بنیاد باران برای هر خبرنگاری میتواند جای مناسبی برای مصاحبه باشد؛ یک محیط ساکت و آرام که در هر دو باری که به آنجا رفتهام غیر از مدیرعامل و دفتردار کمتر کسی را در آنجا دیدهام. هر دو بار هم مصاحبه با مرتضی حاجی، مدیرعامل بنیاد باران بود. این بار برای یک گفتوگوی انتخاباتی به سراغ وی رفتیم. حاجی کمتر پیش میآید که در مصاحبه عصبانی شود و اگر هم شود نشانهاش پاسخهای کوتاهی است که در جواب سؤالات میدهد. آخر مصاحبه با شیرینی باقلوا پذیراییمان میکند و میگوید که از کرمان رسیده. به شوخی میگویم نکند شما هم در سفر استانی کرمان همراه رئیسجمهور بودهاید ـ روز قبل مصاحبه رئیسجمهور در کرمان بود ـ که میگوید به باقلوا نمیدهند بلکه از آنها با سیبزمینی رایگان که در شهرها به مردم میدهند پذیرایی میکنند. گلایه هم میکند که وقتی خاتمی به شیراز سفر کرده، دولت سیبزمینی رایگان بین مردم آنجا توزیع کرده تا کمتر از خاتمی استقبال کنند. مصاحبه نه چندان طولانی ما با مرتضی حاجی را در زیر میخوانید.
محسن تولایی
یک سؤال مهم در خصوص حضور آقای خاتمی در انتخابات این بود که چطور شد کسانی که در اواخر دولت دوم ایشان پروژه عبور از خاتمی را مطرح کردند دوباره در سال 87 پشت سر ایشان برای انتخابات دهم اجماع کردند؟
هیچ تشکیلات سیاسی اصلاحطلبی چنین موضعی نداشته؛ نه مشارکت و نه مجاهدین انقلاب. برخی افراد نظرات شخصی داشتند و بعد هم به اشتباه بودن سخنشان پی بردند. انسانها در مواجهه با واقعیتها، در مواضعشان تجدیدنظر میکنند. ضمن این که این افراد معدود و انگشت شمار توسط مخالفان دولت آقای خاتمی بزرگ شدند در حالی که تأثیرگذاری آنها در مجموعه اصلاحطلبان اصلاً قابل توجه نبود. چه بسا افرادی هم به صورت تحریک شده سخنانی میگفتند. برخی افراد توقع تندروی بیشتری داشتند و فکر میکردند که آقای خاتمی دارد سازشکارانه عمل میکند، لذا سخنانی گفتند که بهانه به دست رسانههای مخالف آقای خاتمی داد، در حالی که اگر به این موضوع پرداخته نمیشد، این صدا گم میشد و هیچ اهمیتی نمییافت. همان افراد امروز فهمیدهاند که خواسته یا ناخواسته ابزار تبلیغات مخالفان آقای خاتمی را فراهم کردند و این یک اشتباه سیاسی بود. هر چند شاید بعضی از آنها الان هم روی مواضعشان باشند ولی من فکر میکنم آنهایی که صداقت داشتند متوجه شدند که موضعگیری آن روزشان، درست نبوده و بیشتر آب به آسیاب مخالفان آقای خاتمی ریختهاند تا این که بخواهند قدمی به سمت اصلاحات پرشتابتر بردارند.
شما میگویید معتقدان به پروژه عبور از خاتمی را مخالفان دولت بزرگ کردند درحالی افرادی مثل بهزاد نبوی، تاجزاده و سعید حجاریان کم کسانی نیستند. آقای حجاریان به عنوان مهمترین تئوریسین اصلاحات مطرح هستند.
آخر یک وقت کسی مثل من این حرف را میزند، یک موقع آقای بهزاد نبوی.
فکر میکنید جنس خواستههای افراد قائل به پروژه عبور از خاتمی چه بود؟ چون این خواستها میتوانند در هر زمانی مطرح باشند و رؤسای جمهور را در معرض فشار قرار دهند. فرض کنید این خواستهها میتوانند در مورد آقای میرحسین موسوی نیز مطرح بشوند.
نوعاً در جلساتی که بین شما و آقای خاتمی برگزار میشد، رئوس خواستههای اصلاحطلبان از آقای خاتمی چه بود و ایشان چه تعهداتی را پذیرفتند؟
پس اصلاحطلبان بر چه مبنایی تصمیم گرفتند دوباره از آقای خاتمی در انتخابات حمایت کنند؟
درخصوص ورود آقای میرحسین موسوی به صحنه انتخابات، این سؤال مطرح است که آیا نمیشد ایشان با هماهنگی بیشتری با اصلاحطلبان اعلام کاندیداتوری کنند؟ از آن جایی که ایشان در سخنانشان ابراز علاقه خاصی نسبت به آقای خاتمی دارند شاید بهتر میبود با یک هماهنگی، زمینه احترام به آقای خاتمی را نیز حفظ میکردند.
بحث آقای میرحسین را نگفتید.
آقای حاجی این احساس وجود دارد که اصلاحطلبان از حضور آقای موسوی در انتخابات غافلگیر شدند. این را قبول دارید؟
چه شد که ایشان بدون هماهنگی با جبهه اصلاحات وارد انتخابات شدند؟
شما هیچ پیشبینیای از حضور ایشان در انتخابات نداشتید؟
ایشان در جلسات خود با اصلاحطلبان چه تعهداتی را پذیرفتهاند؟
به هرحال حتماً اصلاحطلبان برخی درخواستهای سیاسی داشتهاند؟
یعنی همین که آقای احمدینژاد عوض بشود برای شماکافی است؟
یعنی شما کف و سقف خواسته ندارید؟
یعنی به چیزی غیر از تغییر آقای احمدینژاد فکر نمیکنید؟ این که برنامه اداره کشور چه خواهد بود و ...
یعنی الان آقای موسوی برای اداره کشور برنامه ندارد و فقط از موضع سلبی و نفی آقای احمدینژاد وارد شده؟
خوب از رئوس فکری و اندیشهای ایشان برای ما بگویید.
برخی از اصلاحطلبان در مصاحبههای خود گفتهاند آقای خاتمی قدرت رأی بیشتری نسبت به آقای موسوی داشت. میخواهم بدانم با این اوصاف و شرایطی که شما درخصوص ضرورت تغییر آقای احمدینژاد گفتید تصمیم عقلانی شاید این بود که آقای خاتمی در عرصه انتخابات باقی بمانند.
آقای عطریانفر معتقد بودند که آقای خاتمی دلایل خاصی برای کنار رفتن داشت که قابل بازگو نیست و گفتند به آن اشاره نمیکنند. میخواهیم از شما بپرسیم آن دلایل خاص چیست؟
پس فکر میکنید با ورود آقای میرحسین موسوی به انتخابات، شرایط برای اصلاحطلبان متفاوت از قبل شده؟
خیلی از حامیان آقای خاتمی میگویندای کاش ایشان در عرصه باقی مانده بود.
کمی به قبل برگردیم. همانطور که اشاره کردیم آقای موسوی در صحبتهای خودشان از اصولگرایی و ارزشمداری نیز میگویند. فکر نمیکنید این شعارها با گفتمان آقای احمدینژاد اشتراک داشته باشد؟
آقای حاجی، برخی گمانهها حاکی از این است که احتمالاً آقای کروبی به نفع آقای میرحسین از صحنه انتخابات کنار میکشند. شما چه فکر میکنید؟
برای شما فرق نمیکند کدام یک از این دونفر باقی بمانند؟
کدامیک از منظر شما مقبولتر هستند؟

| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||