۰ نفر
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۹

می‌گویند آدمی از آن‌چه نمی‌شناسد می‌ترسد چرا که امنیتش را تهدید می‌کند.

این ترس از همان ابتدای پیدایش سینما به این رسانة تازه وارد پای گذاشت و با گذشت بیش از یک صد سال، هم چنان به عنوان ژانری همیشگی، میلیون‌ها تماشاگر در سرتا سر جهان را می‌ترساند. سیر تاریخی ژانر ترس در سینما را اگر به شکلی گذرا دنبال کنیم، پی خواهیم برد که تغییر و تحول آن ربط مستقیمی به مخاطبانش داشته است.

اگر زمانی «حملة ربایندگان اجساد» در دهة 1950 تماشاگر را می‌ترساند، اکنون دیگر نمی‌تواند تماشاگر دهة ابتدایی قرن بیست و یکم را بترساند. برای همین سینما راه‌کار‌های تازه‌ای برای ترساندن مخاطبانش پیدا کرد. دو نمونة «جادوگر شهر بلیر» و «دیگران» تلاش‌های جدید سینما برای راه یافتن به ساختار‌ی تازه هستند تا من و شما بترسیم. تازه‌ترین نمونه‌ای که در دنباله روی از چنین ساختاری، به نمایش درآمده paranormal activity است که می شود آن را به «کنش فرا طبیعی» ترجمه کرد. پیش از پرداختن به روایت فیلم، نکتة قابل توجه در ساخت چنین فیلمی، مستقل بودن آن است.

به این معنا که فیلم دارای تولیدی عظیم نیست. بازیگران متعدد ندارد و تقریباً به‌طور کامل در فضا‌های داخلی رخ می دهد. بودجة فیلم معادل 500 هزار دلار است. به عبارت دیگر، می شود فیلمی سینمایی ساخت که در سینما‌ها اکران شود و خرج چندانی روی دست تهیة کننده‌اش نگذارد و می‌شود این امید را داشت که فیلمی با چنین ساختاری، نه تنها در اکران خرج حودش را دربیاورد بلکه حتی به سودآوری نیز برسد که در این مورد چنین اتفاقی افتاده است. در واقع بهترین بهانه برای نوشتن دربارة فیلم‌هایی از این دست، پند لقمان حکیم به انسان‌های خردمند است.با‌ها و در چند سال اخیر کارگردان‌های سینمای ایران، تلاش‌هایی برای ساخت فیلم‌های ژانر ترس کرده‌اند که عموماً ناموفق بوده است. آن‌ها یا سراغ «اسلشر»‌ها رفته‌اند یا خواسته‌اند فرمول‌های کهنه شدة «جن‌گیر»‌ها را تکرار کنند. در حالی که ساختار‌های تازه‌ای وجود دارند که هم جواب داده‌اند و هم نیازی به امکانات و پول فراوان نداشته اند. «کنش فراطبیعی» از همین جنس فیلم‌ها است. فیلم، داستان پیچیده ای ندارد.

زوجی جوان زندگی تشکیل داده اند و در خانه‌شان زندگی می‌کنند. به تدریج اتفاق‌هایی می‌افتد. زن صدا ها و زمزمه‌هایی می‌شنود. مرد تمام لحظات زندگی‌شان را با یک دوربین ویدئویی ضبط می‌کند. در ابتدا ظاهراً خبری نیست اما به تدریج ماجرا جدی و جدی تر می‌شود. دوربین مرد جوان هنگامی که او و همسرش خواب هستند، حرکاتی را ضبط می کند. شی هنگام در اتاق خود به خود بسته می‌شود. صدا ها بیشتر و بیشتر می‌شوند. حالا دیگر علائم ضبط نشان می دهند که موجودی ناشناخته در خانه است که می خواهد زن را با خود ببرد. سرانجام این آن موجود ناشناخته است که این دو را «شکست» می‌دهد.

فیلم البته از ضعف فیلم‌نامه رنج می‌برد. هیچ وقت جواب درستی نمی‌گیریم که چرا زن و شوهر از این خانه نمی‌روند. تنها این زن است که مخالفت می‌کند و در خانه می‌ماند. اما نقطة قوت فیلم در این است که هیچ چیزی برای ترسیدن نشان نمی‌دهد و تنها برای ترساندن تماشاگرش، از نشان ندادن استفاده می‌کند. هرچه عامل ترس است، به طور غیر مستقیم نشان داده می‌شود. فیلم با نشان ندادن عامل ترس است که می‌ترساند. نقطه ضعف دیگر فیلم پیروی آشکارش از نمونه‌ایی مانند جادوگر شهر بلیر است. در پایان فیلم، اشاره هایی می‌شود که این ماجرا تماماً واقعی است که می‌دانیم نیست.آن‌چه در واقع انگیزة اصلی نوشتن یادداشت حاضر است، یاداوری این است که در سینمای ایران، فیلم سازان حرفه‌ای هیچ‌گاه از انکانات سینمای تجربی در ساخت فیلم هایشان بهره نمی‌گیرند.

 هنوز و در ذهن بسیاری از تهیه‌کنندگان و کارگردان‌ها این دیدگاه وجود دارد که سینمای حرفه‌ای باید چشم نواز باشد، دکور‌ها و صحنه‌های پر طمطراق داشته باشد، بازیگرانش همگی سوپر استار باشند و رنگ و لعاب فیلم است که آن را در نزد تماشاگر محبوب خواهد کرد. نتیجة چنین دیدگاهی بالارفتن هزینه‌های یک فیلم سینمایی است. یادمان باشد که شکست احتمالی فیلمی که ساختاری تجربی داشته باشد، به مراتب کم‌تر از فیلمی است که با صد‌ میلیون تهیه می‌شود. اما این نکته را نیز فراموش نکنیم که وقتی از ساختاری تجربی سخن به میان می‌آید، صورت و ظاهر یک فیلم تنها در نظر نباید گرفته شود. داستان و فیلم‌نامة تجربی هم منظور نظر هست. داستان تجربی چه داستانی است؟ چنین داستانی، بیش از هر امر دیگری باید داستان‌گویی و توجه به مخاطب را در نظر داشته باشد.

داستان و فیلم‌نامة تجربی انتزاعی نیست. به عبارت دیگر از ماجرا ها و اتفاق‌هاییب هره می‌برد که در نگاه نخست ساده و معمولی به نظر می‌رسند. هنوز هم معتقدم صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها بهترین منبع برای نوشتن داستانی سینمایی هستند. یک فیلم نامه با ساختاری تجربی از واقعیت جهان پیرامون غافل ممی‌شود. فیلم که همه‌اش خواستگاری و ازدواج و بامزه بودن شخصیت‌ها و طنز‌آمیز بودن فضا نیست. حیطه‌های نامکشوفی در گوشه و کنار ما کشف ناشده باقی مانده اند. همین ژانر ترس را در نظر بگیرید. ساختن فیلمی در ژانری که هم چنان تماشاگر دارد و دستمایه‌اش هم تقریباً هر روز در صفحه‌های یاد شده، منتشر می‌شود؛ کار دشواری نیست. بالاخره اگر یکی پیدا شود و این را امتحان کند، چه بسا دیگران هم به میدان بیایند و این حیطه را بیازمایند. ابتدا همین یادداشت گفته شد:« آدمی از آن‌چه نمی‌شناسد می‌ترسد » بسم الله...

کد مطلب 60925

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نامی IR ۱۲:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
    0 0
    جالب بود