در سوگ آندره آرزومانیان
یک پیانیست کلاسیک صد درصد ایرانی
قاضیزاده، سمیه - سمیه قاضیزاده
نمیتوانم با قطعیت بگویم هیچ پیانیستی جای آندره آرزومانیان نمیآید، اما احتمال خیلی کمی وجود دارد به این زودیها پیانیستی با ذوق و پنجه پرتوان او در موسیقی ایران فعالیت کند.
یکی از دردسرهای بزرگ اکثر آهنگسازان این است که نوازنده با آهنگسازی آشنایی نداشته باشد و در اجرای قطعات آن درک عمیق و لازم را به کار نبندد. آرزومانیان اما از آن دسته نوازندگانی بود که نه تنها آشنایی بسیار خوبی با موسیقی کلاسیک غربی داشت و در نوازندگیاش به وضوح میشد تبحر را دید که در آهنگسازی هم چیرهدست بود.
با این حال تواضع مثالزدنیاش هرگز مانع نمیشد در اجرای قطعات همکاران آهنگسازش فعالیت نداشته باشد و پارت پیانو قطعاتشان را اجرا نکند. در کنار اینها آرزومانیان در اجرای قطعات پیانوی هر آهنگسازی بسیار همگام و همسو با سبک آن آهنگساز مینواخت و در این زمینه بسیار استادانه عمل میکرد.
آنقدر که به اعتقاد بسیاری از آهنگسازانی که با او همکاری داشتند او به بار معنوی قطعات میافزود. اگر لازم بود میزانهایی را بسته به سبک و سیاق آهنگساز و حال و هوای قطعه آرامتر و در صورت لزوم قویتر مینواخت تا آن حال خاص دربیاید.
آندره آرزومانیان بیشک یکی از پیانیستهای کلاسیکی بود که بسیار خوب به حال و هوای ایرانی قطعات آهنگسازان اشراف داشت و این را در شیوهی نوازندگیاش نشان میداد. اگر سولوی پیانوی آلبوم «قطعاتی برای پیانو و ارکستر» مجید انتظامی را شنیده باشید، شما هم به این نکته اعتراف میکنید که چقدر خوب از پس اجرای دشوار و تکنیکی قطعاتی با تم آذری برآمده است.
قریحهای که در کمتر پیانیست کلاسیکی پیدا میشود. شاید یکی از دلایل توفیقش در نواختن شیرین قطعات با تم ایرانی آشنایی بسیار خوب او با موسیقی پاپ بود که باعث شده بود درک عمیقی از قطعهای که در حال نواختنش بود پیدا کند. او تنها یک نوازنده در حال انجام وظیفه نبود.
علاوه بر این او در مقام آهنگساز بهویژه آهنگساز موسیقی فیلم ملودیپرداز خوش ذوقی بود و طی سالهای فعالیتش در این حوزه هم توانست با سینماگران برجستهای همکاری داشته باشد و موسیقیهای خوبی هم بسازد.
نسل قدیم نوازندگان و آهنگسازان ایرانی را شاید هرگز نتوان با نسل جدید مقایسه کرد، چرا که اغلبشان روحیهای تجربهگرا داشتند و بنا به این داشتن چنین روحیهای هرگز خود را در حصار یک سبک قرار نمیدانند، اتفاقی که باعث میشد با سبکها و فرمهای دیگر آشنا شوند؛ چیزی که خواه ناخواه روی هنرشان تاثیری شگرف میگذاشت و آن را ماندگار میکرد.