شلوغی اش، هم کلافه ام کرد و هم، متحیر. اگر این همه کتابخوان داریم، چرا سرانه مطالعه در کشورمان روزی 3-4 دقیقه یا در رویایی ترین آمار، 17-18 دقیقه در روز است؟ و اگر این همه کتاب خر داریم، چرا تیراژ کتابها از 1000و2000بالاتر نمی رود؟
غرض دیروزم از نمایشگاه رفتن، دیدن رضا امیرخانی، نویسنده با اخلاق و ارزشمند و کاربلد و بامعرفت کشورمان بود. با انتظار دریک صف 7-8 دقیقه ای برای خریدن کتابش و یک سلام علیک 10-15 ثانیه ای، کارم در نمایشگاه تمام شد. خواستم در همین اندازه بگویم به عنوان بک کتابخوان ، ارزش کارهایش را می فهمم.
دوست داشتم سیدمهدی شجاعی را هم ببینم و به خاطر آخرین کتابش (در باره مدعیان انتظار ظهور حضرت حجت)، ستایشش کنم که نبود. بسان اویس فرنی به او سلام کردم و از ازدحام و گرمای شکنجه گاه کتاب گریختم.
"کمی دیرتر" سیدمهدی شجاعی را توصیه می کنم حتما بخوانید. بعیداست در میان منتظران متنوعی که او ترسیم کرده است، خودتان را پیدا نکنید. "قیدار" امیرخانی را فقط 10-15 صفحه اش را در مدتی کوتاه خواندم. شاهکار است. مثل همیشه. بخوانیدش.







نظر شما