با دقت در مبانی انسان شناسانه اندیشه های امام (ره) می توان به جرات گفت در نگاه ایشان مردم دارای جایگاه رفیعی هستند.

اما در کنار جایگاه و منزلت مردم در نگاه امام (ره) نکات دیگری نیز به چشم می خورد که بدون فهم آنان درک کامل منظومه معرفتی ایشان محال است . بدون شک هدف امام که همان هدف انبیاست ، معرفت‌الله و بسط عرفان خداوند و معنویت در روی زمین است. هم‌چنین می‌توان گفت در ذیل این هدف غایی اهداف دیگری چون بحث عدالت اجتماعی و مفاهیمی که امام همواره از آن یاد می‌کردند همچون آزادی ، جمهوریت و حضور مردم نیز وجود دارد . ایشان علی‌رغم این که بحث ولایت فقیه را که به گونه‌ای در طول ولایت خدا قرار دارد ، مطرح می‌کردند ، معتقد بودند حتی حرف صواب را هم نمی‌توان به زور بر مردم تحمیل کرد، بلکه باید حرف صواب را با ارشاد مردم و آگاهی بخشیدن ، به آنان فهماند تا بدین گونه مردم خود انتخابگر باشند.

طرح چنین رویکردی از سوی حضرت امام به این دلیل است که در انسان‌شناسی ایشان راه سعادت و شقاوتی که پیش روی انسان است راهی خواهد بود که انسان‌ها خود اختیار می کنند و ممکن نیست امری را با زور به مردم تحمیل کرد . از این روست که ایشان می فرماید : ((انسان تا منزل حیوانیت با سایر حیوانات هم قدم بوده است و از این منزل دو راه سعادت که صراط مستقیم رب‌العالمین است و راه شقاوت که طریق معوج شیطان است را در پیش دارد و باید با قدم اختیار چنین مسیرهایی را طی کند )) . بدین خاطر وقتی به رویکرد امام (ره) در نسبت میان ولی فقیه و مردم نگریسته می شود می توان چنین فهمید که اساسا رابطه «ولی» و «مولی‌علیه»، یک رابطه عاشقانه طرفینی است . وقتی نگاه امام تا این حد عاشقانه است که در همه جا غصه مردم را می خورند پس استناد به آرای خداوند برای ظلم به مردم و تحت فشار قرار دادن آنها ، مسلما در جهت ناسازگاری با اندیشه‌های حضرت امام قرار دارد .

البته این امر به این معنی نیست که در اندیشه‌های امام هیچ تبری و تولایی وجود نداشته است و مسلم است تولی و تبری وجود دارد . امام با هر کسی که راه خدا و راه فطرت را انتخاب می‌کند هم‌نواست و تمام تلاشش بسط توحید است و در این راستا کسانی که در جهت سد کردن راه توحید قدم برمی‌دارند مورد توجه ایشان قرار نخواهند گرفت و می‌توان گفت که این روند نشانگر تاکید امام بر وجه تربیتی و هدایت انسان است . در نگاه امام باید در استقرار و تعین نظام جمهوری اسلامی رای مردم را دخیل دانست و همگی بعد از استقرار نظام باید از ولی فقیه اطاعت کنند . اما با وجود چنین تعینی قرار نیست ولی فقیه حتی رای صوابی را بر مردم تحمیل کند؛ چنانچه در عبارات مختلف از امام (ره) این مساله وجود دارد که ما حق تحمیل اندیشه و فکری را به کسی نداریم .

با توجه به رابطه‌ دو سویه‌ای که در تاریخ ما میان جمهوریت و اسلامیت وجود دارد اگر ما به نام اسلامیت مردم را کنار بزنیم در حق خود اسلامیت جفا کرده‌ایم و اگر به نام جمهوریت، دین را کنار بزنیم در حق جمهوریت جفا کرده‌ایم و اصلا وجود چنین روندی با فلسفه سیاسی جمهوری اسلامی منافات دارد؛ بنابراین ما همواره باید به سخنان امام نگاهی فرازمانی و فرا مکانی داشته باشیم، در مواردی نیز اندیشه‌های امام را به صورت تئوریک بسط دهیم و سپس به اشاعه آن در جامعه بپردازیم . متاسفانه تفسیر ما از اندیشه‌های امام (ره ) یک سویه بوده و یا به سمت جمهوریت و رضایت‌گرایی یا به سمت نوعی فضیلت‌گرایی و بی‌توجه به حضور مردم تمایل پیدا کرده است، به این ترتیب من فکر می‌کنم ما یک بار دیگر باید مبانی تئوریک اندیشه امام را خوب فهم کنیم و واقعا فلسفه سیاسی امام را بفهمیم تا از این راه بتوانیم در جهت فهم مسائل مکانی و زمانی خود، پرتوافشانی کنیم .

کد مطلب 66223

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =