نشستی با موضوع "سرانجام انقلاب اسلامی" با حضور عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران از سوی بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش ایسنا، سلیمی نمین در این برنامه اظهار کرد: انقلاب اسلامی پدیده‌ای نیست که محدود به زمان و مکان باشد. همان طور که آرمان‌های اسلام نیز در محدوده زمان و مکان نیستند و چون انقلاب اسلامی هم منبعث از آرمان‌های اسلامی است افول ندارد.

 به گزارش خبرآنلاین مهم ترین بخشهای سخنان وی را می توانید در ادامه بخوانید:

  •  اگر انقلاب اسلامی یک آرمان محدود به زمان و مکان می‌شد که یا به آن آرمان می‌رسید و یا در رسیدن به آن دچار ضعف می‌شد، می‌توانستیم از افول آن صحبت کنیم؛ اما انقلاب اسلامی بازگشت به ارزش‌هایی را مطرح می‌کرد که بشر همواره تلاش می‌کرده به آن آرمان‌ها نزدیک شود.

 آقای منتظری با قاطعیت امام مخالف بود

  •  در مورد مهدی هاشمی برادر داماد آیت‌الله منتظری صف‌آرایی دو نگرش در میان مدیران درون انقلاب وجود داشت، یک نگاه منبعث از آرمان‌های اصیل و قانونی بود و یک نگرش هم متاثر از نگاه طبقاتی و نگاه قدرت به قانون بود. یعنی قانون را در خدمت قدرت می‌دیدند. امام (ره) نیز در ارتباط با قتل‌های متعددی که مهدی هاشمی انجام می‌دهد تا مجازات و محاکمه او ایستادگی کامل می‌کند که آقای هاشمی و منتظری نیز با این قاطعیت امام (ره) مخالف بودند.
  •  انتخاب جمهوری به این دلیل بود که جمهوری بهترین وسیله برای تحقق اسلامیت نظام بود. بحث اینکه آیا جمهوریت باقی می‌ماند یا اینکه رای مردم چگونه تاثیرگذار می‌شود، مسئله‌ای بود که در طی این سال‌ها با آن چالش داشتیم.
  • در مسائل اخیر هم به طور مسلم نیروهایی را داشتیم که در صحنه سیاسی جامعه اعتقاد چندانی به اصول پذیرفته جامعه نداشتند و یا به باورهایی رسیده‌اند که منطبق با حرکت اولیه نهضت انقلاب اسلامی نبود و دچار افت شدند و تلاش داشتند که این باورها را به باورهای کلی جامعه تبدل کنند اما به لحاظ ساختاری نتوانستند این باورها را به باورهای کلی جامعه تبدیل کنند.

 خاتمی و موسوی لاری گفتند که بهترین انتخابات‌ را برگزار کردند

  •  وقتی انتخابات نهم ریاست جمهوری صورت گرفت نتوانستند این انتخابات را زیر سوال ببرند؛ اما نتیجه‌اش را هم نپذیرفتند چون اعتقاد چندانی به چرخه قدرت نداشتند و اینکه نخواستند در انتخابات نهم چالشی به وجود آید این بود که نمی‌خواستند با متصدیان سیاسی خود درگیر شوند. در آن زمان آقای هاشمی و کروبی گفتند که ما این امر را به خدا واگذار می‌کنیم یعنی راضی نبودند در صورتی که آقای خاتمی و موسوی لاری گفتند که بهترین انتخابات‌ را برگزار کردند.
  •  انگیزه برخی، قدرت و ثبات در قدرت و تحمیل برداشت سیاسی خود بر ارزش‌های انقلاب اسلامی بود. آنچه به نیروهای جوان و دانشجو برمی‌گردد بحث عدالت طلبی در میان جوانان بود که در این دوره از انتخابات با انگیزه عدالت طلبی و رفع نواقص و ضعف‌ها به میدان آمدند؛ اما یک نقصان وجود داشت و آن این بود که نتوانستیم برای جامعه کسانی که منشاء بی‌عدالتی بودند را مشخص کنیم؛ چون آگاهی به وجود نیاورده بودیم زیرا اگر آگاهی لازم به آن‌ها داده می‌شد هرگز پشت کسانی قرار نمی‌گرفتند که منشاء بی‌عدالتی بودند؛ کسانی که تلاش داشتند با قدرت در عرصه سیاسی مطالباتی را دنبال کنند.
  •  در سال 61 آقای هاشمی برای اینکه نمایندگان به حج بروند مجلس را تعطیل می‌کند که امام نیز به شدت با این امر مخالفت می‌کنند و در دیدار با نمایندگان می‌گویند که چرا مجلس را تعطیل کردید، امروز هیچ عبادتی بالاتر از خدمت به جامعه نیست، در واقع این ارزش برگرفته از اسلام است. اینکه علیرغم مخالفت امام، مجلس در آن سال و سال‌های بعد هم تعطیل شد به جایی رسید که کسانی که منشاء این بی‌عدالتی بودند بعدها در کتاب خاطرات خود از این امر انتقاد کردند که چرا نمایندگان ملت با پول ملت به حج می‌روند.
  •   برای مثال در مورد انتخاب رهبری به صراحت می‌گویند که به جای مجلس خبرگان این امر را از طریق تظاهرات و حرکت‌های خیابانی دنبال کنیم؛ اما قلدری و زورمداری سیاسی یک الگو بود که به تدریج در جامعه‌ی ما محدود شد.
  •  در این دو راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن شاهد ابراز نظرات با برخورداری از یک رشد سیاسی و فرهنگ بالا بودیم.
  • در مسائل اخیر نیز اکثریت جامعه یعنی 24 میلیون می‌توانستند برخوردهای غیرمنطقی با سردمداران جریانی که تلاش داشتند از رای اقلیت استفاده کنند داشته باشند و البته این امر آرزوی دشمنان را محقق می‌کرد؛ اما ملت ما رشد فرهنگی از خود نشان داد که امروز موجب شد تا مسائل را به بهترین وجه ممکن حل کنیم البته نه به این معنا که همه مشکلات جامعه حل شده است، بلکه نوعی بازگشت به روندی داریم که بتوانیم به صورت منطقی مسائل را حل کنیم.
  •  مردم فهمیدند می‌توانند از طریق منطقی به نتیجه برسند؛ لذا با رشد فرهنگی ملت، میزان حرکت‌های خیابانی کاهش پیدا کرد و تلاش بر این شد که مسائل به صورت منطقی پیگیری شود.

 سیدحسن خمینی اشتباهاتی داشته

  •  برخی احزاب سیاسی تمایل دارند ضعف‌های رقبای آن‌ها منجر شود تا کاملا از عرصه سیاسی حذف شوند. این امر تمایل آحاد جامعه نیست و احزاب سیاسی هستند که می‌خواهند رقیب‌شان کم باشد تا راه برای آن‌ها باز شود و به طور مسلم سیدحسن خمینی اشتباهاتی داشته و فضای جامعه تا حدی این واقعیت را روشن می‌کند و آخرین نامه‌ای که از سوی سیدحسن منتشر شد با وجود استدلال‌های دو طرف، باعث ایجاد جمع‌بندی برای مردم می‌شود که این جمع‌بندی ارزش دارد.
  •  نامه اخیر سیدحسن خمینی که بر اساس اقوال دیگران بود، جامعه را نسبت به شخصیت ایشان به رشد واقعی رساند. وقتی مردم نامه ایشان را کامل می‌خوانند و توضیحات ریاست صداوسیما را نیز می‌شنوند جمع‌بندی از شخصیت سیدحسن خواهد داشت البته ما آرزو نمی‌کنیم سیدحسن سرنوشت سیدحسین را پیدا کند و دوست داریم ایشان در راه امام منشا خیر بزرگ برای جامعه باشد البته بستگی دارد که او چطور راه خود را انتخاب می‌کند.

 علت تن ندادن به قانون از جانب خواص

  • این موضوع دلایل مختلف دارد و ما همیشه زیاده‌خواهی را نباید محدود به مسائل اقتصادی بدانیم چرا که برخی از شخصیت‌ها زیاده‌خواهی اقتصادی ندارند بلکه در مورد عنوان و قانون زیاده‌خواه هستند و ما برخی خواص را در عرصه‌های مختلف در طول تاریخ در این زمینه آزمون کرده‌ایم به طور مثال منتظری زندگی ساده‌ای داشت و هرگز زیاده‌خواهی اقتصادی نداشت؛ اما در مورد قانون زیاده‌خواه بود و معتقد به این بود که قانون نباید همان طور که در مورد آحاد معمولی جامعه اعمال می‌شود در مورد او اعمال قدرت کند و همین موضوع علت ایجاد اختلاف امام و منتظری بود که در مورد محاکمه مهدی هاشمی که برادر داماد منتظری بود به اختلاف رسیدند. برخی از خواص هم در عنوان زیاده‌خواه هستند پس ما باید خواص را به صورت فرد، فرد بررسی کنیم که در چه زمینه‌هایی زیاده‌خواه هستند و اینکه آیا می‌توان زیاده‌خواهی‌شان را مهار کرد یا خیر.

 آقای هاشمی درمسائل اقتصادی آدم منضبطی نیست

  •  جامعه ما در زمان ریاست جمهوری هاشمی از او شناختی پیدا کرد که در مسائل اقتصادی آدم منضبطی نیست اما همین جامعه در مسائل مشورتی و فکری به هاشمی رای می‌دهد و او در انتخابات خبرگان رهبری رای قابل توجهی را کسب می‌کند. جالب اینجاست که آن انتخابات را دولت نهم اجرا کرد و این موضوع نشان می‌دهد که هاشمی به لحاظ استدلالی دچار تناقض است چرا که انتخاباتی را که توسط دولت نهم اجرا می‌شود و او رای می‌آورد را خوب می‌داند اما انتخاباتی که از سوی دولت نهم اجرا می‌شود اما طیف مورد علاقه ایشان رای نمی‌آورد را بد می‌داند.
  •  امروز جامعه نسبت به خواص خود اشراف پیدا کرده است و آنها را در جایگاه‌های مهم بر اساس شناختی که نسبت به آن‌ها پیدا می‌کند قرار می‌دهد پس امروز می‌توانیم به راحتی نسبت به توانمندی‌ها در عرصه نیروهای انسانی به قضاوت منطقی برسیم. البته خواص نیز باید به رای مردم تن در دهند و خاضعانه و متواضعانه در برابر رای مردم حاضر شوند.

 چرا مشایی مناظره نکرد

  • مشایی از جمله ضعف‌های دولت اخیر است و ملت با علم به اینکه احمدی نژاد در این زمینه ضعف دارد و او را در زمینه فکری دچار مشکل می‌داند انتخاب کردند و مسائل فکری را نمی‌خواهد از دولت دریافت کند.
  •  من مشایی را آدم متملقی می‌دانم و اینکه بخواهیم او را شخصیتی تئوریک بدانیم را قبول ندارم و این موضوع مورد پذیرش جامعه نیست چرا که معتقدم مشایی با یکسری تملقات توانسته در دل رییس جمهور جا باز کند البته ملت این شیوه را نمی‌پسندد. چون شاهدیم بسیاری از نخبگان قبلا با این شیوه از مسیر جامعه خارج شده‌اند به طور مثال هاشمی توسط تملق‌های جریان چپ از دایره بهره‌برداری مردم به دور رفت و مردم نتوانستند از این توانمندی به طور شایسته استفاده کنند. اما تفاوت امروز در این است که مردم با علم به ضعف احمدی‌نژاد به او رای داده‌اند. علیرغم اینکه دلبستگی خاصی به تملق‌گویی مشایی دارد البته تملق‌گویی مشایی در مورد احمدی‌نژاد با تملق‌گویی‌های جریان چپ در مورد هاشمی در گذشته تفاوت دارد چرا که آنها از منظر مادی بود و مشایی از منظر دینی تملق می‌کند و آدمهای متملق می‌دانند با هر کسی از چه زاویه‌ای وارد شوند.
  •  ملت ایران نسبت به کارایی تملق حساسیت دارد و با این شناخت کارایی افرادی مثل مشایی به حداقل می‌رسدجامعه از توانمندی کسی که انتخاب کرده است بهره می‌گیرد و از ضعف‌های او دور می‌ماند.
  •  اگر جامعه شناخت نداشته باشد حرف شما درست است، اما امروز در این زمینه کسانی که آقای احمدی‌نژاد را انتخاب کرده‌اند بسیار بیشتر از دیگران حساس هستند و شاهدیم نمایندگان مجلس و روزنامه‌های حامی دولت دراین زمینه واکنش نشان داده‌اند به طور مثال کیهان دیروز با شکایت مشایی به دادگاه رفت. روزنامه‌ای که بیشترین دفاع از احمدی‌نژاد را کرده است بیشترین حساسیت به موضوع مشایی را دارد.
  • وقتی می‌دانید ضعف‌ها و قدرت‌ها کجاست با درایت می‌توانید از قدرت‌ها استفاده کنید و ضعف‌ها را مهار کنید و باید بگویم نمی‌توان در عرصه سیاسی افرادی را پیدا کرد که ضعف نداشته باشند و اگر در مورد مشایی در جامعه آگاهی وجود داشته باشد لطمه‌های این مشکل به حداقل ممکن می‌رسد.
  •  این حرکت که جامعه را به یاران هاشمی و یاران مقام معظم رهبری تقسیم شود توسط خود مشایی شکل گرفت که البته با آن برخورد شد و باید بگویم این حرکت از جانب دست و پای آقای مشایی بود که ره به جایی نبرد و من نه تنها در این قضیه نقشی نداشتم بلکه نسبت به آن حساسیت داشتم.
  •  در چند ماه گذشته حرف‌هایی در جامعه مطرح بود که چرا سران فتنه دستگیر نمی‌شوند و غیر از این دو خواهر و برادر، بحث از دستگیری میرحسین موسوی، کروبی، شخص هاشمی و دیگران نیز به میان آمد و باید این سوال را پرسید اینکه جامعه ما توانست نسبت به یک حرکت گسترده که نظم را در جهان به هم زد هوشمندانه عمل کند، حاصل چیست؟
  •  اگر عناصر ساده‌اندیشی در مسائل سیاسی مطالبه‌ای را مطرح کردند که از قدرت اکثریت استفاده کنند و بلافاصله آنها دستگیر می‌شدند حاصل جز غامض‌تر شدن مسائل سیاسی نبود و اگر امروز جامعه نسبت به حسن خمینی شناختی پیدا می‌کند به خاطر این است که او می‌تواند حرف بزند و صحبت‌هایش در روزنامه‌ها منتشر می‌شود و مردم می‌توانند تشخیص دهند که آیا او پختگی سیاسی لازم را دارد یا خیر و این موضوع موجب شکل‌گیری آگاهی در جامعه می‌شود که باعث می‌شود دشمن به اهداف خود نرسد پس باید بگویم با دنبال کردن دستگیری‌ها مسئله حل نمی‌شود و آنچه امروز اتفاق افتاد این بود که افراد خودشان وقتی خود را به جامعه عرضه می‌کنند دچار مشکل می‌شوند و امروز دعوای گنجی و مهاجرانی سودبخش واقع شده است، چرا که مردم با شنیدن صحبتهای آن‌ها از واقعیت آگاه می‌شوند.
  •  جامعه با آگاهی‌هایی که به دست می‌آورد متوجه می‌شود برخی سردمداران مطالبات به حق مردم حرف واقعی‌شان چیست و حقیقت برای جامعه روشن می‌شود.

 مسجدجامعی گفت مهاجرانی نخواهد گذاشت که شما روزنامه راه بیندازید

  •   مهاجرانی را مستبد‌ترین آدم در وزارت ارشاد می دانم. مهاجرانی ظاهری دموکرات دارد و طبیعی است اگر جوانان ما امروز از واقعیت آگاه نشوند نمی‌توانند آگاهانه تصمیم بگیرند.
  • اینکه در زمانی مهاجرانی آزادی در بالاترین حد بود من به عنوان علاقمند به شما می‌گویم که این طور نیست؛ چرا که مهاجرانی در دوران وزارت خود یک جریان سیاسی را در عرصه‌ی مطبوعات ایجاد کرد و برای آن جریان سیاسی رسانه‌های متعدد رقم زد در حالی که از من که در آن زمان روزنامه‌نگار بودم بپرسید چرا روزنامه‌ام متوقف شد، می‌گویم این موضوع به خاطر آزادطلبی مهاجرانی نبوده است و آزادطلبی با باند بازی او تفاوت می‌کند.
  •  بعد از 13 سال که خواستم روزنامه بزنم آقای مسجدجامعی به من گفت مهاجرانی نخواهد گذاشت که شما روزنامه راه بیندازید پس این طور نبود که او آزادی‌طلب باشد بلکه می‌خواست تفکر خود را از طریق کثرت رسانه‌ای القا کند و در این راه به نیروهای سیاسی مدنظر خود مجوز می‌داد تا از طریق کثرت پیام رسانی منویات خود را القا کند. من مدیر مسئولی‌ام را از خاتمی در کیهان گرفتم اما هیچ وزیری را در وزارت ارشاد دیکتاتور‌تر از مهاجرانی ندیدم. 
کد مطلب 45528

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۱:۲۵ - ۱۳۸۸/۱۲/۱۶
    0 0
    با نظرات جناب سلیمی نمین موافق هستم و از اطلاع رسانی شما ممنونم .

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین