سه شنبه 2 آبان 1396
یکشنبه 11 مهر 1395 - 13:57:42 چاپ

نوازندگان «جز» در کافه‌خبر: پاتوقی برای ما وجود ندارد

حوزه موسیقی ما بیمار است | هیچ‌کدام درباره موسیقی احساس مسوولیت نمی‌کنیم

فرهنگ > موسیقی - نوازندگان موسیقی جز از این جهت به همکاران خود نقد دارند که هیچ یک حمایتی از دیگری ندارند و حتی حاضر به خرید بلیت کنسرت نیستند.

سیامک قلی‌زاده و سمانه فراهانی: موزیسین‌های جز (jazz) رفاقت‌های دیرینه ای با یکدیگر دارند. تعدادشان انگشت شمار است و در کنار هم اما تحت عنوان گروه‌های مختلف می‌نوازند. البته برای نواختن موسیقی جز پاتوقی ندارند و معتقدند به ناچار و البته برای تامین درآمد در گروه‌های پاپ می نوازند. این‌ها بخشی از حرف‌های دارا دارایی، آرین کشیشی و امیر دارابی است که نماینده گروه‌های مختلف موزیسین‌های جز هستند. این سه نوازنده با حضور در کافه خبر به بررسی وضعیت موسیقی جز در ایران پرداختند.

معمولا حوزه‌های هنری قابلیت جریان‌سازی دارند، اما در ایران و درباره موسیقی جز این جریان‌سازی کمتر اتفاق می‌افتد. موسیقی جز اساسا می‌تواند یک جریان اجتماعی بسازد؟

دارا دارایی: در این سبک‌ بیشتر از آن که ایجاد یک جریان فکری اهمیت داشته باشد، موسیقی اهمیت دارد به همین دلیل جز کمتر از سبک‌های دیگر مسیر فکری خارج از موسیقی ایجاد کرده است. هیچ‌گاه به طور معمول به سمت جریان‌سازی نرفته و بیشتر این خود زبان موسیقی است که اهمیت دارد.

چرا موسیقی جز برای یک طیف گسترده معنا پیدا نمی‌کند و نمی‌تواند عامه مردم را دور خود جمع کند؟

دارا دارایی: جز به لحاظ تکنیک، موسیقی پررمز و راز و پرتنشی برای مخاطب عام است و به همین دلیل بسیاری از آدم‌ها جذب آن نمی‌شوند. در دهه 40 و 50 در آمریکا موسیقی جز شکل عام‌تری به خود می‌گیرد و‌ این به دلیل وجود خواننده در این دست آثار است. اما در شکل‌های آوانگاردتر به دلیل تنش‌ها و تنوع هارمونیک نمی‌توان این سبک از موسیقی را به آسانی شنید و باید شبیه به یک زبان با آن عجین شد. علت کم‌طرفدار بودن این نوع موسیقی هم همین است.

آرین کشیشی: جز یک نوع موسیقی تخصصی است و آن را در دانشگاه تدریس می‌کنند. مانند موسیقی کلاسیک که قشری از آدم‌ها آن را گوش می‌دهند. در این نوع موسیقی متریال زیادی وجود دارد و باید آن را تحصیل کرد تا فهمید. آدم‌هایی که طرفدار این نوع موسیقی هستند یا خودشان نوازنده‌اند و یا موسیقی را خوب می‌شناسند. درباره موسیقی راک شرایط متفاوت است و طیف گسترده‌تری می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند به همین دلیل وقتی جشنواره‌ای برای آن برگزار می‌شود سالنی بزرگ به آن اختصاص می‌دهند، اما کمتر برای سبک جز چنین اتفاقی رخ می‌دهد. جز یک موسیقی سنگین و جدی است. خود من زمانی که می‌خواستم این سبک از موسیقی را یاد بگیرم هدفون می‌گذاشتم و خودم را مجبور می‌کردم که گوش دهم. گوش کردن آن سخت بود چون خیلی از فواصل نت‌ها در آن قابل درک نیست. به همین دلیل همان طور که موسیقی کلاسیک خیلی به لحاظ اجتماعی جریان‌ساز نبوده موسیقی جز هم نمی‌تواند جریانی ایجاد کند چون هیچ وقت گسترده نبوده است.

دارا دارایی: در مقایسه با سبک‌هایی مثل راک، پاپ، متال و ... مهم‌ترین بخش در موسیقی جز متن آوازهاست. جز از یک سری اشعار فانتزی و عاشقانه فراتر نرفته و در آن همواره اعتراضی وجود نداشته است. 



این اجتماعی نبودن از شخصیت نوازنده های جز نشات می گیرد. این نوازنده ها کاری به اجتماع ندارند و بیشتر با ساز خود درگیر هستند.

دارا دارایی: موزیسین‌ها، انسان‌های بی‌حاشیه‌ای به لحاظ برخورد با موسیقی، مخاطب، نوع لباس پوشیدن و ... هستند. در یک کنسرت متالیکا نمی‌توان با جیمز هتفیلد عکس گرفت اما عکس گرفتن با خواننده های پاپ  آسان است. گویا این نوازنده‌ها مرحله ای را به لحاظ شعوری پشت سر گذاشته اند.

آرین کشیشی: ما ستاره جز نداریم اما ستاره راک داریم. این سبک موسیقی طرفدار ندارد و به همین دلیل ستاره‌ای در آن وجود ندارد.

دارا دارایی: به قدری دنیای اصوات و موسیقی بار انسانی دارد که شما هرچه بیشتر درباره آن بدانید دریافت خالص و واقعی‌تری نسبت به پدیده‌های جهان و انسان‌ها خواهید داشت.

امیر دارابی: هر موسیقی چند لایه دارد و هر مخاطبی لایه‌ای از آن را می‌شنود. درباره جز لایه‌ها بیشتر است و آهنگسازان آن برای ساخت نت‌ها نیاز به تمرکز بیشتری دارند و فرصتی برای همراه شدن با جامعه ندارند. 

آرین کشیشی: موسیقی کلاسیک پدیده خارق‌العاده‌ای است و همه چیز در آن به لحاظ آهنگسازی و ... به کمال رسیده است. معمولا موزیسین‌های جز را با نوازنده‌های کلاسیک مقایسه می‌کنند چون در هر دو سبک نوازندگان به شیوه تخصصی‌تری عمل می‌کنند.

ورود موسیقی جز به ایران مربوط به پیش از انقلاب است یا دهه 80 و شکل‌گیری گروه هایی چون «آبرنگ»؟

دارا دارایی: من مطمئن نیستم اما فکر می کنم ورود جز در ایران توسط ارامنه انجام شده و این موزیسین ها از دهه 30 و 40 وارد ایران شده اند و با حضور در ایران این سبک موسیقی را به دیگران آموختند. در دهه 50 تا انقلاب اسلامی تب جز در ایران بالا بود. در آن سال ها صفحه های خوبی در خارج از ایران تولید می شد و به دست موزیسین های ایرانی می رسید. آن ها به دنبال کاور نت به نت بودند. همین کاور کردن به آن ها نکته های بسیاری آموخت. در همان سال ها دوک الینگتون به ایران آمد و کنسرت داد. همین که این خواننده قطعه ای به نام اصفهان دارد نشان می دهد که در آن دوره طیفی از جامعه به دنبال موسیقی جز بوده اند. اتفاقات انقلاب که برای تمامی سبک های موسیقی برابر است و در واقع باعث شد موسیقی روند خود را طی نکند.

زمانی که شما پس از انقلاب در حال راه اندازی این جریان بودید کدام نوازنده را می شناختید که موسیقی جز کار کند؟

دارا دارایی:  آرام اسکندریان اولین موزیسین جزی بود که در زندگی ام دیدم. او با سوت تمامی سلوها را حفظ بود اما به خاطر بسته بودن جامعه ایران در آن روزها هیچ کس را به حریمش راه نمی داد. کم کم با موزیسین های دیگری آشنا شدم و سعی کردیم کارهایی انجام دهیم که البته تجربه های جالبی نبود اما شروعی برای جز نواختن من شد. با آرش میتویی، پویا نیک پور، ایمان جعفری و علیرضا طباطبایی گروهی به نام ایماژ درست کرده و در سال 78 کنسرتی برگزار کردیم. در ادامه علی شکرانی به من کمک بسیاری کرد و به من خط داد که چطور با سلو برخورد کنم. مهم ترین اتفاق برای من آشنایی با ماهان میرعرب بود که هر دو اشتیاق خاصی برای اجرای پروژه ای مشترک داشتیم. با ورود واهاک وایراپتیان به ایران جز برای موزیسین هایی مانند من و ماهان جدی شد. بعد از آن با آبرنگ شروع به کار کردیم که بیشتر به لحاظ یادگیری برای من اهمیت دارد چون قراری به اجرای کنسرت نداشتیم و به سمت تولید موسیقی رفتیم.


پیتر سلیمانی پور و حمزه یگانه چطور اضافه شدند؟

دارا دارایی: فراموش کردم که اشاره کنم بعد از رفتن واهاک من به بند پیتر دعوت شدم. در ادامه پیتر هم در چند اجرای ما ساز زد. حمزه را برای اولین بار در تالار اندیشه دیدم که آمده بود کنسرت ما را ببیند. در کلاس های واهاک فهمیدم حمزه موزیسین جز است و در دوره های بعد به ما اضافه شد.

آرین کشیشی: دوره من شرایط کمی آسان تر شده بود و دوستان پیش از ما جریان موسیقی جز را که حدود بیست و چند سالی وجود نداشت ایجاد کرده بودند. کنسرت پیتر سلیمانی پور اولین کنسرتی بود که باعث علاقه من به موسیقی جز شد. من با شرکت در کلاس های دارا با موسیقی جز بیشتر آشنا شدم. در آن سال ها گروه آبرنگ فعال بود و شرایط هم برای کنسرت گذاشتن راحت تر بود. موسیقی جز طرفداران ثابت داشت و بلیت تمامی کنسرت ها به صورت کامل فروش می رفت. در حالی که این روزها این طور نیست. در آن سال ها موزیسین ها هم از موسیقی جز حمایت می کردند. من تمامی اجراهای آبرنگ را رفتم و به نظرم تجربه آدم ها هنگام نواختن در کنسرت بسیار اهمیت دارد. به نظرم پیتر سلیمانی پور و ماهان میرعرب از جمله کسانی بودند که در نسل ما بسیار به موسیقی جز کمک کردند. امین طاهری، دارا دارایی و در کل تمامی اعضای گروه آبرنگ هم در معرفی جز کمک کردند. به نظرم حمزه یگانه در این عرصه بسیار درست فعالیت کرده و جزء بهترین موزیسین های جز است که تا به حال می شناختیم. در کل پیتر سلیمانی پور، ماهان میرعرب و حمزه یگانه کسانی هستند که بیشترین کمک را به موسیقی جز داشتند و تاثیر زیادی روی نسل ما گذاشتند.

امیر دارابی: من خیلی اتفاقی جز را پیدا کردم. در آموزشگاه پارس پیانو می زدم. این آموزشگاه نقطه پرتاب خوبی برای من بود اما همواره از ساز زدن من تعریف می شد. گروه نایما کنسرتی گذاشته بود و من همان ابتدای کنسرت اجرای پیانوی حمزه یگانه را که دیدم شگفت زده شدم و به مادرم گفتم که دیگر پیانو نخواهم زد. به کلاس های حمزه یگانه رفتم و این اولین جلسه ای بود که من کسی را دیدم که جلوی من جز می زد. مسترکلاس های ماهان میرعرب هم بسیار کمک کرد و او به صورت آکادمیک من را با این موسیقی آشنا کرد.

از زمانی که گروه های «ایماژ» و «آبرنگ» ایجاد شدند تا به حال، ویترین آدم ها تغییری نکرده است و تنها شاگرد شما و حمزه اضافه شده اند اما خیلی ها هم به سراغ موسیقی پاپ رفته اند. به نظر شما روندی که طی شده نشان از رشد موسیقی جز دارد یا خیر؟ مخاطبان نسبت به گذشته کاهش پیدا نکرده اند؟ چرا مخاطبان این سبک از موسیقی ثابت هستند و مخاطبی به جمع طرفداران جز اضافه نمی شود؟

دارا دارایی: مخاطبان و نوازندگانی که به موسیقی جز جذب می شوند، اندک هستند. البته به غیر از آرین و امیر بسیاری از نوازندگان به سبک جز روی آوردند اما چون آدم های گوشه گیرتری هستند در خلوت خود می نوازند و کسی آن ها را نمی شناسد. به نظرم تعداد نوازندگان از زمان ما بسیار بیشتر شده اما این روند ناقص است. مخاطبان روزانه با این سبک موسیقی در تماس نیستند و جای ثابتی برای شنیدن این موسیقی وجود ندارد. حتی در هیچ دانشگاهی این رشته حتی در حد یک جلسه به دانشجویان تدریس نمی شود و همین باعث شده نوازنده های جز به صورت آزاد و از طریق نت این سبک را بیاموزند. سال های آینده اوضاع مسلما بهتر خواهد شد و آدم های بیشتری شبیه به آرین و امیر خواهیم دید. هرچند روند فعلی ناقص است اما خیلی بهتر از گذشته است.

آرین کشیشی: من با دارا موافق نیستم چرا که یک نوازنده همسن من وجود ندارد که در گروه من بنوازد. افرادی که در این عرصه می نوازند هم نسل دارا هستند و نبود همنسلان من در این حوزه به این دلیل است که در زندگی امروز تخصص چندان معنایی نمی یابد. اکثر افراد اطلاعات اندکی دارند و کمتر کسی را می توان یافت که تمام زندگی اش را برای یادگیری یک تخصص بگذارد.  حمزه یگانه روزی چهار ساعت ترومپت تمرین می کند. اگر بخواهید موزیسین درستی باشید باید این کار را انجام دهید اما کمتر کسی را می توان یافت که چنین زمانی را برای یادگیری یک تخصص اختصاص دهد. شرایط به گونه ای شده که هدف تنها پاپ زدن است چون موزیسین ها به دنبال درآمد هستند. مسلما حوزه پاپ نیاز به استاندارد کمتری دارد. در نسل جدید شدیدا ضعف نوازنده سازهای بادی داریم. من برای گروه خودم ناچار شدم از ارمنستان کسی را بیاورم که ترومپت سلو بزند در حالی که در همه جای دنیا نوازنده های بادی از سازهای دیگر بیشتر هستند. نوازنده های خوب هم داریم اما سریع آلوده پول درآوردن می شوند. امکان ندارد فردی عادی از کنسرت گروه آبرنگ لذت ببرد. این نوع کنسرت ها به درد موزیسین ها و یا افرادی که موسیقی را خوب می شناسند می خورد اما موزیسین های ما که همه درگیر اجرا در کنسرت ها، اجراهای ارگانی و ... هستند و افراد موسیقی دوست هم به قدری نیستند که بلیت ها کامل فروخته شود. به نظرم ژانر موسیقی جدی در حال فراموشی است. موزیسین های کلاسیک ما در حال پول درآوردن به شیوه ای هستند که برای موسیقی نیست. تنها علی رهبری که آمده بود نوازنده های ما با نظم و ترتیب نوازنده بودن اندکی آشنا شدند و ناچار به تمرین شخصی بودند. امیر و من با نوازنده های نسل قبل ساز می زنیم چون کسی همنسل ما نیست.

دارا دارایی: امیدوارم موسیقی جدی در ایران از بین نرود. شاید دریافت آرین این باشد اما من فکر می کنم علت دیده نشدن این موزیسین ها این است که شاید هنوز به اعتماد به نفس لازم و انگیزه کافی دست نیافته اند. در شب های جز تنها از عده ای مشخص از نوازندگان دعوت می شود اما به نظر می رسد می توان با فراخوان و یا شیوه های این چنینی بر تعداد نوازندگان جز افزود.

امیر دارابی: من هم معتقدم نوازنده ها هستند اما نشان دادن موسیقی و هنرشان کمتر شده است. در حالی که برای نوازنده بازخوردی که از مخاطب می گیرد بسیار مهم است و جلب نظر مخاطبان رفته رفته سخت تر می شود چون سطح موسیقی که می شنوند کیفیت کمتری دارد.


نوازنده ها از بیرون شما را شبیه به اژدهایی می بینند که عرصه جز را تسخیر کرده اید. شاید حتما پاسخ خواهید داد که مگر کسی ما را به این عرصه وارد کرد. اگر این افراد هم توانایی دارند بیایند ساز بزنند. اما خوب این نوازنده ها هم ساز می زنند هرچند نه در سطح آرین کشیشی و امیر دارابی.

امیر دارابی: وقتی یک موزیسین تصمیم دارد راه درست را طی کند باید این راه بتواند به او کمک کند. شما زمانی که بخواهید موسیقی تان را درست پخش کنید و در عین حال هم ساز بزنید و هم تبلیغ کنید به هر حال یک جایی از کار لنگ می زند. من برای اولین کنسرتی که می خواستم خودم اجرا کنم به قدری برای مجوز و باقی قضایا سختی کشیدم که تنها لحظه شماری می کردم هر چه سریع تر کنسرت تمام شود.

تهیه کننده ها به فکر بازگشت مالی هستند و این حوزه هم که بازگشتی به لحاظ سرمایه گذاری ندارد. تنها یک عاشق می تواند در این حوزه فعالیت کند. مانند همه امور دیگر در موسیقی جز به نظر می رسد این مشکل را هم باید خود نوازنده ها برطرف کنند. راه اندازی یک انجمن یا چیزی شبیه به این.

آرین کشیشی: من دو کنسرت گذاشتم و با این که برای یکی از آن ها تهیه کننده داشتم برای هر دو از جیب پول گذاشتم. شرایط به حدی می رسد که شما می گویید چرا من باید این کار را بکنم به جای آن یک ویدیو می سازم که هزاران بار دیده می شود. انرژی برای من نمی ماند که ده بار به اداره اماکن بروم. برای تهیه کننده هم که بازگشت مالی وجود ندارد. ما ناچاریم پاپ بزنیم که بتوانیم این طرف را هم نگاه داریم. هیچ کدام به نفع دیگری کوتاه نمی آییم. خودمان یکدیگر را حمایت نمی کنیم و این حمایت کردن حتی به خرید بلیت از سوی نوازندگان هم مربوط است. چرا باید یک نفر توقع پنج بلیت میهمان از ما داشته باشد. حوزه موسیقی ما بیمار و ذهنیت ها غلط است. هیچ اتفاقی رخ نمی دهد و به همین دلیل انگیزه ای وجود ندارد. هیچ کدام درباره موسیقی احساس مسوولیت نمی کنیم.

بخشی از این مشکل به منزوی بودن موزیسین ها هم بازمی گردد. در تئاتر بخشی از بلیت ها توسط دانشجویان این حوزه خریداری می شود اما دانشجویان موسیقی آیا به تماشای کنسرت ها می روند؟

آرین کشیشی: چون هیچ کدام دغدغه موسیقی ندارند. دوستانم می گویند چرا می خواهی از ایران بروی؟ و من می گویم که شرایط مناسبی برای ماندن وجود ندارد.

خوب کسانی مانند حمزه یگانه و دارا دارایی ماندند که در ایران پیشرفتی به لحاظ موسیقی جز ایجاد کنند. ممکن است شما فکر کنید که من چه کاری انجام دهم که خودم پیشرفت کنم؟ البته هر دو درست است اما اگر این ها همان زمان رفته بودند الان چه داشتیم؟

دارا دارایی: موسیقی ما بچه ناقص الخلقه ای است که به اندازه موسیقی دنیا رشد کرده اما در شکلی ناقص. البته من قبول دارم که حداقل نوع حمایت کردن یک موزیسین از دیگری این است که اگر وقت حضور در کنسرت را نداریم با شنیدن آلبوم تازه دیگری با او تماس بگیریم و نظرمان را به او بگوییم. هرکس گوشه ای می ایستد و به خود می بالد. این آفتی است که به صورت عام در میان مردم وجود دارد و این در موسیقی هم نفوذ کرده است. در تمام دنیا موسسه های تجاری بزرگ اسپانسر بخش های فرهنگی از جمله موسیقی جز می شوند. نباید تهیه کننده نگران بازگشت سرمایه خود باشد و تنها کنسرت را اجرا کند.

آرین کشیشی: اگر بازگشت مالی وجود داشته باشد که کار فرهنگی نیست. می توان به بازرگانی فرش و ... وارد شد. فستیوال جی وی سی یکی از فستیوال های معروف جز است. کار اصلی آن ها چیز دیگری است و بخشی از فعالیت خود را به کارهای فرهنگی مانند موسیقی جز اختصاص می دهد.


شما در بندهای پاپ فعالیت دارید و این برای من قابل توجیه نیست. درست است که همه نیاز به درآمد دارند اما آن طرف ماجرا هم زندگی آرتیستی وجود دارد. می توان با درس دادن و آلبوم بیرون دادن درآمدهایی داشت. کسانی که به سمت موسیقی پاپ می روند معمولا زمانی برای جز نمی گذارند.

دارا دارایی: میزان جاه طلبی و ایجاد هماهنگی میان این دو حوزه اهمیت دارد. وقتی فضای چندانی برای کسب درآمد در حوزه جز وجود ندارد می توان شانس خود را برای کسب درآمد بیشتر امتحان کرد. بستگی دارد هر کس از موسیقی چه بخواهد. افرادی هستند که زندگی در حال یادگیری و پیشرفت را بیشتر دوست دارند و به موسیقی پاپ مانند شغل نگاه می کنند مثلا آرین تمریناتش را در تورهای کنسرت به همراه می برد و گوشه ای برای تمرین می یابد. این روش در دنیا معقول است.

آرین کشیشی: پاپ نزنیم پس چه کار کنیم. اصلا پول هم داشته باشیم. کجا موسیقی جز بزنیم. متریال و مخاطب نداریم. چقدر در خانه تمرین کنیم. در نهایت ارائه این تمرین ها اهمیت دارد. من از اسفند ماه سال گذشته تا همین چند شب پیش که در کنسرت سیامک عباسی ساز زدم هیچ اجرای پاپی را قبول نکردم اما خوب چه باید کرد. در ایران نوازنده های حوزه پاپ پول خوبی در می آورند اما فکر کنید اگر من به این کنسرت ها نروم باید چه کار کنم؟

دارا دارایی: حضور در پاپ های معمول هم برای خود تجربه ای است. این که شما در آن گروه کار خود را درست انجام دهید و جذابیتی به موسیقی بیافزایید به هر حال مزیت هایی دارد.

شما گروه میرا را داشتید. جریان آن زمان نابود شد. اگر همه به دنبال پاپ کار کردن نمی رفتید آن جریان به جایگاهی می رسید.

دارا دارایی: در هر یک از این پروژه ها مناسباتی باعث ناقص شدن کار شده است. دو نفر از گروه میرا رفتند و همه چیز از هم پاشید.

آرین کشیشی: استانداردهای زندگی برای همه یکسان نیست و اگر کسی کار نکند در تامین هزینه های زندگی دچار مشکل می شود. ما هیچ امنیت کاری نداریم. اگر کسی دستش دچار مشکل شود و نتواند ساز بزند زندگی اش نابود می شود. در کسانی که جز کار می کنند هیچ کس در حوزه دیگری ساز نمی زند. هر کدام سعی کردیم کارهایمان را گلچین کنیم و تنها با گروه هایی کار کنیم که مشکلی با آن ها نداریم. معاشرت با آدم هایی که این کاره نیستند زندگی کردن و ساز زدن اشتباه است. من ترجیح می دهم کارمند یک اداره باشم اما دیدگاهم نسبت به موسیقی تغییر نکند و ایده آل هایم دچار ضعف نشود. عده ای از دوستان ما به قدری درگیر هستند که حتی فرصت تمرین هم نمی یابند در حالی که نوازنده باید حداقل روزی دو ساعت تمرین شخصی داشته باشد.

آرین کشیشی: وقتی کنسرتی را دوست ندارم نمی توانم آهنگسازی خوبی داشته باشم. من دوست دارم در هر قطعه ای آن را به گونه ای بزنم که امضای خودم را داشته باشد. اگر بخواهم در هر کنسرتی ساز بزنم که دیگر نمی توانم فکر کنم و آهنگ را آن گونه که می خواهم اجرا کنم.

هر کدام دو آلبومی را که دوست دارید برای مخاطبان معرفی کنید.

دارا دارایی: منظومه شخصی اثر پیتر سلیمانی پور و سه رنگ اثر ماهان میرعرب.

آرین کشیشی: منظومه احوالات شخصی اثر سیاوش روشن و آلبوم داماهی.

امیر دارابی: جدا از داماهی آلبوم «رفته از دست» گروه کامنت و «احوالات شخصی پنج» اثر یاسمین شاه حسینی.

عکس‌ها: عارف طاهرکناره

58247

کلید واژه‌ها : موسیقی - موسیقی پاپ -
مطالب مرتبط
1 دیدگاه
  • بی نام
    یکشنبه 11 مهر 1395 - 16:31:44
    پاسخ
    0 2

    جز دوست دارم ، راک نه

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

x