبر آمد علي با حق و حق هم با علي است
جسم حق جان يافت از آن دم که شد همراه تو

 

آن که آتش ميزند در خرمن ما غافل است
واي از آن روزي که گيرد دامنش را آه تو
 

کد مطلب 209427

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 24
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۸:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۵
    9 11
    خود صراط مستقیم است آنکه شد گمراه تو یعنی چی؟؟ شاید منظور همراه تو بوده!
    • کوروش IR ۲۰:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۵
      11 2
      خب شاعرانگی این مصرع در همون تضاد بین گمراهی و صراط مستقیمه دیگه ...
    • بنده خدا IR ۲۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۵
      8 1
      منظور شاعر مقام والای ایشان است که حتی اگر از فرط علاقه به ایشان گمراه هم شوید باز این گمراهی شما را به راه راست هدایت خواهد کرد.
    • بدون نام IR ۱۳:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      1 2
      یعنی اگر عاشق تلاش کند به راه پاک آن عزیز دست یابد باز از فرط بزرگی آن گمراه می شود و گمراه است و نمی تواند به نهایت آن راه دست یابد با این حال در این سعی گمراه کننده هم باز هم در صراط مستقیم است چون قدم در این راه گذاشته است.
  • اسد IR ۲۲:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۵
    5 1
    سید نفست گرم
  • بدون نام IR ۲۳:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۵
    2 6
    من مخالفم. گمراه بار معنایی اش به ساختار این شعر نمی خورد و خود باعث گمراهی است.
    • بدون نام IR ۱۳:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      0 1
      عزیزم این گمراهی عین راه است. به نوعی نقبی به تاریخ و متهم کردن شیعیان دارند این که پیش از این گذشتگان فکر می کردند تسمک جستن به ائمه گمراهی است لذا شاعر به این گمراهی می نازد چون آن را عین صراط مستقیم می داند
  • مسعود LU ۰۲:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    4 2
    سید جان شعر عمیق و قشنگی در وصف بانوی بزرگوار سروده اید. قلمت همواره سبز...
  • بدون نام IR ۰۲:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    5 9
    وقتی که خبرنلاین این باشه بایدهم این بچه سوسول ابوعطابخونه.... روزگارفرهنگ جامعه چه شده که این بچه بازی هادرآن باب شده... تقصیرنداریدبیش ازاین سوادی ندارید.
  • بدون نام IR ۰۲:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    1 2
    واژگون ،نه باژگون.بیسواد!
    • بدون نام IR ۱۲:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      9 1
      باژگون در شعر فارسي پيش ازاين هم آمده نمونه اش درشعر شاملو . بي سوادي خودمان را به ديگران نسبت ندهيم.
    • بدون نام IR ۱۳:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      4 0
      عزیزم دامنه ی لغات ات فقیر است غنی اش کن با خواندن. خواندن متون فارسی. آن وقت قضاوت کن و نظریه در کن.
  • بدون نام IR ۰۲:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    2 8
    قربان فاطمه هربچه ننه ای می خوادبگه که کسیه حتی بانام توای فاطمه.
    • بدون نام IR ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      5 1
      این درگاه درگاهی همگانی است حتی برای توی عقده ایی که تاب دیدن شعری در رسای ان بانوی کریم را نداری.
  • بدون نام US ۰۵:۵۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    2 3
    ‫دستت درد نکند، ولی نثر شما از نظمتان بهتر است.
    • بدون نام IR ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      2 4
      به احتمال زياد شما شعر چنداني از ايشان نخوانده ايد
  • بدون نام IR ۰۷:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    3 8
    شاعرک صفلکی خودش راه مستیقم گم کرده،حالامی خوادکه....عجب دکونی شده این انلاین کذب
    • بدون نام IR ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      5 0
      گمراهی بزرگ تر این خود بینی جناب عالی است جانم. شما آن چنان در مرتبه بالا نشسته ایی در مورد دیگران قضاوت می کنی کانه خودت عین صراط مستقیمی. فکر نمی کنی کمی تا قسمتی خودپسندی دامنگیرت شده است وگرنه کسی که همه هستی وجودش یعنی افکار و منیات و استدلالات اش را رو کرده است و به قضاوت دیگرانی همچون توی بی انصاف ریخته نمی تواند گمراه باشد حتی اگر هم باشد لااقل این شانس را دارد که دستش بگیرند و به راه آورند اما چون تویی که همواره در مقام قضاوت دیگران نشسته ایی هرگز راه روشن را پیدان نمی کنی و نخواهی کرد این را نوشتم تا منبعد از این دیگر در مورد دیگران خصوصا این سید بزرگوار این طور قضاوت نکنی و اگر هم نقدی داری به افکار و نوشته هایش داشته باشی نه به خودش چون قضاوتت پشیزی ارزش ندارد
    • تهران 29 IR ۱۹:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
      0 0
      برای بدون نام دوم: ماشا ا.. قلم تندی دارید. همه را از بالا تا پائین نواختید. خوشم اومد ؛))
  • بدون نام IR ۱۰:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    1 0
    به من نظر من مقصود شاعر این بوده : کسی که به راه تو آمده و راهی که خودش قبلاً می رفته را گم کرده است ، در صراط مستقیم است.
  • بدون نام IR ۱۱:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    2 1
    با يک شعر در مورد سيد نبايد قضاوت کرد سيد در خيلي از قالب هاي شعري تجربه موفق داشته حتي شعرش گاهي از نثرش بهتربوده. اميدوارم به زودي کارهايش را منتشر کند.
  • عجب US ۱۴:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    2 6
    قربان، شما اینجا یادداشت می نوشتید، بالاخره توی طیفی که تزش در روزنامه نگاری، رفاقت و شخصی نویسی و کیمیایی و عدم شفافیت و اینهاست شناخته شده اید حالا در ازاری حق التحریرتان مردم باید شعر موزون و مقفای شما را هم بخوانند ؟ چه کی تشخیص داده شما واقعن شاعر خوبی هستید ؟ چرا باید شعر شما را بخوانیم ؟ یعنی این فضا که برایش به هرحال هزینه ای اختصاص داده شده ملک طلق شماست که هرچه خواستید بنویبسید ؟ فکر نمی کنید این همه تریبون به خاطر کفایت و قلم شما نیست که دستتان است بلکه نتیجه انحصار طلبی است و ....چسبیدن و بی ضرر بودن...یادداشت های آبکی و به ظاهر تند شما در روزنامه روزگار هم یادمان هست...
    • مصطفی ترک همدانی IR ۲۱:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۷
      0 0
      سلام جناب عجب! چنانکه فرمودید اینجا ملک طلق ایشان برای تراوشات مغزیشانست. شاید همچون منی ببیند و اصلا نخواند و همچون شمایی بخواند تا آخرش! برادر من اینجا جایی برای نوشتنست و اظهارنظر کردن پس خرده نگیر اگر نمی پسندی
  • مسعود LU ۲۲:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۶
    1 0
    برای اونایی که میان جو رو خراب می کنن و نسبت به این شعر مقدس اظهار کم لطفی و نقد می کنن متاسفم.. اگه ابراز وجود می کنین اینجا جاش نیست ... سید ادامه بده . کارت رو دوست دارم